کتاب «نگرشی نو به سیاست فرهنگی» به نوعی حاصل ترجمه‌های پیشین این دو مؤلف، نعمت الله فاضلی و مرتضی قلیج، از کار‌های کسانی مثل تام موریس و جیم مک گوییگان محسوب می‌شود که سعی کرده از دیدگاه مطالعات فرهنگی و با رویکرد انتقادی به مبحث سیاست گذاری فرهنگی بپردازد.

در پیشگفتار کتاب ذکر گشته که کتاب پیش رو هم چنین حاصل تدریس چندساله‌ی درس برنامه ریزی فرهنگی در مقطع کارشناسی ارشد رشته‌ی مطالعات فرهنگی در دانشگاه علامه طباطبایی نیز می‌باشد.

«سیاست گذاری فرهنگی در معنایی محدود، تولید، توزیع، مصرف وبازنمایی محصولات فرهنگی است (فاضلی و قلیج، ۳: ۱۳۹۲)؛ تعریفی است که از سیاست فرهنگی در این جا ارائه می‌شود. در ادامه به اهمیت این مقوله تا آنجا تأکید می‌شود که به دلیل تأثیری که حتی سیاست‌ها و خط مشی‌های اقتصادی و اجتماعی بر ساحت فرهنگ می‌گذارند، هر سیاست اجتماعی یک سیاست فرهنگی به شمار می‌رود. همگن سازی‌های فرهنگی، بحث‌های چالش برانگیز بر سر سیاست گذاری فرهنگی از حیث نظری و عملی از مشکلاتی است که در این راستا مطرح می‌شود.

مؤلفان در نُه فصل علاوه پرداختن به کشورهای اروپایی در جهت نشان دادن الگوهای مختلف سیاست فرهنگی، ایران را هم به عنوان یکی از میدان‌های تحقیق خود در نظر گرفته‌اند. از خلال یک نگاه تاریخی، الگویی را که برای فهم مطالعات سیاست فرهنگی در ایران ارائه می‌گردد، از آغاز شکل گیری پدیده‌ی اجتماعی سیاست فرهنگی که معتقد است پدیده‌ای مدرن است، مطرح می‌شود. در واقع رویکرد کتاب به گونه‌ای است که نیروی اصلی و مؤثر در شکل دادن به فرهنگ و تحول آن را جامعه‌ی مدنی می-داند و اعتقاد دارد که فعالیت‌های دولت محدود به زمینه هایی مثل سیاست گذاری فرهنگی و میراث فرهنگی و مقولاتی از این دست بوده است. با در نظر گرفتن زمان ورود دولت به ایران یعنی از نیمه قرن نوزدهم و بعد در ادامه، طرح تاریخی مداخله‌ی دولت در حوزه‌ی فرهنگ که از زمان رضاشاه تاکنون به یکی از مهم ترین ارکان نظام سیاسی در ایران تبدیل شده است.

فاضلی و قلیج در بخشی دیگر به چند روند کلی در مطالعات سیاست فرهنگی در ایران اشاره می‌کنند. «منابع و متون مطبوعاتی و رسانه ای» و یا به تعبیری گفتمان عمومی سیاست فرهنگی یکی از این روند هاست. این گفتمان از گفتگو میان سه گروه از افراد یعنی سیاستمداران ومدیران، ذی نفعان و صاحبان حرفه‌ها و مشاغل و روشنفکران و روزنامه نگاران شکل می‌گیرد. روند بعدی گفتمان پژوهشی سیاست فرهنگی است که که از اصلی ترین موضوعات آن چالش‌ها و مشکلات سیاست فرهنگی در ایران و دیدگاه‌ها و رویکردهای نظری، تحلیلی و روش شناختی در مطالعه‌ی سیاست فرهنگی و.. است و این‌ها جزء اصلی-ترین مباحثی است که این کتاب سعی دارد از یک نگاه انتقادی به آن‌ها بپردازد. رویکردی که در ایران بیشتر از سایر موضع-گیری‌ها به آن پرداخته شده، رویکردی ابزاری و مدیریتی به سیاست فرهنگی است که تهی از وجه انتقادی است و بیشتر همسو با ساختاری است که مصرف فرهنگی مردم را جهت داده و هدایت می‌کند.

مباحث نظری درباره‌ی گفتمان مطالعات سیاست فرهنگی از نظر مطالعات فرهنگی در ایران که دستور کار و هدف اصلی کتاب حاضر است، در نُه فصل مدون شده است.

۱. بنیان‌های نظری و ضرورت‌های عملی سیاست گذاری و برنامه ریزی فرهنگی
۲. مطالعات فرهنگی و سیاست فرهنگی
۳. سیاست فرهنگی ابزاری و سیاست فرهنگی انتقادی
۴. ایدئولوژی و سیاست فرهنگی
۵. گفتمان‌ها و انواع سیاست فرهنگی
۶. موضوع سیاست فرهنگی در کشورهای اروپایی و غرب
۷. جهانی شدن فرهنگ و گفتمان‌های سیاست فرهنگی
۸. سیاست گذاری فرهنگی در ایران معاصر از چشم انداز مطالعات فرهنگی
۹. برنامه ریزی فرهنگی برای توسعه شهری وشهرهای خلاق

کتاب با طرح چالش‌های نظری سیاست فرهنگی و امکان برنامه ریزی در این زمینه از حیث نظری آغاز می‌شود. در واقع دو فعالیت اساسی برای شناخت چیزی به نام برنامه ریزی و سیاست فرهنگی از ملزومات دانسته می‌شود؛ یکی واکاوی مفروضات نظری و دیگری تبار شناسی آن از منظری فوکویی.

در بخش بعدی خط سیر رشته مطالعات فرهنگی مد نظر نویسندگان است چرا که برای پاسخ گویی به سوالات بنیادین این فصل در قالب چگونگی ورود و طرح سیاست فرهنگی در مباحث مطالعات فرهنگی، یک نگاه تاریخی مورد نیاز است. در ادامه به کار کسانی مثل «بنت» و «آنجلا مک رابی» که توجه به سیاست فرهنگی را برای مطالعات فرهنگی ضروری و حلقه‌ی گمشده‌ای برای آن عنوان کرده‌اند، اشاره می‌گردد.

در فصل سوم با دو رویکرد مواجه هستیم؛ رویکرد ابزاری که در دستور کار رشته مدیریت است و رویکرد انتقادی که جزئی از مطالعات فرهنگی محسوب می‌شود.. در این بخش از نقطه نظر هابرماس درباره‌ی علایق شناختی و تقسیم بندی آن به سه گونه‌ی ابزاری، فهم متقابل و رهایی ساز نیز استفاده می‌شود.

کتاب در یک چارچوب مقایسه‌ای، نوع تصمیم گیری این دو رویکرد را در مقابل یکدیگر قرار می‌دهد. و بدین ترتیب نگاه مدیریتی معطوف به برنامه ریزی، محافظه کارانه و با هدف تثبیت قدرت دست به انتخاب و برنامه ریزی می‌زند و در مقابل رویکرد مطالعات فرهنگی با هدف تغییر، دسترسی و برابری و از جانب دیگر شناخت سیاست فرهنگی مدون می‌گردد.

فصل چهار و پنج بر ایدئولوژی سیاست فرهنگی و همین طور گفتمان‌ها و انواع سیاست فرهنگی متمرکز است.

بررسی آرای کسانی مثل ژان بشلر، جان تامپسون، اسلاوی ژیژک و لویی آلتوسر در خصوص مفهوم ایدئولوژی و تأکید بر این نکته که درک ایدئولوژی برای شناخت و فهم شیوه‌ای که دولت در امور فرهنگی مداخله می‌کند، از ضروریات است. در انتها به نظام-های برنامه ریزی در کشورهای مختلف و ایدئولوژی پنهان هر کدام از این‌ها پرداخته می‌شود که به شناخت انواع سیاست گذاری-های فرهنگی کمک می‌کند.

بحثی که در فصل پنجم کتاب شکل می‌گیرد، با تأسی از مک گوییگان، سه گفتمان سیاست فرهنگی یعنی دولتی، بازاری و مدنی مطرح می‌شود و این یکی دیگر از اشتراکات این کتاب با کتاب-های نام برده شده در ابتدای متن است.

فصل ششم سه کشور اروپایی، فرانسه-سوئد-ایالات متحده، به عنوان نمایندگان تلقی‌های خاصی که از سیاست گذاری فرهنگی وجود دارد، مورد بحث هستند و پرداختن به این کشور‌ها به عنوان الگو برای مقایسه‌ی دیگر کشورها مفید دانسته می‌شود.

در فصل هفتم شاهد ذکر نظریات و گفتمان هایی هستیم که در جریان جهانی شدن فرهنگی به کار برده شده‌اند. ازنظریاتی مثل امپریالیسم و گردش شبکه‌ها گرفته تا گفتمان هایی نظیر مقاومت، قرنطینه سازی و توسعه‌ی بازارهای جهانی.

فصل هشت همان طور که اشاره هم می‌شود، بازنویسی گفتگویی است که نعمت الله فاضلی با کارشناسان و دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته‌ی سیاست گذاری و برنامه ریزی فرهنگی انجام داده است. در این بخش تلاش شده که سه سطح از سیاست فرهنگی از یکدیگر تفکیک شوند؛ سیاست فرهنگی آرمانی و مطلوب، محقق و تجربه شده.
و «موضوع چرخش فرهنگی در برنامه ریزی شهری و نقش فرهنگ در نظریات توسعه و اقتصاد نوین» (فاضلی و قلیج، ۱۶: ۱۳۹۲) خلاصه‌ای است از آنچه که برای فصل پایانی در نظر گرفته شده است.

مشخصات کتاب:

فاضلی، نعمت الله و قلیج، مرتضی. (۱۳۹۲) نگرشی نو به سیاست فرهنگی: سیاست فرهنگی از دیدگاه مطالعات فرهنگی. تهران: تیسا.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)