مجموعه گورستانی که از زمان تاسیس آن زیر عنوان بهشت زهرا خوانده می‌شوند-که به عبارتی در زمره بزرگ‌ترین آرامگاه‌های دنیاست- دراوایل تابستان سال ۱۳۴۹ با تصمیم غلامرضا نیک پی شهردار وقت تهران در قطعه زمینی به وسعت ۳۱۴ هکتار درجنوب تهران و در دو کیلومتری کهریزک واقع در مسیر تهران-قم رسما افتتاح شد. البته مقدمات تاسیس این نهاد از دوران کوتاه مدت شهرداری محمد علی خان صفاری در سال ۱۳۴۶ رسما آغاز شد و در واقع در زمان مدیریت این شهردار بود که با خرید همین ۳۱۴ هکتار زمین، مقدمات تاسیس بهشت زهرا به عنوان یک مجموعه قبرستان متمرکز خارج از شهر تهران عملی شد. پس از خروج صفاری از شهرداری تهران، این سمت به منوچهر پیروز رسید و دردوران ۱۰ ماهه مدیریت او تنها این فرصت پیش آمد تا دیوارکشی بر روی زمین‌های این مجموعه انجام شود. اما با آغاز مدیریت جواد شهرستانی در سمت شهرداری تهران، درخت کاری این مجموعه آغاز شد و پس از مدت کوتاهی به پایان رسید و هنگامی که نیک پی در سال ۱۳۴۸ شهردار تهران شد، کمتر کسی گمان می‌کرد که این مجموعه بتواند حدود یک سال بعد افتتاح شود و بیشتر گمانه زنی‌ها بر این استوار بود که به پایان رسیدن این پروژه عظیم حداقل تا دو سه سال دیگر زمان می‌برد. اما نیک پی با عزمی استوار و راسخ این مهم را در مدت زمانی کوتاه به انجام رساند. به این ترتیب بهشت زهرا در بعدازظهر بیست و پنج تیر ۱۳۴۹ با حضور نیک پی، رییس انجمن شهر، آیت الله شهرستانی، مهندس سمیعی (معاون شهرداری) و برخی ازمعتمدین مناطق مختلف تهران افتتاح شد.


در این گردهم آیی، مدیرعامل گورستان جدید تهران گزارشی از جوانب مختلف کاروامکانات این مجموعه ارائه کرد و گفت: «درگورستان جدید تهران تعداد هزاردرخت کاشته شده وهفت چاه عمیق حفر گردیده است. تاسیسات این واحد بر طبق تشریفات عرف و مذهب رو به قبله است و در آنجا مسجد بزرگ، سالن تشریفات و برگزاری مجالس سوگواری، غسالخانه، سردخانه و دیگر تاسیسات ساخته شده است. و گورستان جدید تهران برای مدت ۲۵ سال کافی است» گفتنی است که در آن زمان نرخ کفن و دفن در گورستان مدرن تهران با مشورت غلامرضا نیک پی، شهردار وقت با آیت الله خوانساری، مبلغ ۱۴۰ تومان تعیین گردید. در همان زمان نظر آیت الله خوانساری بر این بود که نرخ هرچه کمتر باشد، بهتر است. از زمان افتتاح این گورستان به مدت یک ماه هیچ مرده‌ای را در آن دفن نکردند و کسی از مردم تهران از آنجا به دلیل دوری راه استفاده نکرد. حتی در آن زمان شایعه شد که جایزه‌ای تعیین کرده‌اند و براین اساس گفته شده بود به بازماندگان نخستین فردی که در گورستان به خاک سپرده شود یک دستگاه پیکان سواری جایزه داده خواهد شد و پس از یک ماه اولین نفر را در این گورستان به خاک سپردند؛ فردی که «محمد تقی خیال نام داشت که در قطعه یک، ردیف یک و شماره یک بهشت زهرا برای همیشه آرام گرفت. البته تنها بازمانده آن مرحوم که دختر ایشان است وامروزه بیش از هشتاد سال سن دارد شایعه دریافت جایزه را تکذیب می‌کند. در ابتدا به دلیل کثرت قبرستان‌های مختلفی که در شهر وجود داشت مانند مسگرآباد، سنگلج، امامزاده، عبدالله، ظهیرالدوله، امامزاده صالح، ابن بابویه، باغ توتی شهرری، گورستان سه دختران (که در فاصله ۵۰۰ متری از جنوب حرم عبدالعظیم قرار دارد) اهالی تهران، شمیرانات و شهر ری استقبال چندانی از بهشت زهرا نکردند. ولی کم کم ازدیاد جمعیت و تبدیل شدن قبرستان‌های درون شهر به پارک ومکان‌های دیگربهشت زهرا محلی برای دفن درگذشتگان شد ودرحال حاضر تنها گورستان فعال شهر تهران و حومه محسوب می‌شود. گفتنی است که امروزه از حدود صد و خرده‌ای قبرستان تاریخی شهر تهران، حدود شصت گورستان به صورت کامل تغییر کاربری داده‌اند و مابقی‌شان نیز اجازه دفن مرده جدیدی را ندارند. مکان هایی نظیر گل فروشی یوسف آباد، بیمارستان مسیح دانشوری، آتش نشانی میدان حسن آباد و… از جمله مکان هایی هستند که بر جنازه قبرستان‌های سابق سبز شده‌اند.

به‌هرحال این نهاد از ابتدای تاسیسش تاکنون مانند هرسازمان دیگری تغییر و تحولات بسیاری را از سر گذرانده است. یکی از مهمترین تغییر و تحولات آن به افزایش وسعت این نهاد در طی این سالها مربوط می‌شود. در واقع چون ازابتدا قراربراین بوده که این مجموعه آرامگاهها به صورت متمرکز و درخارج از مناطق اصلی شهر تهران قرارگیرند وجایگزین قبرستان‌های پراکنده دیگر برای خاک سپاری متوفیان شهر تهران باشند مسلما زمانی فرا می‌رسید که فضای این مجموعه، دیگر، گنجایش و ظرفیت خاک سپاری این همه مرده را نمی‌توانست داشته باشد؛ به همین دلیل تاکنون با صلاحدید مدیریت شهر تهران، دوبارمساحت این مجموعه افزایش پیدا کرد. یک بار در سال ۱۳۷۶ و بار دیگر در سال ۱۳۸۷. در ماه بهمن ۱۳۷۶، مدیریت شهری برای نخستین بار از زمان تاسیس بهشت زهرا با تملک ۱۱۰ هکتار زمین در ناحیه شمال و شمال شرق تهران مساحت آن را توسعه داد و در سال ۱۳۸۷ نیز سازمان بهشت زهرا بار دیگرقطعه زمین دیگری را به وسعت ۱۶۰ هکتار در بخش شرقی این مجموعه و در محدوده باقر شهروکهریزک تملک و برای دفن اموات آماده کرد که هم اکنون از آن به عنوان «قطعات جاری» یاد می‌شود و دفن اموات به صورت عادی در این قطعات انجام می‌شود.

پس امروزه مجموع مساحت بهشت زهرا ۵۸۴ هکتار می‌باشد که با احتساب مساحت حرم روح الله موسوی خمینی، مساحت مجموع دو منطقه به ۷۵۰ هکتار می‌رسد. بهشت زهرا در مجموع ۱۶۴ قطعه دارد که جهت دفن اموات به قطعات عمومی، سه طبقه، دو طبقه، قطعات غیر جاری، قطعات شهدا، خانواده شهدا صالحین، هنرمندان، نام آوران، اصحاب رسانه، مداحان اهل بیت، قطعه اهدای عضو و آرامگاههای خانوادگی تقسیم می‌شوند. همچنین می‌توان به برخی اماکن ویژه در بهشت زهرا اشاره کرد مانند: جایگاه سخنرانی خمینی در بهشت زهرا در بهمن ۱۳۵۷، مزار شهدای هفتم تیر، مزار شهدای هشتم شهریور، شهدای شاخص (مانند شهید چمران) و مشاهیر مدفون در بهشت زهرا که به این مجموعه، هویتی خاص و ویژه می‌دهد. گفتنی است که در بهشت زهرا وسعت قطعات اختصاص یافته به شهدا حدود ۱۲ هکتار و شامل ۱۴ قطعه و تعداد قطعات والدین شهدا ۴ قطعه بوده و همچنان که گفته شد تعداد ۴ قطعه نیز به هنرمندان، نام آوران و اهالی رسانه و و مداحان اهل بیت اختصاص یافته است. قطعه شهدا همچنان که از نامش بر می‌آید مدفن شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس است. قطعه والدین شهدا هم محل دفن بستگان درجه اول شهید مانند: پدر، مادر، همسر، فرزند شهید و جانبازان بالای ۲۵ درصد است که با نامه رسمی و تاییدیه بنیاد شهید انقلاب اسلامی تهران بزرگ انجام می‌پذیرد.

درباره قطعات هنرمندان، نام آوران و اصحاب رسانه نیز گفتنی است که صدور مجوز دفن در این قطعه بر عهده معاونت هنری وزارت ارشاد اسلامی یا ریاست کمیته المپیک و ریاست شورای اسلامی شهر تهران است. اما آرامگاه‌های خانوادگی دارای مساحتی حدود ۶۷ متر مربع بوده و ۲۵ قبر یک طبقه را شامل می‌شود که قابلیت تبدیل به ۲ طبقه و ۳ طبقه را دارد. قبور خانوادگی نیز در گوشه‌ای از فضای روباز به صورت قطعات دو طبقه‌ای ایجاد شده‌اند و شامل ۱۰ قبر سه طبقه‌ای است. شایان ذکر است که در بهشت زهرا برای ساختمان‌های اداری، پارکینگ، کارگاه‌های فنی و فضاهای فرهنگی تعداد ۲۴ قطعه و برای سایردر گذشتگان نیز ۱۴۰ قطعه در نظر گرفته شده است. همچنین ۷۳ هکتار فضای سبز در قالب چهار کیلومتر بلوار فضای سبز، ۳بوستان بزرگ و پارک بازی کودکان و فضای سبز حاشیه قطعات، به صورت نمای سبز، طراوت و زیبایی خاصی به تنها گورستان فعال شهرتهران داده که فضای آن را از سایر اماکن مشابه متمایز کرده است. ساختمان‌های اداری بهشت زهرا در نزدیکی ورودی گلدسته‌ها که قدیمی‌ترین ورودی و نماد شناخته شده بهشت زهراست واقع شده و امور اداری مالی و واحدهای تابعه و روابط عمومی سازمان و دفتر مدیریت عامل در آن قرار دارد.

بهشت زهرا امروزه چیزی حدود یک و نیم ملیون دفنیات را در خود پذیرفته که تفریبا رقمی در حدود جمعیت شهر در زمان افتتاح این سازمان را شامل می‌شود. مطابق آخرین آمارها، هر ساله حدود ۶۰ هزار مرده در بهشت زهرا مورد پذیرش قرار می‌گیرند که از این تعداد حدود ۱۷ هزار نفر به شهرستان‌ها انتقال داده می‌شود و ۴۳ هزار تای دیگر در بهشت زهرا دفن می‌شوند. از این تعداد حدود ۲۵ هزار نفر از قبرهای روز استفاده می‌کنند که طبق آخرین داده‌ها از ۳ طبقه قبر، طبقه نخست به صورت رایگان به فروش می‌رود و قیمت طبقات دوم و سوم حدود یک ملیون تومان است. قطعات روز درفاز سوم بهشت زهرا قراردارند و قطعات قدیمی تر که خوش آب و هواتر هستند در فازهای اول و دوم هستند. با کمی دقت بر فضای کلی بهشت زهرا متوجه می‌شویم که در این شهر، مردگان نیز مانند خود شهر تهران، اختلاف طبقاتی به صورت عیان دیده می‌شود. در این مجموعه آرامگاه ما هم قبرهایی خالی می‌بینیم هم پُر، هم دو طبقه هم سه طبقه، هم پُر دار و درخت و هم بی آب و علف، هم مسقف و هم بدون سقف و… به عنوان مثال می‌توان گفت که در این مجموعه، قیمت یک متر زمین در قطعات خوش آب و هوای بهشت زهرا حدود ۴۲ برابر قطعات جدید و حدود دو برابر قیمت زمین در شمالی ترین نقاط پایتخت است.

اما در عین حال این سازمان برای کسانی هم که توانایی مالی ندارند تمهیدات و تسهیلات خوبی فراهم کرده است. به طوری که برای چنین افرادی تمامی خدمات کفن و دفن به صورت رایگان ارایه می‌شود. همچنین مطابق قانونی که چند سال است به تصویب رسیده سازمان تعدادی از قبرهایی را که ۳۰ سال از تاریخ دفن آنها می‌گذرد با گرفتن رضایت ازخانواده متوفی، این قبور را در ازای دریافت مبلغی به افرادی که خواهان دفن عزیزانشان در آنجا هستند واگذار می‌کند. اما از دیگر تغییراتی که در این چند سال اخیر در مجموعه بهشت زهرا اتفاق افتاده افتتاح مجتمع «عروجیان» به جای سالن «متوفیات» است که پیش از این به عنوان «غسال خانه بهشت زهرا» شناخته می‌شد و فرآیند پذیرش مرده در آنجا صورت می‌گرفت. با افتتاح این سالن، اکنون بسیاری از فرآیندهای کفن و دفن ازجمله پذیرش جنازه، ابطال شناسنامه، خرید قبر، غسل جنازه، خواندن نماز میت و قسمتی از سوگواری خانواده‌ها در یک مکان واحد انجام می‌شود.

یکی از تغییرات مهم این مجتمع نسبت به غسالخانه سابق حذف شیشه هاست؛ شیشه‌هایی که تا پیش از این به بازماندگان اجازه می‌داد تا از نزدیک شاهد فرآیند شست و شو و غسل مرده‌شان باشند اکنون با دیوار پوشانده شده است و به جای آن مانیتورهایی در سالن تطهیر نصب شده که آخرین وضعیت فرد فوت شده را مخابره می‌کنند. سعید خال که حدود یک و سال و نیم از عمر ریاستش در سازمان بهشت زهرا می‌گذرد و بیش از بیست و پنج سال است که در سمت‌های مختلف مدیریتی در این نهاد فعالیت کرده است در این باره می‌گوید: «نصب مانیتور‌های اطلاع رسانی به جای شیشه‌ها که در سالن‌های تطهیر، میان مرده و بازماندگانش فاصله ایجاد می‌کند از جمله اقداماتی بوده که در راستای هوشمند سازی بهشت زهرا رخ داده است». او دراین باره توضیح می‌دهد: «درست است که متولیان فرهنگی اجتماعی جامعه همواره به ما گوشزد می‌کنند که باید به سمت مرگ اندیشی برویم و نه مرگ پرهیزی اما سلامت انسانها نیز برای ما مهم است. محصور کردن غسالخانه به سلامت روانی و بهداشتی شهروندان منجر می‌شود.». البته در این تغییر جدید، سیستمی نیز راه اندازی شده است به نام «سالن تبرعی» که سالن اختصاصی است برای کسی که بخواهد پدر و مادرش را غسل بدهد در این صورت یکی از ناظران شرعی بهشت زهرا از آنها امتحانی می‌گیرد که در صورت قبولی، افراد می‌توانند در سالن را باز کرده و متوفیانشان را مستقیماً بشورند.

در مجموع می‌توان گفت که سازمان بهشت زهرا یکی از منظم‌ترین و کارآمدترین ادارات در ایران محسوب می‌شود؛ یعنی بوروکراسی در آنجا بهتر از هر اداره و وزارتخانه دیگری عمل می‌کند و معمولاً مراجعان از آن رضایت دارند. شاید این مسئله به این خاطر باشد که هدف، مشخص است و نیازی به پارتی بازی نیست و این موضوع البته در جامعه مرگ اندیش ایران امری شگفت انگیز محسوب نمی‌شود. یعنی نباید تعجب کرد که در این مملکت، بیشترسازمان‌ها، نهادها، شرکت‌ها و وزارت خانه‌های دولتی از برآورده کردن حداقل درخواست‌ها و نیازهای شهروندان به جد عاجزند و بیشتر مردم هم از عملکرد و کارایی این مجموعه نهاد‌ها ناراضی‌اند؛ چون این موسسات و نهادها تماما با امور مربوط به زندگان سروکار دارند. اما چون بهشت زهرا مربوط به امور مردگان است در مجموع کارکردش مثبت و قابل قبول است. باید توجه داشت که قبرستان‌ها درمحوطه وسیع بهشت زهرا-که ظاهرا در زیر شاخه سازمان شهرداری قرار می‌گیرند-مدت هاست که دیگر ماهیت غیر سازمانی خود را از دست داده‌اند و نام‌شان هم از «قبرستان» به «سازمان» تغییر یافته است؛ اتفاقی که حتی برای محافظت از فضای‌های سبز شهر نیز رخ داده است و این سازمان وسیع شهرداری است که متولی رشد و نگهداری از آن می‌شود، نه شهروندان.

سعید خال در گفت وگویی درباره نظم و چارچوب مندی این سازمان چنین می‌گوید: «بهشت زهرا یک سازمان بدون وقفه و بدون تعطیلی است. ما یک ارزش سازمانی داریم که سازمان مانند ساعت کار می‌کند و می‌توان گفت که از ۲۵ تیر ۱۳۴۹ که نخستین متوفی در بهشت زهرای تهران دفن شد تا به امروز، اینجا حتی برای یک روز، یک ساعت و حتی یک دقیقه تعطیل نشده است» در بهشت زهرا همه می‌دانند که چه کاری را باید انجام دهند و پایان مسیر کارها مشخص است. در آنجا، انضباط بربدن هایی اعمال می‌شود که صامت‌اند و برای همین مشکلی ایجاد نمی‌کند. هیچ یک از افراد به دنبال پارتی بازی برای راه افتادن کارهایش نیست؛ در صف‌های طولانی نمی‌ایستند؛ رشوه نمی‌دهند؛ شکایت نمی‌کنندو… همراهان متوفی نیز آن قدردرگیر اضطراب وترس شخصی، فضای خاص قبرستان و غم از دست دادن عزیزان هستند که توانایی اختلال در نظم سیستم را ندارند. درواقع می‌توان گفت که بهشت زهرا، اتوپیای ادارات ما است و یکی از مظاهر موفق تجلی مدرنیزاسیون (نوسازی) در ایران محسوب می‌شود. اگردر شهرهای ما با الهام از ماکس وبر سازمان عقلانی کاریزماتیک یا سنتی حاکم است، در بهشت زهرا عقلانیت معطوف به هدف، به بهترین شیوه، جلوه گر می‌شود. در این میان آنچه در بهشت زهرا بازتولید می‌شود، بیش از آنکه احساس هراس از مرگ، ایمان به خدا و… باشد، قدرت نهادهای متصدی کفن و دفن ونظام پزشکی است. نظام پزشکی چنان تصویرغلو آمیزی از خود در اذهان عمومی ساخته است که به افراد، نوعی عکس نامیرایی بخشیده است.

افراد حتی در درون قبرستان‌ها نیز به امید تکنولوژی پزشکی دل بسته‌اند و مرگ خود را باور ندارند؛ به همین دلیل تا از فضای قبرستان فارغ می‌شوند معمولاً برای صرف ناهار به یک رستوران مجلل می‌روند؛ یعنی مراسمی را که قرار بود برای آنها حزن انگیز و عبرت آموز باشد به کارناوالی برای خنده و شادی با دوستان تبدیل می‌کنند. ارجاع علت مرگ از سوی بازماندگان به یک عامل پزشکی-درمانی و دور شدن از پایان عمر به مثابه یک علت خودبنیاد مورد قبول در گذشته از دیگر جلوه‌های قدرت گفتمان پزشکی است.

مرده‌ها را چندی است که در تهران و بسیاری از شهرهای دیگر ایران با مرسدس بنز‌های آخرین سیستم حمل می‌کنند چرا؟ شاید به این خاطر که زنده‌ها را همچنان با نامناسب ترین اتومبیل‌ها حمل می‌کنند.

تصویر قبلی ما از نعش کش‌ها، ماشین‌ها و انسان هایی بودند با رنگ‌های پریده؛ ماشین هایی قدیمی و آدم‌هایی معمولاً عصبی و محروم. این تصویر امروزه عوض شده است اما به نظر می‌رسد راه زیبایی شناسانه کردن مرگ، این نباشد. معمولاً در کشورهای پیشرفته برای این کار از تئاتر ادبیات و سینما استفاده می‌شود نه از طریق سوار شدن در بنز و ماشین‌های لوکس دیگر. سوار کردن اجساد در درون اتومبیل‌های آخرین سیستم، از همان منطقی پیروی می‌کند که گرفتن سمینار و یادبود برای بزرگان و دانشمندان پس از مرگ آنها.

نکاتی درباره آسیب شناسی مسایل مرتبط با بهشت زهرا

۱) اتلاف منابع: زمین یکی ازمنابع حیاتی برای شهرهاست. شهرها و زمین را پیوند‌های زیادی با یکدیگر دارند. اصولا اختصاص دادن زمین برای قبرستان درمورد هرشهری ضروری است اما در کشورما، اراضی قبرستان، کمترین فشردگی وتنوع استفاده را دارند. اگرچه هراس از اموری چون قبر وجنازه، پدیده‌ای تقریبا جهان شمول محسوب می‌شود اما به جرات می‌توان گفت که درهیچ جامعه‌ای چون کشور ما پرهیز از جنازه، قبر و گورستان تا این اندازه بالا نیست. این موضوع سبب شده که حداقل درکشور ما، این فضاها نتوانند جز درراستای دفن و درنهایت حضوری محدود دراوقاتی اندک و فواصل زمانی طولانی برای نثار فاتحه و خیرات برای درگذشتگان مورد استفاده دیگری داشته باشند. بنابراعتقادات مذهبی و مهمتر از آن اعتقادات و افکاری که در فرهنگ ایرانی-اسلامی ما ریشه داشته و تغییر ناپذیر به نظر می‌رسند، شایسته است که مردم پیش از غروب آفتاب، قبرستان را ترک کنند وازاین رو پس ازغروب آفتاب، عملاً اجازه ورود به هیچ کس داده نمی‌شود به همین دلیل محدوده وسیع ۵۰۰ هکتاری بهشت زهرا مانند دیگر قبرستان‌ها در اثناء شب کوچکترین کارکرد و استفاده‌ای ندارد و در هنگام روز کمترین فشردگی وتراکم استفاده را در میان فضاهای شهری ارائه می‌دهد. آنچه تاکنون در مورد شهرهای کشور ما و از جمله برای شهر تهران اتفاق افتاده افزایش روزافزون زمین شهری تحت کاربری گورستان بوده است. چنانکه فضاهای حدود ۴۰ هکتاری قبرستانهای پیشین اکنون به بیش از ۵۰۰ هکتار فزونی یافته و جز اندکی از آنها چون میدان حسن آباد و سه دختران شهر ری تغییر کاربری نداده‌اند این فضا نیز در چند سال آینده اشباع شده و شهر، زمینهای تازه‌ای برای این کاربری می‌طلبد. درحالی که درشهرها برای حل مشکل کمبود زمین و استفاده بهینه از آن، ساختمانهای بلندی برای زندگان می‌سازند و در شرایطی که ضوابط شرعی اجازه طبقاتی نمودن قبور را می‌دهد، جای تامل است که زمین قبرستان این گونه با تراکم پایین به دفن، اختصاص پیدا کرده و هرساله زمین‌های بیشتری تحت کاربری دفن قرار می‌گیرد که بی رونق ترین و کم بهره ترین استفاده از زمین به حساب می‌آید. به لحاظ محیط زیستی آنچه درنگاه اول مثبت جلوه می‌کند فضای سبز وسیعی است که در گورستان بهشت زهرا به وجود آمده است. اما به جهت فاصله زیاد آن تا شهر تهران، فضای سبز بهشت زهرا از جهت تصفیه هوای این کلانشهر فاقد نقش تعیین کننده است و تنها از نظر کاهش گرد و غبار ناشی از بادهای جنوبی تا اندازه‌ای موثر است. آبیاری فضای سبز بهشت زهرا و عمده مصارف آن با استفاده از آب‌های زیرزمینی انجام می‌گیرد. در واقع سالانه حدود ۵ میلیون متر مکعب آب برای این منظور استخراج می‌شود که بدون تردید بر سفره‌های آبی در منطقه تاثیر منفی خواهد داشت. درحقیقت آب هایی که باید صرف کشاورزی تولید واشتغال مولد گردند در آبیاری فضاهای سبزی مورد استفاده قرارمی گیرند که فاقد درختان مثمر بوده و در اشتغال نیز سهمی ندارند. نقش محیط زیستی این فضای سبز نیز می‌توانست درصورت اختصاص این آبها به باغها و زمینهای کشاورزی به آنها واگذار گردد. می‌توان گفت تنها حسن فضای سبز بهشت زهرا ایجاد محیط دلپذیر برای افرادی است که دراندک زمانی از روز به این مکان مراجعه می‌کنند.

۲) مشکلات اجتماعی و امنیتی: سرقت و دزدی از موارد شایع در این مجموعه است. التهاب و تنش روانی‌ای که با از دست دادن بستگان و آشنایانی که در مراسم کفن و دفن و یا بزرگداشت آنها شرکت می‌کنند ناشی می‌شود اغلب سبب سهل انگاری جهت پارک خودرو و حفظ وسایل همراه شده و عرصه را برای سارقان فراهم می‌سازد که خودروها و اموال مراجعه کنندگان را هدف دستبرد قرار دهند. این موضوع از موارد بسیار شایع در سال‌های اخیر بوده و سوژه بسیاری از رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی شده است. گذشته از این، محیط خلوت بهشت زهرا زمینه‌سازجرایمی چون زورگیری نیز هست. ربودن دسته گل‌های قرار داده شده بر روی مزار‌ها وعرضه مجدد و بلکه چند باره آن به مراجعه کنندگان یکی از پیش آمد‌های متداول و مشهود از سال‌های گذشته بوده است. حتی کشمکش‌های به وجود آمده میان افراد و شاید باندها و شبکه‌های رقیب سبب شده که آنها برای خود حدود و ثغوری قائل شوند همچنان که در تعیین جایگاه عرضه در کنار جاده‌ها و مسیرهای منتهی به این گورستان برای خود محلی تثبیت شده قایل گردیده‌اند. برخی نیز کارشان جمع کردن میوه و خیرات از قبر‌ها و مراسم است. احساسات و تالمات خانواده‌های عزادار و اهتمام افراد و خانوارهای آبرومند بر حفظ‌شان و مرتبه اجتماعی خود، رویاروی بستگان و آشنایان مورد سوء استفاده افراد متکدی و فرصت طلب قرار گرفته و مبالغ کلانی در حقیقت به این طریق از آنها اخاذی می‌شود. هر جا جمعیتی برای دفن و یا برگزاری آیین در گذشته‌ای باشد، این افراد نیز حضوری فعال دارند. صحنه هایی که برای اجتماع به هیچ وجه خوشایند نیست و مهمتراز آن این است که عاملان، غالبا افراد نیازمند نیستند. عقاید خرافی و سحر و جادو در فرهنگ ایرانی نیز در بسیاری از موارد جایگاه خود را در گورستان پیدا کرده‌اند. گورستان مکان تجلی بسیاری از این خرافات وعقاید و مایه دردسرو زحمت برای کسانی است که وظایف انتظامی وامنیتی را برعهده دارند؛ از زیر خاک کردن دعای دعانویس در نیمه شب برای غلبه بر خشم فردی و خانوادگی تا دفع استخوان جمجمه نوزاد برای بارداری گرفته تا توهم برخآستن غریو پیرزنی از خلال قبور مشخص، دیدن جن و روح و مانند آن. مصرف مواد مخدر، الکل و روانگردان یکی دیگر از چالش‌های مشهود در بهشت زهراست همچون دیگر مکان‌های خلوت اینجا نیز محل استعمال و پخش این مواد غیر مجاز و شیوع کجروی هایی از این قسم است.

شهرهای ۳۸ هزار نفری کهریزک و ۶۵ هزار نفری باقرشهر مهمترین سکونتگاه‌های پیرامون گورستان بهشت زهرا هستند که در شمال و جنوب آن قرار گرفته‌اند. توسعه بهشت زهرا در سالهای اخیر بر روی زمینهای این شهرها صورت گرفته است. چنانچه قطعات جدید به وسعت حدود ۱۶۰ هکتار پس از کش و قوس‌های زیاد با شهرداری باقرشهر وعلی¬رغم مخالفت عمومی شهروندان و مسئولان این شهر، شهرداری و شورای شهر باقرشهر به ناچار دراختیار بهشت زهرا قرار گرفت. هرچند توسعه مناطق مسکونی شهر به سمت گورستان برای مردم جذابیت ندارد اما از طرفی باقرشهر که از یک روستای دو هزار نفری در زمان گشایش بهشت زهرا به یک شهر ۶۵ هزار نفری مبدل شده که نیازمند زمین‌های زیادی برای تامین خدمات و امکانات شهری چون بیمارستان، بوستان، ورزشگاه، کتابخانه عمومی و زیرساخت‌های شهری ساختمان‌های اداری و توسعه مراکز کارگاهی خدماتی انباری حمل و نقل و حتی صنایع مجاز و غیر آلاینده برای تقویت و پایدار سازی ارکان معیشت و درآمد و فراهم آوردن امکانات متناسب زندگی برای ساکنان خود است و این شهر ازجانب جنوب و جنوب غرب می‌توانست اراضی بایر در اختیار داشته باشد اما توسط بهشت زهرا محصور شده و به لحاظ محدودیت فضا شدیداً در تنگنا قرار گرفته است.

باقرشهر را از جانب شرق، اراضی پالایشگاه مجموعه‌های صنعتی پالایش نفت محصور کرده و از جانب شمال و شمال غرب نیز زمین‌های کشاورزی مانع توسعه آن هستند. کهریزک را نیز از جانب شمال، اراضی بهشت‌زهرا محدود کرده‌اند و نبود جاذبه برای احداث محلات مسکونی در حاشیه بهشت زهرا سبب شده که این قسمت از شهر به کاربری‌های نظامی و اداری و حمل و نقل اختصاص پیدا کند. درهر دو شهر، کم ارزش ترین زمین‌ها و ساختمان‌های شهری، محله‌های حاشیه بهشت زهرا هستند. برای مثال در محله جعفرآباد باقرشهر با وجود نو ساز بودن، ریزدانگی کمتر و نقشه و طرح اصولی، قیمت زمین و مستغلات حدود ۳۰ درصد از میانگین قیمت در شهر پایین تر است. به این ترتیب در اینجا، گورستان، عامل افت قیمت زمین گردیده است. اصولاً به لحاظ روانی یکی از دلایل عدم جذابیت باقرشهر و کهریزک برای سکونت، مجاورت با گورستان بهشت زهراست و این موضوع برای کهریزک بیشتر نمود دارد تا باقرشهر. زیراعمده ارتباطات این دو شهر با تهران برقرار می‌گردد و از این رو گذر از کنار بهشت زهرا مخصوصا هنگام شب برای مردم کهریزک ناخوشایند جلوه می‌کند. بخشی از ارتباطات باقرشهر با تهران نیز از مسیربزرگراه بهشت زهرا صورت می‌گیرد که از نظر روانی صورتی منفی بر جا می‌گذارد. حتی برای کسانی که کسب و کار آنها به گونه‌ای با بهشت زهرا مربوط است مانند رستوران‌داران و موسسات مسافربری نیز مجاورت با گورستان یک وجه منفی برای شهر تلقی می‌گردد. ترافیک، ارمغان دیگر بهشت زهرا برای باقرشهر است. مجموعه بهشت زهرا دراوقات معین مانند روزهای پنجشنبه مخصوصاً عصر گاهان پنجشنبه و تا حدودی درروزهای جمعه و نیز در هنگام اعیاد اسلامی قربان، غدیر و ۱۵ شعبان و آخرین روز سال به دلیل مراجعات بیشتر، بار ترافیکی سنگین و به تبع آن آلودگی سنگینی را بر باقرشهر تحمیل می‌کند. این مجموعه در روزهای عادی روزانه میان ۶۰ تا ۳۰۰ هزار و در روزهای گفته شده یک و نیم تا دو میلیون نفر مراجعه کننده دارد.

۳) ازدحام، شلوغی و فقدان فضای معنوی برای مواجه درست با هستی و مرگ: در بهشت زهرا به محض آنکه به یک مراسم خاکسپاری نزدیک می‌شویم شلوغی و ازدحام و سر وصدا چنان به ماهجوم می‌آورد که گیج و منگ می‌شویم و به صورت مداوم سرسامی تحمل ناپذیرهمچون پتکی بر سرمان فرو می‌رود. ضربه‌هایش آنقدر پشت سرهم است که اجازه فکر کردن به هیچ چیزی را پیدا نمی‌کنیم. هرکس مدام می‌جنبد تا شاید جایی رابرای ایستادن پیدا کند. مرثیه خوان تذکر می‌دهد که اعمال خاکسپاری را زودترانجام دهیم تا خانواده بعدی هم بتواند مرده‌اش را دفن کند. خاکسپاری در بهشت زهرا کاری بسیار هول هولکی است. «زود باش زود باش»، «سریع آن سنگ را به من بده»، «بدوسریع خاک بریز» علاوه برآن شیوه خوانش نه چندان دلنشین بیشتر مرثیه خوانان و بیان نه چندان محترمانه آنها و ایجاد فضای ضجه آوری که بیشتر به آلودگی صوتی منجرمی شود همراه با شلوغی و ازدحام جمعیت و خیل عظیم متکدیان بر سرمزارها همه و همه باعث می‌شوند که ما با عنوان بشری که در پی مواجه معنوی، اگزیستانسیل (وجودی) با هستی ومرگ هستیم هرچه بیشتر از این فضاها فاصله گرفته و بیشتر به دردها و مشکلات این دنیایی خود فکر کنیم و در روزمرگی خویش فرو رویم.

در اینجاست که به نظر می‌رسد گورستانی که قرار بوده ما را به تامل نفس فرا بخواند، آرامشی را برایمان فراهم سازد و از سطح گورستان و قبرستان به آرامگاه برسد نه تنها چنین نمی‌کند بلکه کاملا فضایی ضد آرامش، آسایش و معنوی را برایمان فراهم می‌کند. در کل به نظر می‌رسد که طراحی مجموعه گورستان‌های متمرکز خارج از شهر آن هم در مورد شهر پرجمعیتی مانند تهران و حومه ضمن محاسن و معایب مختلفی که می‌تواند داشته باشد، بزرگترین مشکلش در بلاتکلیف بودنش است. این مجموعه‌ها ساختاری دارند که نه الزاما کاملا سنتی‌اند و نه کاملا مدرن. بلکه از یک منظر هم سنتی محسوب می‌شوند و هم مدرن و به صورت دقیق می‌توان گفت که صرف نظر از نظم و کارآمدی مناسبی که این مجموعه دارد و در اوایل بحث به آن اشاره شد اما در مجموع تلفیق نامناسبی از ساختار بوروکراتیک مدرن با محتوایی به شدت سنتی اما غیر معنوی و به تعبیر دقیق‌تر شیزوفرنیک است.

به عبارتی دیگر بهشت زهرا گرچه به لحاظ ساماندهی کارها به سان یک سازمان بوروکراتیک منظم، کار راه انداز و با سلسله مراتب دقیق عمل می‌کند اما در مجموع به دلیل عوارض نه چندان مثبتی که هم به لحاظ شهری و هم در زمینه شهروندی ایجاد کرده است بیشتر ترکیب ناخوشایندی است از جنبه‌های منفی دنیای مدرن و سنت که نه به فردیت انسان مدرن امروزی احترام می‌گذارد و نه آرامشی معنوی را برایمان ایجاد می‌کند و نه مرگ اندیشی مثبت جهان سنت و البته مدرن را پاس می‌دارد. اینجاست که به نظر من وجود قبرستان‌های مختلف غیر متمرکز در مناطق مختلف تهران و اطراف برای این شهر مناسب‌تر بود تا این ساختار فعلی.

توضیح: این مقاله به مناسبت ۴۹ امین سالگرد تاسیس بهشت زهرا نوشته شده است.


منابع:

۱) بهشت زهرا و آمارهایی که محرمانه مانده است به نقل از ایسنا مورخ ۱۶ آبان ۱۳۹۱
۲) فیلم مستند ب-مثل بهشت به کارگردانی نادر طریقت
۳) درباره وسعت و انواع قطعات بهشت زهرا، روزنامه اعتماد مورخ ۱۳ دی ۱۳۹۱
۴) محل دفن زباله‌های انسانی نوشته عطیه توسلی و حبیب دانشور شماره ۲ دوماهنامه حوالی ویژه قبرستان اردیبهشت و خرداد ۱۳۹۸
۵) مطالعه پدیده مرگ در زندگی روزمره نوشته امین بزرگیان، خرد نامه همشهری شماره ۲۵ ویژه مرگ فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۷
۶) آسیب شناسی محیطی و اجتماعی آرامستان بهشت زهرا نوشته حبیب الله فصیحی ارایه شده در چهاردهمین کنگره جغرافیای ایران مورخ ۱۴‌ام اردیبهشت ۱۳۹۸.
۷) سرمقاله پرونده مرگ در خرد نامه همشهری شماره ۲۵ نوشته علی عظیمی نژادان

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)