ماهیت پیامبری ، اذعان خداوند به عصری بودن شریعت فقهی**
مقدمه :
وقتی به تاریخ بشر۱ از زمان اولین رسول ( حضرت آدم ) ، بعنوان مبدا تاریخ دینی مبتنی بر توحید ( نه بعنوان مبدا تاریخ جسمانی بشر ) ، تا زمان آخرین رسول ( حضرت محمد (ص) ) و هم چنین دوره ۲۳ ساله رسالت ایشان ، نگاه می کنیم ، هدایت خداوند را در دو بخش اساسی زیر به وضوح می بینیم :
۱- دین ، که اصول اساسی جهان بینی توحیدی را بیان می کند ۲ .
۲- شریعت ، که رهنمون عملی انسان در مناسبات فردی ، اجتماعی و الهی است ۳ .
۱- دین
از نگاه خداوند ، جهان هستی ، یکپارچه و یک مجموعه بهم پیوسته بوده و همه چیز در عین کثرت ، یک مفهوم توحیدی داشته که از خداوند جدا نبوده و هیچ چیز خارج از موجودیت او نیست . و این اصل مهم ، در تکوین هستی بخوبی قابل مشاهده بوده و همه چیز در مسیری مشخص بسوی مقصد معلومی به نام قرارگاه الهی در جریان است .
آنجا که حضرت حق می فرمایند :
” و هو الذی خلق اللیل و النهار و الشمس و القمر کل فی فلک یسبحون ” ۴ .
” او کسى است که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید؛ هر یک و همه در مدار ( و مسیرى مشخص ) در حرکتند! ”
” و الى الله عاقبه الامور ” ۵
” عاقبت و نهایت مسیر تمام امور بسوی خداست . ”
” الى ربک یومئذ المستقر ” ۶
” و در آن روز محل قرار ، قرارگاه الهی است . ”
” لله ملک السماوات و الارض و ما بینهما و الیه المصیر ” ۷
” و تملک آسمانها و زمین و آنچه در میان آنهاست، از آن اوست؛ و بازگشت همه موجودات، به سوى اوست. ”
” و لله عاقبه الامور ” ۸
” عاقبت و نهایت همه امور از آن خداست ( و در مسیری است که به تحقق هدف او ختم می شود . )
و از آنجا که انسان نیز ، جزئی از همین مجموعه بهم پیوسته الهی است که تکوینا در همان مسیر الهی زیست می کند ،
آنجا که می فرمایند :
” افحسبتم انما خلقناکم عبثا و انکم الینا لاترجعون ” ۹
” آیا گمان کردید که ما شما را بیهوده آفریدیم و بسوی ما برنمی گردید ؟ ”
ولی بدلیل قدرت اختیار انتخاب راه صحیح که مستقیما به قرارگاه الهی میرسد ، ۱۰
آنجا که می فرمایند :
” و ان اعبدونی هذا صراط مستقیم ” ۱۱
” و راه مستقیم ، همان قرار گرفتن در مدار عبودیت من ( خداوند ) است .”
و یا انتخاب راه کج که از بیراهه های مختلف به آن مقصد نهایی گذر خواهد کرد ،
آنجا که می فرمایند :
” والذین کفروا اعمالهم کسراب بقیعه یحسبه الضمئان مائا حتی اذا جائه لم یجده شیئا و وجد الله عنده ” ۱۲
” کسانى که کافر شدند ، اعمالشان همچون سرابى است در یک کویر که انسان تشنه از دور آن را آب مى‏پندارد ؛ امّا هنگامى که به سراغ آن مى‏آید چیزى نمى‏یابد ، و خدا را نزد آن مى‏یابد ( و متوجه می شود که قرارگاه نهایی هموست ) که حساب او را بطور کامل مى‏دهد ”
نیاز به تبیین تئوری ” وحدت نگری ( موحدانه ) به جهان هستی از نگاه خداوند ” دارد که همه رسولان مکرم ، برای همین مهم ، بسوی بشر فرستاده شده اند .
آنجا که می فرمایند :
” و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحی الیه انه لا اله الا انا فاعبدون ” ۱۳
” ما پیش از تو هیچ پیامبرى را نفرستادیم مگر اینکه به او وحى کردیم که: «معبودى جز من نیست؛ پس تنها مرا پرستش کنید.» ”
و هیچ تغییری نیز در این پیام ، در طول تاریخ ارسال آنها ، بوجود نیامده است .
و این اصل موحدانه نگریستن به همه هستی ( توحید ) ، نیز در سه بخش زیر ، تفکیکا توضیح داده شده است :
۱- توحید – که همه هستی ، او و او ، همه هستی است و خلق و امر و رزق و … همه از آن اوست . ( ایمان موحدانه به خدا )
۲- معاد – که همه هستی در یک مسیر ” از خدا – بسوی خدا ” در جریان است . ( ایمان به هدفمندی هستی در مسیر الهی )
۳- عمل صالح – که انسان در مسیر فوق ، با انجام هر عمل صالح ، گامی بسوی خدا نزدیکتر شده و نهایتا شاکله الهی پیدا می کند . ( موحدانه زیستن – همان مفهوم تخلقوا باخلاق الله – بحارالانوار- ج ۵۸- ص ۱۲۹ )
آنجا که حضرت حق در آیات زیر می فرمایند :
” ان الذین امنوا و الذین هادوا و النصارى و الصابئین من امن بالله و الیوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون ” ۱۴
” کسانى که ( به پیامبر اسلام ) ایمان آورده‏اند ، و کسانى که به آئین یهود گرویدند و نصارى و صابئان ، هر گاه به خدا و روز رستاخیز ایمان آورند ، و عمل صالح انجام دهند ، پاداششان نزد پروردگارشان مسلم است ؛ و هیچ‏گونه ترس و اندوهى براى آنها نیست .”
” ان الذین امنوا و الذین هادوا و الصابئون و النصارى من امن بالله و الیوم الاخر و عمل صالحا فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون ” ۱۵
” آنها که ایمان آورده‏اند و یهود و صابئان و مسیحیان ، هرگاه به خداوند یگانه و روز جزا ، ایمان بیاورند و عمل صالح انجام دهند ، نه ترسى بر آنهاست ، و نه غمگین خواهند شد. ”
۲- شریعت
انسان در مسیر زندگی کمالی خود ، نیاز به رهنمون های عملی برای تنظیم مناسک فردی و مناسبات اجتماعی خود داشته ، که کاملا وابسته به نوع زندگی او ( روستایی ، شهری ، کشاورزی ، صنعتی ، انفورماتیکی و .. ) و درک و فهمش از حقوق و روابط فردی و اجتماعی دارد و این در یک پروسه وابسته به زمان ، دائما در حال تغییر بوده و خواهد بود ، و با بالغتر شدن بشر از نظر علمی و عقلی ، چارچوب های جدید و موضوعات جدیدتری را تعریف کرده و تبعا روشها و قوانین متناسب با آنها را نیاز خواهد داشت .
انسان ، خود به تنهایی ( بدون حضور رسولان الهی ) ، می تواند راه و راهکارهای جدید را کشف و زندگی خود را سامان دهد ،
آنجا که حضرت رسول (ص) می فرماید :
” الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم ” ۱۶
” حکومت و اداره جامعه با کفر باقی می ماند اما با ظلم دوامی نخواهد داشت . ( آنچه که مهم است عدالت است ، که بشر نیز خواهان آنست . )
ولی آنچه که از تاریخ برمی آید ، هدایت درون ( توسط عقل ) و برون ( توسط پیامبران ) ، است که لازمه کمال نگری او در مسیر زندگی خود و نگاه توحیدی به جهان هستی و همچنین ضمانت اخلاقی شدن و اخلاقی ماندن جامعه می باشد ،
آنجا که حضرت موسی­بن جعفر (ع) می فرماید :
” یا هشامُ! إنَّ لله علی­النّاس حجّتین ، حجّهً ظاهرهً و حجّهً باطنهً ؛ فامّا الظّاهرهُ فالرّسلُ و الأنبیاءُ و الائمهُ : و أمَّا الباطِنهُ، فَالعقولُ ” ۱۷؛
” ای هشام خدای را بر مردم دو حجّت و راهنماست. حجتی آشکار و حجتی پنهان؛ حجّت آشکار الهی رسولان، انبیا و ائمه: هستند، و حجّت پنهان عقل­هاست. ”
خدا و بلوغ عقلی انسان در طول تاریخ :
• دوره قبل از حضرت آدم :
در دورانهای قبل از آدم ، بشر عمدتا در مسیر یافتن وسایل و راه هایی برای رفاه و آسایش بیشتر بوده ( شاید همان انسان ماهر ) و از زمانی که پیچیدگی هایی جدید ، از جنس آرامش روحی و معنوی ، شکل و هویت زندگیش را تغییر داد ، به دنیای خرد پای گذاشته ( شاید همان انسان خردورز ) ، در پاسخ به نیازهای روحانی و لوازم آرامش خود ، به هر چیزی روی آورده و از آنجا که نمی توانسته جهان هستی را یکپارچه در مدار از خالق ( خدا ) به سوی خالق ( خدا ) تصور کند و بشناسد ، مشرکانه ، به هر چیز برتری چنگ زده و تبعا راهی به آرامش نبرده است .
و دلیل بر این مدعا که بشر ، قبل از آدم وجود داشته و خود نیز بر نیازهای روحانی خود واقف بوده است :
۱- خداوند ، بدلیل حکیم بودن ، در یک ظرف خالی و بر بشری که نه فهمی از خدا دارد و نه درکی از غیر خدا ، پیام ” لا اله الا الله ” را نمی فرستد ، پس باید غیر خدایانی بوده باشند که پرستیده می شدند و خدا امر به نگاه توحیدی به جهان هستی و هدفدار بودن آن کرده است .
۲- ملائکه بدون سابقه قبلی از وجود بشری که غرق در ناهنجاری های اجتماعی است ، نمی توانسته اند سخن از او به میان آورده باشند :
آنجا که به خداوند می فرمایند :
” و اذ قال ربک للملائکه انی جاعل فی الارض خلیفه قالوا ا تجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدما ” ۱۸
” (به خاطر بیاور) هنگامى را که پروردگارت به فرشتگان گفت : «من در روى زمین ، جانشینى قرار خواهم داد.» فرشتگان گفتند : «پروردگارا! »آیا کسى را در آن قرار مى‏دهى که فساد و خونریزى کند؟! ”
۳- اذعان خداوند به دورانی که بر انسان گذشته ولی چیز قابل ذکری از نظر معرفتی و معنوی در تاریخ آن وجود ندارد ،
آنجا که می فرمایند :
” هل أتی علی الانسان حین من الدهر لم یکن شیئا مذکورا ” ۱۹
” آیا بر انسان روزگارانی نگذشت که چیزی قابل ذکر نبود؟ ” ۲۰
• از آدم تا خاتم
خداوند ، وقتی تشنگی بشر هم عصر آدم را برای یافتن حقیقت دید و حد فهم و درک او را لایق هدایت خود یافت ، آدم را از بین آنها انتخاب کرد ،
آنجا که می فرمایند :
” ان الله اصطفى ادم و نوحا و ال ابراهیم و ال عمران على العالمین ” ۲۱
” همانا خداوند آدم و …. را برگزید . ”
و ( محتوای دین که همان اصول فوق الذکر است را ) تعلیم نمود ،

آنجا که می فرمایند :
” علم ادم الاسما کلها ” ۲۲
” سپس علم اسماء را همگى به آدم آموخت. ”
و بعنوان اولین انسان موحد ، برای تبیین هستی و جایگاه انسان در آن ، به میان آنها فرستاد.
آنجا که می فرماید :
” قلنا اهبطوا منها جمیعا فاما یاتینکم منی هدى فمن تبع هدای فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون ” ۲۳
” گفتیم : همگى از آن ، فرود آیید ! هرگاه هدایتى از طرف من براى شما آمد، کسانى که از آن پیروى کنند، نه ترسى بر آنهاست، و نه غمگین شوند .”
و در پی آن ، در سیر تکاملی عقل بشر ، روشهای اخلاقی زندگی کردن را در همان مسیر بسوی خداگونه شدن ، در قالب شریعتهای مختلف ، دوران به دوران از زمان نوح (ع) با تغییرات و یا قبض و بسط های آنها ( کم – زیاد و یا اصلاح کردن احکام و قوانین ) ، متناسب با فهم زمانه و ابزارهای اجرایی آنها ، به وسیله پیامبران جدید ( اولوالعزم ۲۴ ) فرستاد .
آنجا که خداوند می فرماید :
” شرع لکم من الدین ما وصى به نوحا و الذی اوحینا الیک و ما وصینا به ابراهیم و موسى و عیسى … ” ۲۵
” آیینى را براى شما تشریع کرد که به نوح توصیه کرده بود؛ و آنچه را بر تو وحى فرستادیم و به ابراهیم و موسى و عیسى .. ”
چرا که خداوند ، خود را از بشر جدا نمی دید و فهم بشر نیز ، چیزی را خارج از هستی که متعلق به غیر خدا باشد ، نمی یافت .
چنانچه در قدسیّات وارد است :
” یا بْنَ آدَمَ خَلَقْتُ الْاشیاءَ لِاجْلِکَ، وَ خَلَقْتُکَ لِاجْلى ؛” ۲۶
” تمام اشیا را برای تو و تو را برای خودم آفریدم ”
بنابراین در هر عصر ، پیامبر جدیدی را با حفظ همان اصول اساسی وحدت نگری به هستی – خدا و انسان ، ولی شریعتی تازه با تغییر در احکام قبلی و یا نوسازی آنها در قالبهای جدید و یا افزودن احکامی نو در قالب حقوق ، تکالیف و قوانین جدید ، بسوی مردمان آن عصر فرستاد .
آنجا که خداوند می فرماید :
” لکل جعلنا منکم شرعه و منهاجا ” ۲۷
” براى هر کدام از شما، آیین و طریقه روشنى قرار دادیم؛ ”
و این که خداوند خود ، شریعت های متعدد را در اعصار و یا مناطق مختلف فرستاده ، و هرگز امت واحده ای بر مبنای یک شریعت واحد نخواسته است ، دلیل توجه او به تاثیر و تاثر شریعت ( احکام اداره جامعه ) با شرایط اقلیمی ، زمانی ، فرهنگی و مدنیت و بلوغ اجتماعی آن جامعه ، بدون خروج از پیام اصلی دین در موحدانه نگریستن و هدف دار دانستن هستی و اخلاقی زندگی کردن ، بوده است .
آنجا که خداوند می فرماید :
” لو شاء الله لجعلکم امه واحده و لکن لیبلوکم فی ما اتاکم ” ۲۷
” و اگر خدا مى‏خواست، همه شما را امت واحدى قرارمى‏داد؛ ولى خدا مى‏خواهد شما را در آنچه به شما بخشیده بیازماید؛ ( و استعدادهاى مختلف شما را پرورش دهد) ”
و حتی برای هر قوم ، منسک و روش خاصی را (در جهت عبادات فردی )معرفی کرد ، اما در همان مسیر مراقبه نفس و خداگونگی ،
آنجا که خداوند می فرماید :
” و لکل امه جعلنا منسکا لیذکروا اسم اللّه …. فالهکم اله واحد فله اسلموا و بشر المخبتین ” ۲۸
” براى هر امتى عبادتى دادیم تا نام خدا را ..یاد کنند، پس معبود شما خداى یگانه است، مطیع او شوید و فروتنان را بشارت ده ”
و این ارسال پیام ، انزال و فروکاستن در حد فهم آنها بود و به زبانی که برای مردمان آن عصر قابل درک و فهم بود ،
آنجا که خداوند می فرماید :
” و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه لیبین لهم ” ۲۹
” و ما هیچ رسولی را نفرستادیم مگر با ابزار زبانی خودشان که ( بتواند ) پیامش را برایشان روشن و قابل فهم کند . ”
و این به مفهوم اعتنا به حد بلوغ و فهم مردمان هر عصر و پذیرش عقل جمعی آنهاست ، چرا که قرار است آنها به آن احکام ، در قالب شریعت الهی ، احترام و بعنوان راهکارهای اخلاقی تر شدن فرد و جامعه به عمل آورند .
همانگونه که به صراحت تاریخ می بینیم ، وقتی مردم به زندگی شهرنشینی و نهایتا در قالب کشور و منطقه روی آوردند ، به قوانین الهی جزایی ، حقوقی ، اقتصادی ، سیاسی و … با جزئیات بیشتری نیاز پیدا کردند و همین باعث شد که شریعت های بعدی حجیم تر و با جزئیات بیشتری بر مردمان ارسال شود .

• دوره پیامبر اسلام (ص)
همین نگرش خداوند به نیازهای روحانی و قالب های تربیتی ، قضایی ، مدیریتی و کشورداری مردمان عصر پیامبر بود که وقتی پیامبر توسط مردم به ولایت جامعه اسلامی آن روز انتخاب گردید ۳۰، شریعت او را نیز متناسب با فهم عقلایی آنها و در تطابق با درک مدرن آنها از حقوق و تکالیفشان و امور مختلف اجتماعی و سیاسی موجود ، فرستاد .
و همین اعتنای خداوند به روند رو به رشد بلوغ بشر و لزوم همسانی شریعت با حد بلوغ هر عصربود که منتج به آن شد که در همان ۲۳ سال رسالت ، احکامی تغییر یابد ( از جمله حکم شراب ) و یا احکامی نسخ شود و حکم جدیدی آید .
آنچه که بر روح قوانین و احکام شریعت محمدی حکمفرما بود ، طریقیت آنها در رسیدن به اهداف اصلی رسالت بود که ، ۳ اصل مهم در وضع آنها رعایت شده و همواره نیز ثابت بوده و باید رعایت گردد و آن ۳ اصل چیزی نبودند جز :
۱- ” عادلانه بودن ”
۲- ” عقلا یی بودن ” و
۳- پذیرش عقل جمعی ” در راستای رعایت کرامت انسانی که هدیه الهی به اوست ،
آنجا که خداوند می فرماید :
” و لقد کرمنا بنی ادم ” ۳۱
” و قطعی بدان که ما ( خداوند ) انسان بنی آدم را کرامت ( ذاتی ) دادیم . ”
و البته جهت امکان عملیاتی کردن آنها بدون زور و یا اعمال قدرت .
و خداوند با رعایت روش نسخ و یا ابلاغ تدریجی احکام ، این مدرن نگری به موضوعات و وضع احکام را صحه گذاشته و جز آن را هم بر نمی تابد .
و آنچه که از قرآن برمی آید ، ” رعایت عدالت عقلایی ” بوده ، در حالیکه تعریف مشخصی از عدالت و یا قالب گذاری قطعی ثابت از آن نداده و بعضا مصداق هایی را بیان کرده است که نشانگر نسبی بودن و یا نمونه بودن آنهاست .
آنجا که خداوند می فرماید :
” اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل ” ۳۲
” هنگامی که بین مردم به قضاوت می نشینید ، عدالت را رعایت کنید ”
” یا ایها الذین امنوا کونوا قوامین بالقسط ” ۳۳
” ای مومنان ، برای برپایی قسط بپاخیزید ”
” ان الله یامر بالعدل ” ۳۴
” امر خداوند ، برپایی عدالت است ”
” اعدلوا هو اقرب للتقوى ” ۳۵
” بر عدالت باشید که به تقوا نزدیکتر است ”
” ان الله یامرکم ان تؤدوا الامانات الى اهلها ” ۳۶
” خداوند امر به ادای امانات به اهلش می کند ” ( مصداقی از عدالت )
” و ان طائفتان من المؤمنین اقتتلوا فاصلحوا بینهما ” ۳۷
” در بین دو گروه مومن که به مخاصمه و جنگ افتاده اند ، اصلاح برپاکنید ” ( مصداقی از عدالت )
و این بدان معناست که ” عادلانه بودن ” به فهم عقلای جامعه و پذیرش عمومی وابسته است . همانطور که پیامبر در اداره جامعه تحت امر خود موظف به رعایت مردم و مشاوره با آنها و مشارکت در عقول آنها بود ، ۳۸
آنجا که خداوند می فرماید :
” و شاورهم فی الامر ” ۳۹
” و ( ای پیامبر ) در امور مربوط به مردم و حکومت ، دستور داری که با آنها مشورت کنی ”
بنابراین ، پیامبران نیامده اند که یکسری احکام و قوانین جزایی ، حقوقی و .. را تعبدا ابلاغ و اجبار به رعایت کرده باشند ، از طرف دیگر هم ، نیامده اند که عدالت را برپا کنند که این توهم پیش آید که بایستی برای همه اعصار ، عدالت را تعریف و مصادیق آن را بیان کرده باشند ، بلکه راهکارهایی برای تزکیه بشر ، مراقبه او از هواهای نفسانی و هرچه اخلاقی تر شدن ارائه کرده اند و این امریست جاویدان و پیامی است فراتاریخی و آنگاه است که خود بشر اقدام به وضع احکامی عادلانه و برپایی جامعه ای عدالت محور خواهد کرد که قطعا هدف خداوند را که برپایی عدالت اجتماعی است محقق خواهد نمود .
آنجا که خداوند می فرماید :
” لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط و انزلنا الحدید فیه باس شدید و منافع للناس و لیعلم الله من ینصره و رسله بالغیب ان الله قوی عزیز ” ۴۰
” ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب (آسمانى) و میزان (جهت شناسایى حقّ از باطل و وضع قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم خود قیام به عدالت کنند؛ و آهن را نازل کردیم که در آن نیروى شدید و منافعى براى مردم است، تا خداوند بداند چه کسى او و رسولانش را یارى مى‏کند بى‏آنکه او را ببینند؛ خداوند قوّى و شکست‏ناپذیر است! ”
• دوره خاتمیت و بعد از آن
خداوند ، گام به گام ، فهم بشر ، ظرفیتها و قابلیتهای او را همراهی کرد و او را با ارسال رسل تعلیم داد و شکوفایی عقل او را هدف قرار داد ،
آنجا که امام علی ( ع ) می فرماید :
” و اصطفی سبحانه من ولده انبیاء ….. یثیروا لهم دفائن العقول ” ۴۱
” خداوند سبحان از میان فرزندان آدم ، پیامبرانى برگزید ….تا خردهاشان را که در پرده غفلت ، مستور گشته برانگیزاند . ”
تا آنگاه که به حد بلوغی رسید که می توانست ، خود ابزار راه بجوید و خود نیز به بازنگری و بازسازی و نوسازی احکام بپردازد ، چرا که اینچنین نیست که خداوند ، نبوت را لازمه ارسال همیشگی هدایت بشر دانسته باشد ، بلکه اذعان داشته که بشر با شکوفایی عقل ، می تواند به منظور خداوندی جامه عمل بپوشد ،
آنجا که امام علی ( ع ) می فرماید :
” و ما برح لله عزت آلائه فی البرهه بعد البرهه و فی ازمان الفترات رجال ناجاهم فی فکرهم و کلمهم فی ذات عقولهم ” ۴۲
” همواره چنین بوده و هست که خداوند متعال در هر برهه ای از زمان و در زمانهائی که پیامبری در میان مردم نبوده است بندگانی داشته و دارد که در سر ضمیر آنها با آنها راز می گوید و از راه عقلهایشان با آنان تکلم می کند . ”
و یا دوزخیان در قیامت افسوس می خورند که :
” لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا کُنَّا فِی أَصْحَابِ السَّعِیرِ ” ۴۳
” اگر گوش به ( شریعت ) سپرده بودیم یا تعقل کرده بودیم ، اکنون در [میان] دوزخیان نبودیم . ”
و اینجا بود که دیگر نیازی به هدایت تشریعی رسول جدیدی نداشت ،
آنجا که خداوند می فرماید :
” الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا ” ۴۴
” امروز، دین شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم ”
و خود می توانست با استفاده از تفکر و تدبر و تعقل ، به افقهای جدیدتری دست یافته و روشها و ابزارهای نوین و متناسبتری با شرایط جدید خود بیابد و در پیاده سازی هدف خداوند از اخلاقی کردن فرد و جامعه و رهنمونی او بسوی قرارگاه الهی کوشا باشد .
خداوند در تعالیم تشریعی خود ، بخصوص در عصر پیامبر اکرم (ص) ، روشهای زیر را بکار گرفت :
۱- احکام امضایی – که احکام ، قوانین و سنتهای موجود و رایج را برای نیل به اهداف خود قابل می دانست و این به معنی تایید عقل جمعی جامعه و اعتنا به آن بود . ( احکام قصاص ، ماه های حرام و … )
۲- تغییر و تکمیل تدریجی احکام – که حد پذیرش اجتماعی را مد نظر قرار می داد . ( حکم شراب و .. )
۳- نسخ احکام – که لزوم جایگزینی احکام و راه حل های جدید را متناسب با فهم و شرایط جدید جامعه مورد توجه قرار می داد .
۴- احکام جدید – که لزوم توجه به موضوعات جدید و دگم نشدن بر احکام و یا راه حل های قدیم را به رخ می کشاند .
۵- اصلاح احکام موجود – که پیراستن آنها از عوامل ظالمانه و عادلانه تر کردن آنها را به ما گوشزد می کرد . ( احکام ارث و دیه زن ، برده داری و … )
۶- احکام ثانویه – که بر احکام اولیه نظارت دارند و در شرایط غیرعادی آن‎ها را تغییر داده یا به کلی آنها را بر می‎دارند.
۷- قواعد مختلف فقهی – مانند قاعده رفع ضرر ، قاعده رفع حرج و …
تا به همه انسانها در همه اعصار بعدی بفهماند که :
تو می توانی و باید در بازنگری و وضع و تشریع قوانین و احکام جدید ، قدم بگذاری ، فقط :
۱- باید عادلانه بودن آنها را رعایت کنی ( که پیامبران آمده اند برای تربیت انسانها به گونه ایکه با اصل قرار دادن مصالح و مفاسد جمع و حفظ کرامت انسانی ، آنها را آماده برپایی نظام عدل نمایند . )
۲- بدان که ضمانت عادلانه بودن آنها ، تایید عقلای قوم و پذیرش عقل جمعی است .
۳- عادلانه و عاقلانه بودن ، مفهومی مطلق نیست و ممکن است حکمی امروز عادلانه تلقی شود و فردا به تبع شرایط جدید ، ناعادلانه ، ولی این بدین معنا نیست که همواره همه احکام موجود ( که از قبل به ارث رسیده )،غیر عادلانه و غیر عاقلانه است .
همانطور که نسخ یک حکم ، لزوما بمعنای حکمی متفاوت از قبل نیست ، بلکه ممکن است قالب و یا روش اجرای آن تغییر کند .
مانند حکم تبعید در آیه محاربه ، که در دوره قبل ازاسلام ، به روش اخراج از شهر جا افتاده و اجرا می شد و پیامبر هم همان روش را امضا کرده است ،
آنجا که خداوند می فرماید :
” انما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی الارض فسادا ان … ینفوا من الارض …. ” ۴۵
” همانا کسانی که با خدا و رسولش می ستیزند و در زمین به فساد می کوشند جزایشان این است که … از آن سرزمین رانده شوند .. ”
ولی در دوره ائمه ، که شیوه های جدیدتری برای تنبیه مجرم پیدا شده و امکانات اجرایی و مالی بیشتری مانند زندان فراهم گردیده بود ، روش زندان توصیه می شود ، و این در حالیست که از روش مدرن زندانی کردن ، در آیه صحبتی نشده است ، چرا که نه تنها در عصر نزول قرآن ، معمول نبوده بلکه احتمالا اطلاعی نیز از آن نداشته اند که امکانات مربوطه را فراهم نمایند .

آنجا که امام جواد ( ع ) می فرماید :
” اگر محارب فقط سلب امنیت کرده و مال نبرده و آدم نکشته است زندانی می شود و این معنای نفی او است . ” ۴۶
بنابراین از ذکر روشهای مجازات در آیه ( و آیات دیگر ) ، تعبد خاصی منظور نبوده است. اساسا طبیعت مسائل حقوقی و جزائی با تعبد تناسب ندارد و سیره عقلاء در همه زمانها چنین بوده و خواهد بود که برای جرم اجتماعی ، مجازات تعیین می کنند و تناسب بین جرم و مجازات را در نظر می گیرند و آیات فوق الذکر نمی خواسته از این طریقه عقلائی عدول کند و یک حکم تعبدی را القاء نماید . ۴۷
و دلیل مسلم دیگر بر این که ، احکام مبتنی بر شرایع مختلف ، فقط ابزار تحقق عدالت اند نه خود عدالت ، آنست که خداوند از یهودان و یا مسیحان ، تا زمانی که حکومت واحدی در مدینه تشکیل نشده بود و مدیریت قضایی واحدی برقرار نگردیده بود ، می خواهد که به احکام خود عمل کنند ، چرا که به آنها خو گرفته و پذیرش بهتری دارند و نتیجتا ، خروجی اجرای آنها ، همان عدالتی است که منظور خداوند از تشریع شرایع مختلف و متعدد و نهایتا اخلاقی شدن جامعه بوده است .
آنجا که خداوند می فرماید :
” و کیف یحکمونک و عندهم التوراه فیها حکم الله…. و لیحکم اهل الانجیل بما انزل الله فیه و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الفاسقون ” ۴۸
” چگونه تو را به داورى مى‏طلبند و درخواست حکم می کنند ؟! در حالى که تورات نزد ایشان است ؛ و در آن ، حکم خدا هست …. اهل انجیل نیز باید به آنچه خداوند در آن نازل کرده حکم کنند ! و کسانى که بر طبق آنچه خدا نازل کرده حکم نمى‏کنند ، فاسقند . ”
و قطعا در صورت برقراری یک حکومت واحد ، قوانین باید بر مبنای سیره عقلای جامعه از همه فرقه ها و مذاهب ( مجلس قانون گذاری ) ، و رعایت همان اصول عادلانه بودن و رعایت کرامت انسانی ، وضع و تشریع گردد .
۴- و در یک کلام
رفتار خداوند و برخورد او با بشر در در طول تاریخ هدایت تشریعی ، اصول زیر را تداعی می کند :
۱- اصول اساسی در پیام رسولان ، همان سه اصل ” توحید – معاد و عمل صالح ” بوده که فراتاریخی بوده و همواره برقرار است و قالب همه احکام و قوانین را می سازد .
۲- ارسال رسولان متعدد با شریعت های کاملتر ، بمعنای اعتنا و صحه گذاری خداوند به مفهوم نوسازی احکام بدلیل توجه به مدرنیته و نوسازی در اندیشه و فهم بشر و همچنین ظرفیتها و قابلیتها ی جدید او و جامعه است .
۳- خاتمیت ، بمعنای تایید و اعلام بالغ شدن بشر بحدیست که دیگر نیازی به هدایت تشریعی جدیدی ندارد و خود می تواند با بهره گیری از تعالیم قرآن و سنت ، و درک و فهم علمی و عقلی خود در هر عصر ، قوانین موجود را بازنگری و در صورت لزوم ، بازسازی و یا نوسازی کند . ( اجتهاد پویا و سیال با رعایت شرایط زمان و مکان )
۴- آنچه که مهم است ، اسلام و قرآن را ، به عنوان یک پیکره واحد دیدن ، با یکسری اصول مشخص ثابت در تحقق اخلاقی کردن فرد و جامعه ، در راستای ” تخلق به اخلاق الهی ” و هم چنین ، امر به برقراری عدالت اجتماعی .
۵- ” ارزش طریقیت دادن ” به احکام بعنوان ابزار رسیدن به آن اهداف ، که همواره بدلیل زمان مند بودن ، باید متناسب با بلوغ اجتماعی ، ظرفیتها و قابلیتهای جدید ، بازنگری ، بازسازی و نوسازی شوند .
۶- آنچه که باید در بازنگری ، بازسازی و نوسازی احکام رعایت شود ” عادلانه بودن ” آنها – ” تطابق با سیره عقلا ” و ” پذیرش عقل جمعی ( رعایت کرامت انسانی ) ” است .
۷- در صورت رعایت مفاد فوق ، احکام قدیم نسخ شده و احکام جدید ، مشروعیت پیدا کرده و لازم الاجراست .
آنجا که در قواعد فقهیه ( قاعده ملازمه ) می فرمایند : ۴۹
” کلما حکم به العقل حکم به الشرع و کلما حکم به الشرع حکم به العقل ” ۵۰
” هر آنچه را که عقل به آن حکم کند ، شرع نیز به همان حکم خواهد کرد و بر عکس . ”
در کلام بزرگان :
امام خمینی :
پاسخ به نامه حجت الاسلام قدیرى در مورد شطرنج و آلات موسیقى۵۱
پـس از عـرض سـلام … لازم است از برداشت جناب عالى از اخبار و احکام الهى اظهار تاسف کـنـم . بـنابر نوشته جناب عالى ، زکات تنها براى مصارف فقرا و سایر امورى است که ذکـرش رفـتـه اسـت و اکـنـون کـه مـصـارف بـه صـدهـا مـقـابـل آن رسـیده است راهى نیست و (رهان ) در سبق و ( رمایه ) مختص است به تیر و کـمـان و اسـب دوانى و امثال آن که در جنگ هاى سابق به کار گرفته مى شده است و امروز هـم تـنـهـا در هـمـان مـوارد اسـت . و انـفـال کـه بـر شـیـعـیـان تـحـلیـل شـده اسـت ، امـروز هـم شـیـعـیان مى توانند بدون هیچ مانعى با ماشین هاى کذایى جـنـگل ها را از بین ببرند و آنچه را که باعث حفظ و سلامت محیط زیست است را نابود کنند و جان میلیون ها انسان را به خطر بیندازند و هیچ کس هم حق نداشته باشد مانع آنها باشد، مـنـازل و مـسـاجـدى کـه در خـیـابـان کـشـى هـا بـراى حـل مـعـضـل تـرافـیـک و حـفـظ جـان هـزاران نـفـر مـورد احـتـیـاج است ، نباید تخریب گردد و امـثـال آن . و بـالجـمـله آن گـونه که جناب عالى از اخبار و روایات برداشت دارید، تمدن جـدیـد بـکـلى بـایـد از بـیـن بـرود و مـردم کوخ ‌نشین بوده و یا براى همیشه در صحراها زندگى نمایند….
البـتـه در ایـن زمـیـنـه هـا مـسـایـل زیـادى اسـت کـه حـال و وقـت مـن اجازه تعقیب آنها را ندارد . از جناب عالى که فرد تحصیلکرده و زحمت کشیده اى مـى باشید ، توقع نبود که این گونه برداشت کرده و آن را به اسلام نسبت دهید. شما خـود مـى دانـیـد کـه مـن بـه شـما علاقه داشته و شما را مفید مى دانم ، ولى شما را نصیحت پـدرانـه مـى کنم که سعى کنید تنها خدا را در نظر بگیرید و تحت تاثیر مقدس نماها و آخوندهاى بى سواد واقع نشوید، چرا که اگر بنا است با اعلام و نشر حکم خدا به مقام و موقعیتمان نزد مقدس نماهاى احمق و آخوندهاى بى سواد صدمه اى بخورد، بگذارید هر چه بـیـشـتـر بـخـورد. از خـداونـد مـتعال توفیق جناب عالى را در خدمت به اسلام و مسلمین چون گذشته خواهانم .
والسلام علیکم و رحمه الله روح الله الموسوى الخمینى – تاریخ ۱۱/۷/۶۷
” امـا در مـورد روش تحصیل و تحقیق حوزه ها، این جانب معتقد به فقه سنتى و اجتهاد جواهرى هستم و تخلف از آن را جـایـز نـمـى دانـم . اجـتـهـاد بـه همان سبک ، صحیح است ولى این بدان معنا نیست که فقه اسـلام پـویـا نـیـسـت ، زمان و مکان دو عنصر تعیین کننده در اجتهادند . مساله اى که در قدیم داراى حکمى بوده است به ظاهر همان مساله در روابط حاکم بر سیاست و اجتماع و اقتصاد و یـک نـظـام مـمـکن است حکم جدیدى پیدا کند، بدان معنا که با شناخت دقیق روابط اقتصادى و اجـتـماعى و سیاسى ، همان موضوع اول که از نظر ظاهر با قدیم فرقى نکرده است ، واقعا مـوضـوع جـدیـدى شـده اسـت کـه قـهـرا حـکـم جـدیـدى مـى طـلبـد . مـجـتـهـد بـایـد بـه مـسـایـل زمـان خـود احـاطـه داشـتـه بـاشـد . ” ۵۲
آیه اله منتظری :
” خداوند در آیه شریفه ۲۵ از سوره حدید در رابطه با هدف از ارسال رسل و انزال کتب می‎فرماید: (لیقوم الناس بالقسط) ; تا خود مردم در اثر هدایت انبیا و کار فرهنگی و فکری آنان، عدالت را به پا دارند . قرآن نفرموده است : تا پیامبران عدالت را به پا دارند، تا شائبه اجرای شریعت و عدالت با اجبار و زور در بین نباشد .” ۵۳
” دین هیچ گاه در صدد ارائه شکل خاصی برای زندگی نیست . زندگی شهری یا روستایی، صحرانشینی و امثال اینها ، توصیه دین نیستند.
دین به انسانها، در هر کجا که هستند، سفارش می‎کند تا اموری را رعایت کنند. کیفیت و حدود زندگی ، در چارچوب خواسته های دین است . دین فراتر رفتن از محدوده های تعیین شده را روا نمی دارد; فردی باشد یا جمعی .
دین، اصول و معیارهایی برای زندگی انسان نشان می‎دهد; اما معمولا روش خاصی را برای حل مشکلات اجتماعی ارائه نمی دهد. مثلا به اصل عدالت اجتماعی حساسیت نشان می‎دهد; چرا که مشکلات اجتماعی چه بسا سدی در راه بندگی خدا و سعادت انسانها باشد.
روشها، همواره در مناطق مختلف جغرافیایی بنا به دلایل جوی و محیطی و آب و هوایی، به ساکنان آنجا واگذار شده و الزامی به نوع رفتار و ساخت و ساز نداشته است .
چه این که دخالت در چنین اموری ، دین را با مشکلات عدیده ای مواجه خواهد ساخت و پیشرفت ها و تحولات، دین را به تدریج از زندگی مردم خارج می‎کند، و دستورالعمل های آن جای خود را به یافته های تجربی و علمی خواهد سپرد. در این صورت، کارآمد نبودن دین در رونق امور و پیشرفت انسانها به رخ کشیده خواهد شد.
در حالی که دین با سفارش به رعایت اصول و ارزشها و قواعد، همواره نقش خود را ایفا می‎کند.
به همین جهت در تعالیم انبیا دستوراتی مشاهده می‎شود که تنظیم روابط عادلانه اجتماعی در آنها به خوبی قابل مشاهده است ; مثلا می‎گوید: ( و لا تنقصوا المکیال والمیزان انی أراکم بخیر… سوره هود ، آیه ۸۴) ” از پیمانه ها و وزنها کم مگذارید، من شما را در خیر و نعمت می‎بینم .”
بنابراین دین درصدد تبیین اکتشاف، صنعت، کشاورزی، دامداری، شهرسازی و امثال اینها نیست، بلکه درصدد القای اصول و ضوابط و دعوت به رعایت آنهاست . ” ۵۴
” اصولا هدف از مجازات های اسلامی و حدود الهی ، اصلاح جامعه و بازداشتن مجرمین از تکرار جرم و تنبیه آنان می‎باشد .
در آیه شریفه : ” و لکم فی القصاص حیاه یا أولی الالباب لعلکم تتقون – سوره بقره ، آیه ۱۷۹ ” اشاره به این جهت شده و قصاص را موجب حیات افراد دانسته است .
تعزیرات و حدود ، دارای مصالح غیبی و غیرقابل فهم برای بشر نمی باشد . و این معنا از قرائن و تعبیرات زیادی که در روایات مربوط به حدود و تعزیرات وارد شده است استفاده می‎شود .
از این رو قبلا یادآوری شد که هدف اصلی از آنها همان تنبه مجرمین و اصلاح آنها می‎باشد و بعید است که مصالح غیبی غیرقابل فهم دیگری در آنها باشد .
و از طرفی تحولات اجتماعی در علوم مربوط به جرم شناسی و نحوه پیش گیری از آنها و روان شناسی مجرمین و نحوه اصلاح و تربیت آنان پدید آمده است ، به نحوی که دیگر شیوه های گذشته در جوامع کنونی آثار مورد نظر شارع را نخواهد داشت و چه بسا ممکن است گفته شود :
با شیوه های جدید زودتر و بهتر هدف اصلی شارع از تشریع بعضی مجازات های رایج ، محقق می‎شود .
با توجه به جهات مذکور ، اگر فقیه توانست از ادله مربوطه چنین استنباطی بنماید ، یعنی از آن جهت که مصالح و مفاسد بعضی احکام مذکور ، که به منزله موضوع آنها می‎باشند ، تغییر یافته و درحقیقت موضوع حکم تغییر یافته است ، می‎تواند طبق تغییر مصالح و مفاسد و موضوع بعضی احکام ذکر شده ، به تغییر حکم نظر دهد .
ولی باید کاملا مستند به آیات و روایات و ضوابط اجتهاد باشد ، نه براساس تأثیر از جو و شرایط موجود . ” ۵۵

” دلیل قاطعی در دست نیست که تمامی احکام غیرعبادی اسلام احکامی ثابت اند و موضوعات آنها تأثیرناپذیر از تغییرات و شرایط زمان و مکان می‎باشند و به عنوان راههای انحصاری رسیدن به مقصود و هدف تشریع شده اند….
به عبارت دیگر وقتی عقل را به عنوان یکی از ادله احکام شرعی پذیرفته ایم و سیره عقلا – که ردع آن از سوی شارع احراز نشده باشد – را در همین جهت ، معتبر و حجت می‎دانیم، هر روش عقلانی که به نحو اطمینان بتواند مقصود شارع مقدس را برآورده سازد روشی شرعی نیز هست، و همه این امور بر طریقیت (وسیله بودن) احکام شرع مقدس در عموم امور غیر عبادی دلالت می‎کنند و نه موضوعیت (هدف بودن) آنها.
اصولا عنوان و لفظ “شرع و شریعت” به معنای نهر یا راهی است که از یک رودخانه بزرگتر یا بزرگ راهی ، جدا می‎شود، به گونه ای که مناطقی خاص از آن بهره مند می‎شوند; و در اصطلاح ، نهر و راهی است که از بزرگراه یا رودخانه عظیم دین خدا سرچشمه می‎گیرد، و لذا در قرآن کریم آمده است : ” لکل جعلنا منکم شرعه و منهاجا – سوره مائده (۵)، آیه ۴۸ ”
“برای هر قوم از شما انسانها یک شریعت و راه قرار دادیم .”
تفاوت شرایع صرف نظر از خصوصیات زمانی و مکانی، معلول کمال شرایع متأخر نسبت به شرایع متقدم است ; و لذا شریعت محمدی (ص) از سایر شرایع کامل تر است . ” الیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلا م دینا – سوره مائده ، آیه ۳ ”
” امروز دینتان را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام ساختم و اسلام را به عنوان دین شما پسندیدم .”
خداوند در قرآن می‎فرماید: ” قل فأتوا بکتاب من عند الله هو أهدی منهما أتبعه ان کنتم صادقین – سوره قصص (۲۶)، آیه ۴۹ ”
“بگو: کتاب و شریعتی برتر و هدایتگرتر از آن دو [قرآن و تورات ] بیاورید تا از آن پیروی کنم اگر راستگو هستید.”
آیه فوق ظاهرا ضرورت پیروی از معقولترین و بهترین روشها را برای رسیدن به اهداف دین بیان می‎کند. البته نباید بدون دلیل و برهان و تنها به خیال و توهم این که روشی برتر پیدا شده، دست از طرق و روشهای شرعی برداشت ; بلکه به اصطلاح فقها باید با منقح کردن مناط، آن هم از نوع قطعی آن، و یا مناط و ملاک مطمئن و منصوص، در خصوص رساندن به مقصود شرع به روش جدید و مورد تأیید و تجربه عقلا مراجعه شود. ” ۵۶

آیه اله صالحی نجف آبادی :

” حوزه های علوم دینی اگر بخواهند به رشد و ترقی شایسته خود برسند باید همگام با پیشرفت علوم در سطح جهان ، گامهای بلندی در راه تحقیق و پژوهش بردارند .
همانگونه که امام خمینی به این حقیقت تلخ رسیده بود که فقه با وضعی که فعلا دارد و به تعبیر خود ایشان ” فقه مصطلح ” یا اجتهاد مصطلح برای اداره جامعه کافی نیست ، لذا باید تلاش همه جانبه و پیگیری برای تحرک بخشیدن به فقه شروع شود و فقه را باید بگونه ای بازسازی کرد که از حالت عدم توانایی اداره جامعه بیرون آید .
بدین منظور پیشنهادات ذیل ارائه می گردد :
• قبل از هر کار باید ابواب مختلف فقه ، تخصصی شود و آنچه مرحوم آیه الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی در مورد لزوم تخصصی کردن فقه فرمودند عملی گردد . چرا که :
اولا : عمر یک فقیه برای اجتهاد عمیق و همه جانبه در همه ابواب فقه کافی نیست ، چون فقه استدلالی به ویژه به سبک جواهری آن به اندازه ای وسیع و گسترده است که بدون تردید یک مجتهد نمی تواند همه ابواب آنرا به طور جامع الاطراف و منطبق با نیازهای جدید جامعه بررسی و در آن اجتهاد کند .
ثانیا : اگر در فقه اسلامی رشته های تخصصی ایجاد شود و هر گروهی از فقهای متخصص ، همه نیروی فکری و فعالیت تحقیقی و پژوهشی خود را فقط در همان رشته تخصصی خویش بکار ببرد بدون تردید آفاق جدیدی در پیش چشم فقهای محقق و پژوهشگر گشوده خواهد شد .
• پس از تخصصی شدن قسمتهای مختلف فقه ، فقها باید بحثهای اجتهادی و تخصصی خود را بر مبنای مقایسه و تطبیق پایه گذاری نمایند ( مقایسه با رشته تخصصی مشابهی که در جهان پیشرفته و جود دارد ) مانند علوم قضایی ، حقوق ، تجارت ، اقتصاد و ….

• در مسائلی که در ادله اجتهادی یا فتاوای فقها ، تعارضی یا ابهامی وجود دارد و کشف ملاک حکم از راه آزمایش و بکار بستن علوم تجربی ممکن باشد فقها ، رجوع به کارشناس علوم تجربی را مورد توجه و عمل قرار دهند .

• اجتهاد در مسائل فقهی نباید بگونه ای انجام شود که نتیجه اش با اصول علمی قطعیت یافته ، در تضاد باشد و نباید به صورتی ارائه شود که دانشمندان حقیقت جو را از هر فرقه و دینی نسبت به فقه اسلام و نهایتا اصل اسلام بی رغبت کند . ” ۵۷

آیه اله مطهری :

” اساسا ” رمز اجتهاد ” ، در تطبیق دستورات کلی با مسائل جدید و حوادث‏ متغیر است . مجتهد واقعی آنست که این رمز را به دست آورده باشد ، توجه‏ داشته باشد که موضوعات چگونه تغییر می‏کند و بالتبع حکم آنها عوض می‏شود . و الا تنها در مسائل کهنه و فکر شده فکر کردن و حداکثر یک علی الاقوی را تبدیل به علی الاحوط کردن و یا یک علی الاحوط را تبدیل به علی الاقوی کردن‏ هنری نیست و اینهمه جار و جنجال لازم ندارد . ”
” فقیه و مجتهد کارش استنباط و استخراج احکام است ، اما اطلاع و احاطه‏ او به موضوعات ، و به اصطلاح ، طرز جهان‏بینی‏اش ، در فتواهایش زیاد تأثیر دارد . فقیه باید احاطه کامل به موضوعاتی که برای آن موضوعات فتوا صادر می‏کند داشته باشد .” ۵۸
” آفتی که جامعه روحانیت ما را فلج‏ کرده و از پا درآورده است ” عوام زدگی ” است . عوام‏زدگی از سیل زدگی‏ ، زلزله‏زدگی ، مار و عقرب زدگی بالاتر است . این آفت عظیم معلول نظام‏ مالی ما است .
روحانیت ما در اثر آفت عوام زدگی نمی‏تواند چنانکه باید ، پیشرو باشد و از جلو قافله حرکت کند و به معنی صحیح کلمه ، هادی قافله باشد ، مجبور است در عقب قافله حرکت کند . خاصیت عوام اینست که همیشه با گذشته و آنچه به آن خو گرفته پیمان بسته است ، حق و باطل را تمیز نمی‏دهد . عوام‏ ، هر تازه‏ای را بدعت یا هوا و هوس می‏خواند ، ناموس خلقت و مقتضای فطرت‏ و طبیعت را نمی‏شناسد ، از این‏رو با هر نوی مخالفت می‏کند و همیشه طرفدار حفظ وضع موجود است . ۵۹
” امروز به طور مستمر از طریق دبستانها ، دبیرستانها ، دانشگاهها ، مؤسسات آشکار و پنهان نشر کتاب ، وسائل ارتباط جمعی از قبیل رادیو ، تلویزیون ، سینماها ، روزنامه‏ ها ، مجلات هفتگی و ماهانه و سالانه ، کنفرانسها ، سخنرانیها ، و از طریق‏ برخورد با مردمی که از سرزمینهای دیگر به کشور ما آمده اند و از طریق‏ مسافرتها به کشورهای خارج ، هزاران نوع اندیشه به این جامعه صادر می‏شود ، که اگر اندیشه هائی که از حوزه های علمی دینی و یا وسیله شخصیتهای مبرز مذهبی در خارج این‏ حوزه ها صادر می‏شود – با اینکه نسبت به گذشته در سطح بالاتری قرار گرفته‏ است – با آنچه از جاهای دیگر صادر می‏شود مقایسه شود رقم ناچیزی را تشکیل‏ می‏دهد و می‏توان گفت نزدیک به صفر است .
حتی خود حوزه های علمیه ما هم اکنون یکی از بازارهای پررونق اندیشه‏ هائی است که از کانونهای غیر مذهبی و یا ضد مذهب صادر می‏شود . اینجا است که هر فرد متدین آگاه ، ضرورت تجدید نظر در برنامه های‏ حوزه های علمیه را شدیدا احساس می‏کند … حوزه های علمیه ما اگر از محدودیتهای مصنوعی که خود برای خود به وجود آورده اند خارج گردند و با استفاده از پیشرفت علوم انسانی جدید به احیاء فرهنگ کهن خود و آراستن و پیراستن آن بپردازند و آنرا تکمیل نمایند و به‏ پیش سوق دهند ( که آمادگی تکامل و پیشروی دارد ) می‏توانند از این انزوای‏ حقارت آمیز علمی خارج شوند و کالاهای فرهنگی خود را در زمینه های مختلف‏ معنوی ، فلسفی ، اخلاقی ، حقوقی ، روانی ، اجتماعی ، تاریخی با کمال‏ افتخار وسربلندی به جهان دانش عرضه نمایند .” ۶۰
” فکر دینی ما باید اصلاح بشود . تفکر ما درباره دین غلط است غلط . به جرأت می‏گویم از چهار تا مسأله فروع ، آن هم در عبادات ، چند تائی هم‏ از معاملات ، از اینها که بگذریم دیگر فکر درستی ما درباره دین نداریم ، نه در این منبرها و در این خطابه‏ها می‏گوئیم و نه در این کتابها و روزنامه‏ها و مقاله‏ها می‏نویسیم ، و نه فکر می‏کنیم . ما قبل از اینکه‏ بخواهیم درباره دیگران فکر کنیم که آنها مسلمان شوند باید درباره خود فکر کنیم . چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است .” ۶۱
” قرآن همواره مسائل را به صورت کلی و اصولی طرح می‏کند ولی استنباط و تطبیق کلی بر جزئی بسته به فهم و درک صحیح ماست … قرآن می‏خواهد مسلمانان رشد عقلی و اجتماعی داشته باشند .. . قرآن نیامده است که برای همیشه با مردم مانند ولی صغیر با صغیر عمل کند ، جزئیات زندگی آنها را با قیمومیت شخصی انجام دهد و هر مورد خاص را با علامت و نشانه حسی تعیین نماید .” ۶۲

دکتر کدیور :
” مسلمانی که قرار است وارد داد و ستد با مدرنیته بشود ، باید این نکته ی کلیدی را بپذیرد که چنین نیست که “ آنچه خوبان همه دارند “، را او به تنهایی داشته باشد. معرفت و عمل دینی او ، هم نکات مثبت و هم نکات منفی دارد . از آن سو هم او نباید محو جمال مدرنیته شده باشد و فکر کند نام همه ی کمالات، مدرنیته است. در آن سو هم نکات مثبت و نکات قابل انتقاد متعدّدی هست . …
با پذیرش این پیش فرض به دو گزاره کلیدی دیگر می‌رسیم. گزاره ی اوّل اینست که معرفت دینی به دستاوردهای خرد جمعی بشری نیازمند است ؛ یعنی دین ، همه ی آنچه را ما در زندگی نیاز داریم، ارائه نکرده است؛ چون خودمان با عقل خدادادمان می‌توانیم به آن برسیم …از طرف دیگر خرد بشری هم به رهاورد پیامبران نیازمند است….
لازمه ی دینی بودن گزاره های دینی اینست که امروز هم قابل قبول و موجه باشند . برخی گزاره‌های دینی ، امور متغیّر و زمان مند بود‌ه‌اند که امروز زمان اعتبار آنها بسر آمده است و به زبان دینی نسخ شده است . اگر چه در گذشته و در صدر اسلام متن دین بوده‌اند…. بنابراین سه معیار عقلایی بودن، عادلانه بودن و برتر بودن نسبت به راه حل های رقیب، سه معیار یا ضابطه ی بر گرفته از اندیشه مدرن ، برای پالایش معرفت و عمل دینی هستند . واضح است که این ضوابط اگرچه در سنت نیز سابقه دارد ، اما برجستگی و عمق آن وامدار دوران مدرن است. ” ۶۳
……………………………………………………………………………………………
** مدرنیته بعنوان یک مفهوم حقیقی ، یعنی پذیرش نگاه نو به موضوعات و گزینش روشهای نوین در راه حلها ، نه بعنوان یک اصطلاح اعتباری در مصداق یابی مشربی امروزین در تقابل با سنت .
تذکر ۱ : احکام مورد نظر در متن ، احکام غیر عبادی شامل حقوق ، قضا ، اقتصاد ، سیاست ، معاملات و … بوده ، نه احکام عبادی که مربوط به تزکیه انسان به وسیله مراقبه نفس به کمک آن اعمال و احکام می باشد .
تذکر ۲ : فراموشمان نشود که تعریف و تامین و تضمین نیازهای معنوی و رابطه روحانی انسان با خداوند و سیر کمالی او ، به بهترین و کاملترین شکل ممکن ، توسط ادیان ابراهیمی بیان و زیباترین آنها توسط اسلام عرضه شده و انسان هرگز از آنها بی نیاز نخواهد بود .
زیرنویسها :
۱- مقالات ”
و ”
۲- مقاله ”
۳- مقاله ”
۴- سوره انبیا ، آیه ۳۳
۵- سوره لقمان ، آیه ۲۲
۶- سوره قیامت ، آیه ۱۲
۷- سوره مائده ، آیه ۱۸
۸- سوره حج ، آیه ۴۱
۹- سوره مومنون ،آیه ۱۱۵
۱۰- مقاله ”
۱۱- سوره یس ، آیه ۶۱
۱۲- سوره نور – آیه ۳۹
۱۳- سوره انبیا ، آیه ۲۵
۱۴- سوره بقره – آیه ۶۲
۱۵- سوره مائده – آیه ۶۹
۱۶- شیخ مفید، الامالی، ص ۳۱۰
۱۷- کافى، ج ۱، ص ۱۶
۱۸- سوره بقره ، آیه ۳۰
۱۹- سوره دهر ، آیه های ۱ و ۲
۲۰- تفسیر مجمع البیان
۲۱- سوره آل عمران ، آیه ۳۳
۲۲- سوره بقره – آیه ۳۱
۲۳- سوره بقره – آیه ۳۸
۲۴- امام رضا (ع) : ” اولوا العزم از این جهت اولوا العزم نامیده شدند، که داراى عزائم و شرایعند – نوح ، ابراهیم ، موسی ، عیسی ، محمد ” – المیزان – ج ۲ – ص ۱۵۴
۲۵- سوره شوری ، آیه ۱۳
۲۶- الجواهر السّنیّه‌ فی‌ الاحادیث‌ القدسیّه‌ – ص ۳۶۱ – شیخ حر عاملی
۲۷- سوره مائده ، آیه ۴۸
۲۸- سوره حج ، آیه ۳۴
۲۹- سوره ابراهیم ، آیه ۴
۳۰- مقاله ”
۳۱- سوره اسرا ، آیه ۷۰
۳۲- سوره نسا ، آیه ۵۸
۳۳- سوره نسا ، آیه ۱۳۵
۳۴- سوره نحل ، آیه ۹۰
۳۵- سوره مائده ، آیه ۳۸
۳۶- سوره نسا ، آیه ۵۸
۳۷- سوره حجرات ، آیه ۹
۳۸- به مقاله ” نمونه تصمیمات
۳۹- سوره آل عمران ، آیه ۱۵۹
۴۰- سوره حدید، آیه ۲۵
۴۱- نهج البلاغه ، خطبه ۱
۴۲- نهج البلاغه خطبه ۲۲۲
۴۳- سوره ملک ، آیه ۱۰
۴۴- سوره مائده ، آیه ۳
۴۵- سوره مائده ، آیه های ۳۳ و ۳۴
۴۶- وسائل الشیعه، ج ۱۸، ص ۵۳۶، ح ۸.
۴۷- مقاله ”
۴۸- سوره مائده ، آیات ۴۳ تا ۴۷
۴۹- به مقاله ”
۵۰- سبزواری، سید عبدالاعلی، ‌تهذیب الاصول، ج ۱، ص ۱۴۵؛ مظفر،‌ محمد رضا، ‌اصول الفقه، ج ۱، ص ۲۱۷٫
۵۱- صحیفه نور ، جلد ۲۱
۵۲- پـــیـــام امـــام خـــمـیـنـى خـطـاب بـه مـراجـع اسـلام ، روحـانـیون سراسر کشور و… در مورداستراتژى آینده انقلاب و حکومت اسلامى – تاریخ : ۴/۱۲/۶۷ ، صحیفه نور ، جلد ۲۱
۵۳- کتاب حکومت دینی و حقوق انسان – آیه الله منتظری – ص ۱۴۱ تا ۱۴۵
۵۴- کتاب اسلام دین فطرت – آیه الله منتظری – ص ۴۹ تا ۵۱
۵۵- پاسخ به پرسش هایی پیرامون مجازات های اسلامی و حقوق بشر – آیه الله منتظری – ص ۸۶ و ۸۷
۵۶- کتاب ” اسلام دین فطرت – آیت الله منتظری ص ۷۰۲ تا ۷۰۵ ”
۵۷- کتاب ” پژوهشی جدید در چند مبحث فقهی – فصل چهارم ”
۵۸- کتاب ” ده گفتار – اصل اجتهاد در اسلام ، ص ۹۶ به بعد ”
۵۹- همان ، مشکل اساسی در سازمان روحانیت ، ص ۲۹۹
۶۰- کتاب ” ده گفتار ، احیا فکر دینی ، ص ۱۴۷
۶۱- کتاب ” جاذبه و دافعه امام علی(ع)، ص ۱۷۲
۶۲- کتاب ” پیرامون انقلاب اسلامی – ص ۳۱ به بعد
۶۳- تلخیصی از مقاله ی ارایه شده در سمینار دین و مدرنیته به نام ” داد و ستد اسلام و مدرنیته “، حسینیه ارشاد،۱۳۸۵

تحقیق : صادق

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)