می شود دست مرا بست و مرا در بند و زندان کرد

می شود با نام دین هر روز حکم بر اعدام و حبس بی گناهان کرد

خانه باشد یا محل کسب روزی

می شود آتش زد و سوزاند

می شود آباد را یک لحظه ویران کرد !

می شود ساعات طولانی

مادری در انتظار دیدن فرزند را

با وعده ی فردا و فرداهای پوشالی پریشان کرد

با طلوع صبح فردا

وعده ی دیروز را با خدعه کتمان کرد

با نشان ِمُهر پیشانی

با دغل کاری پنهانی

میشود هر کافری را از مسلمانی پشیمان کرد

ای شما که نیمه شب در خانه این مردم آزاده می ریزبد

بر هراس کودک هر خانه میخندید!

می ریزید، می هراسانید و می خندید

با شمایم ..با شمایم ..با شما

آیا

می شود خورشید را پشت هزاران ابر پنهان کرد؟!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)