:اشاره
شاید برای خیلیها اِکا کورنیاوان”۱”، رُمان نویس و روزنامه نگارِ چهل و چهار سالهی اهلِ اندونزی، نامی ناآشنا ست. او با نگاهی هوشیارانه و به گفتهی خودش، نه سیاه بینا نه، پیشروی اسلامیسم در جامعهی امروزِ اندونزی را چنین بیان میکند: ” هرچند که برای اسلامیستها آسان بنظر نمیرسد که دیدگاههای خود را تحمیل کنند، ولی مشکل اینست که در صفِ مقابل، دستههای مخالف آنها نیز آن طور که باید سازمان یافته نیستند. امیدوارم که یک حزبِ تازهای پا به میدان گذارد و توان آنرا داشته باشد که جبهه لیبرالها را بهم بپیوندد. ” او با اولین رُمانش، “زیبا رویانِ آلی موندا” خود را در میانِ بزرگترین صداهای متعهدِ ادبیاتِ جهان جای داد. ترجمهی این کتاب در ۲۰۱۷ به پیشخوانِ کتابفروشیهای فرانسه روانه شد و اکنون به بیست و پنج زبانِ در دنیا برگردانده شده است. رُمانی نا سازگار با هنجارهای جاری وبا بیانی سوررئالیست و لگام گسیخته، داستان زنانی ست که زیبائیشان برآیندی جز بد بیاری و بدبختی برایشان نداشته است. اِکا کورنیاوان، نامی تازه و لی ماندنی در ادبیات جهان ست که وی را وارث “پرام” نویسنده سرشناس و معترضِ اندونزی در دورانِ رژیمِ سوهارتو میدانند. گروهی در نقدهای ادبی،، به خاطرِ ِ “رئالیسم شگفت انگیز ِ” آثارش او را به گابریل گارسیا مارکز همانند میدانند و یا او را همسوی سلمان رُشدی قلمداد میکنند. اِکا کورنیاوان، در کودکی از کتاب هایی را که پدرش از این ور و آن ور جمع آوری میکرد و به خانه میآورد، بهره مند شد و دلبستگیهایش را به خواندن نشان داد و از یازده سالگی به نوشتن داستانهای کوتاه روی آورد. در زیر گفتگوی خبرنگار ِ لوموند را که در شمارهی ۱۹ ماه مه ۲۰۱۹در این روزنامه منتشر شده است میخوانید.

Portrait of Eka Kurniawan 21/10/2015 ©Philippe MATSAS/Opale/Leemage
***
اِکا کورنیاوان، پدیدهای ست: در سنِ چهل و چهار سالگی توانست در نخستین ردهی ادبیاتِ اندونزی جائی استوار پیدا کند. او رد ِ پای نویسنده نامی اندونزی، پرامواِدیا آناتا تواِر “۲” (۱۹۲۵-۲۰۰۶) معروف به “پرام” را دنبال کرد و با شناختی را که از او پیدا کرده بود، رسالهی فوقِ لیسانس فلسفه خود را به روی آثارِ ش نوشت. آری پدیدهای ست نه تنها برای ارزشهای ادبی آثارش، بلکه فزون بر آن، برای سمت گیریهای ضدِ اسلام گرایانهاش، و برای تمایلاتِ چپ و آزادی بیانش در پرداختِ صحنههای خشونت زای اِروتیک در آخرین اثرش بنامِ عریان، که سومین کتابِ ترجمه شده از او به زبانِ فرانسه است. بعنوانِ فرستادهی روزنامه لوموند با او در کافهای که از جاکارتا دور نبود، گفت و گو کردم. او به طنز و بدونِ لحظهای تردید، ریش و پشم دارها را در کشوری که مورد تهدیدِ انتگریسم مذهبی ست، دندان به خون میبرد. برونو فلیپ ” ۳” – روزنامه لوموند
* در کتابهایتان، یا نشانه هائی از تاثیرِ ” رئالیسم شگفت انگیر ِ” گابریل گارسیا مارکز (۱۹۲۷-۲۰۱۴) رامی بینند و یا شما را نزدیک به سلمان رُشدی میدانند. هر دوی آنها در رُمانها یشان از تاریخ و سیاست بسیار سخن به میان آوردهاند. در بافت کنونی جامعهی اندونزی، به عنوان ِ یک نویسنده، انگیزههایتان را در آفرینش آثارتان، چگونه تعریف میکنید؟
– من شیفتهی شناختِ سرنوشتِ جوامع زیرِ سلطهی دیکتاتورهای نظامی و یا زیرِ نفوذِ مذهبیها هستم. در اوضاع و احوالِ آمریکای لاتین، آنجا که گابریل گارسیا مارکز همزیستی کاتولیسیسم و ارتش را نمایان میکند، انعکاسی از شرایطِ اجتماعی اندونزی و نقشِ اسلام در آن را به ما نشان میدهد. و اما در موردِ سلمان رشدی، بی تردید بکار گیری اسطورهای اسلام توسط وی بویژه در آیههای شیطانی، که فتوای خمینی و دستورِ قتل او را بدنبال داشت، مرا شدیدا تحتِ تاثیر خود قرارداد. ولی پیش از مارکز و رشدی، ” پرام” نویسنده سرشناسِ اندونزی بود که راهگشای من در نویسندگی شد
* ” پرام ” همان پرامودیا آنتا تواِر است که در زنده بودنش، بارها نامزد جایزه نوبل ادبیات شده بود…..
– آری. قبل از کشف او، من بیشتر شیفتهی لحن و سبکِ ادبیاتِ ترسناک و وحشت زا بودم. پس از شناخت وی بود که به نوشتنِ مسائل سیاسی اندونزی روی آوردم. فزون بر استعدادِ سرشار ادبی، او نویسندهی متعهدِ سیاسی بود که سه بار به زندان روانه شد و آخرین بار هزینهی سنگینِ چهارده سال زندان با اعمال شاقه را تحمل کرد. آنچه را که همیشه در خاطرم جاودانه مانده است، داستان هائیست که او به هم بندانش در زندان تعریف میکرد که بعدها به شکلِ مجموعههای ادبی ماندگار، انتشار یافت و استقبالِ کم نظیری از آنها شد. او همیشه از ابرازِ خوشبینی و خیال پروریهای سیاسی دوری جست و هیچگاه در نمایاندنِ دوگانگی و ناهمخوانی در برداشت نخبگان نسبت به استعمار گران هلندی، تردیدی به خود راه نداد. او بود که نیاز به نوشتن و برداشت من از جهان را که بعدها در کتابهایم آورده شد، پخته کرد.
* آیا از نگاه شما، داشتنِ تعهد، نخستین و اساسی ترین امر در نویسندگی ست؟

– آری. هر چند هنور نیاز به نوشتنِ رُمانهای ترسناک را در خود احساس میکنم [ قهقهه خنده ]، ولیکن نوشتن دربارهی واقعیتهای جامعه اندونزی و مردم آن، از برتریهای نخستین من ست. ارزیابی من اینست که ادبیات آمیزهای از لذت بردن از خواندن – بازی گوشیهای نقل ِ روایت – و تداعی مسائل سیاسی ست. آموزشِ فلسفی من، مرا وادار به رعایتِ دیالکتیک در سیر تاریخی یک اثر کرده است. و در این راستا ست که امروزه، به تجزیه و تحلیلِ جامعهی اندونزی میپردازم.
* شما در شماره ۱۴فوریه ۲۰۱۹ هفته نامهی ” نیویورک تایمز “، در مقالهای هشدار دهنده تاکید کردهاید که هر کس در انتخاباتِ ریاست جمهوری ۱۷آوریل ۲۰۱۹ در اندونزی پیروز شود ” بهر حال اسلامیستها از پیش برنده هستند “. در این انتخابات، سرانجام جکو ویدودو که یک لیبرال قلمداد میشود و مدافعِ حقوق اقلیتهای نژادی و قومی ست در برابر رقیب خود پرابوو سوبیناتو، نظامی سابق که اسلامیستها از او پشتیبانی میکردند، پیروز شد. با این همه از ترستان به پیشروی و نهایتا دست نهادنِ انتگریست اسلامی در این مجمع الجزایر کاسته نشد. اندونزی شهرتی دیرینه در روا داری و گونه گون پذیری قومها دارد. آیا احتمال دارد که اندونزی، عربستان سعودی شود؟
– شکلِ اسلامِ تحمیلی که در آنجا ست، نمیتواند در اینجا عملی شود. ولی این به آن معنا نیست که ما در آینده، عربستان سعودی نشویم و یا انتگریستهای اسلامی در زمینههای گوناگونِ زندگی روزانه ما رخنه نکنند. بویژه باید گفت که سیستمِ سیاسی ما خالی از ابهام نیست: پانکا سیلا [ ” پنج اصلِ” موجود در فلسفهی ملی ما از زمانِ اعلام استقلال در ۱۹۴۵]، تنها سمت و سوی سِکولاریست ندارد، بلکه باید به جنبههای مذهبیاش هم نگاه کرد. محافظه کارهای تند رو و یا بنیاد گرایان مذهبی میتوانند به آسانی با تکیه بر اصل نخستِ پانکا سیلا [ که اعتقاد به خدای یگانه را اعلام کرده است ]، برتری مونوتئیسم و تفسیر و تعبیر خود از اسلام و یا ارجحیت آن را بر سایر ادیان، مدعی شوند.
مقالهای را که در نیویورک تایمز نوشتم، در آن هیچ سیاه بینی و یا ناامید گرائی نداشتهام: فکر میکنم که در اندونزی، تنش ِ دیالکتیکی بین ملی گرایانِ لائیک و محافظه کارانِ مذهبی وجود دارد. اگر برای اسلامیستها آسان بنظر نمیرسد که دیدگاههای خود را تحمیل کنند، ولی مشکل اینست که در صفِ مقابل، دستههای مخالفِ آنها هم آن طور که باید سازمان یافته نیستند. امیدوارم که یک حزبِ تازهای پا در میدان گذارد و توان آن را داشته باشد که جبههی لیبرالها را بهم بپیوندد.
* مدافعانِ” اسلامِ نوسانتارا «۴ یا ” اسلامِ مجمع الجزایر اندونزی “، ویژگی خود را در گنجاندنِ مجموعهء ارزشهای فرهنگی و مذهبی اندونزی در اسلامشان میدانند. آنها بر این اعتقادند که به اندازهی کافی قدرتمند هستند تا بتوانند از نفوذ فزایندهی سلافیستها و وهابیستها جلوگیری کنند. آیا شما اطمینانی به توان ِ مقاومت آنها ندارید؟
– واقعیتی ست که نظریهی ” اسلامِ نوسانتارا ” قدرتمند باقی مانده است. اما از زمانِ سقوطِ دیکتاتور [ سوهارتو که در سالهای ۱۹۶۹-۱۹۹۸ در قدرت بود ] و آغازِ اصلاحات، یعنی در بیست سالِ اخیر، صدای آنهائی که این اسلام را زیر سئوال بردهاند، بیش از پیش شنیده میشود. هنگامی که من نوشتم ” تا حالا اسلامیستها برنده شده اند” بر این مبنا ست: نفوذشان گول زننده ست. آنها به آهستگی ولی با اطمینان تمام پیش میروند. اگر چه این امر را همیشه احساس نمیکنیم، ولی در این ده سالِ اخیر، به واقعیتی بارز بدل شده است.
* میخواهید بگوئید که روشنفکر انی که به این ” مجمع الجزایر میانه رو ” اطمینان دارند، در اشتباهاند؟
– آنها اندکی اطمینانِ کورکورانه به فرهنگ ما دارند. مثالهای بسیاری شک مرا توضیح میدهند. احزابِ سیاسی مذهبی توانستند با کمکِ مقامات قدرتمند محلی رفته رفته در فضاهای سیاسی که تاکنون سکولاریزه (غیر مذهبی) بودند رخنه کنند. این امر به آنها کمک کرد تا نفوذ خود را در پهنهی فضاهای سیاسی بیشتر کنند، هرچند این تاثیر لزوما در نتایجِ انتخابات برو شنی دیده نمیشود. مثال دیگری میزنم از آموزش و پرورش در مدارسِ دولتی: بیشترِ شاگرد مدرسهایها، حتی بسیار جوان، با حجاب هستند. من یک دختر دارم و خواستم که وی بتواند آزادانه حقِ انتخاب در عدم رعایت حجاب داشته باشد. ناچارا او را در یک مدرسهی خصوصی فرستادم که حتی در این نوع از مدارس آموزگاران همهشان با حجابند، هر چند که شاگردان در انتخاب آن آزادی عمل دارند: دست کم، دختران در این مدارس چون آموزگارانشان به فشار جامعه تن نمیدهند! اینها نشانههای گشترشِ اسلامیزاسیونِ در جامعه است. هنوز نمونههای زیادی از این دست وجود دارد: در زمان حکومتِ دیکتاتور، لااقل ما میتوانستیم راحت تر آبجو بنوشیم!
* سالِ ۱۹۹۸ در بحبوحهی اعتراضاتِ دانشجویان علیهء سوهارتو در جاکارتا که سرانجام به کناره گیریش منجر شد، شما دانشجوی فلسفه در یوگیاکارتا بودید و در تظاهرت ِ هوادارانِ دموکراسی شرکت کرده بودید. آیا آمدن اسلامیستها را ندیدید؟
– نه، براستی نه. در آن زمان، آنها گروههای کوچکی بودند و در واقع بیشترشان علیهء سوهارتو و ارتش مبارزه نمیکردند. عصرها آنها را میدیدیم که در محوطه دانشگاه قرآن میخواندند، ولی در نهایتِ امر احساس نمیکردیم که بتوانند در دراز مدت مشکلی ایجاد کنند. پس از رفرمی که صورت گرفت، آنها توانستند قد علم کنند و نیرومندانه عرض اندام نمایند. میدانید که پرابوو سوبیناتو [ نامزدِ بازندهی ریاست جمهوری در دوره اخیر] که در گذشته ارتشی بوده و گفتمانهای ناسیونالیستی دارد، رئیس جمهور کنونی را به فروختنِ کشور به خارجیها متهم میکند. خُب، در اینجا میبینیم که حزبهای اسلامی که در انتخابات از او پشتیبانی کرده بودند، با او همصدا میشوند.
* در رُمانِ ” زیبارویانِ آلیموندا “، شما به نقش آفرینی تاریخی و عجیبی میپردازید که در آن پرسوناژهائی دیده میشوند که در اندونزی امروز، یک عملِ سیاسی نادرست تلقی میشود: یک زن روسپی را میبینیم که از گور ش خارج میشود و یا دیوانه هائی که در دل ِ شالیزارها با بزها لواط میکنند. آیا اسلامیستها نخواستند شما را در ملا عام مجازات کنند؟
– نه، به دو دلیل: نخست، اینکه رُمانِ موردِ اشارهتان سالِ ۲۰۰۲ در اندونزی منتشر شده و در آن زمان اسلامیستها هنوز قدرتمند نبودند و در ثانی، آنها کتابهایم را نمیخوانند.
:پانویسها
۱- Eka Kurniawan رُمان نویس و روزنامه نگارِ اهلِ اندونزی که در دهاتی دور افتاده در غربِ جاکارتا کودکیش را در یک خانواده تهیدست سپری کرد. سرانجام با اراده و تلاشی که در او بود، توانست به دانشگاه راه یابد . سه رُمان از او به نام های : انسان – ببر، زیبا رویانِ آلیموندا و عریان، به فرانسه ترجمه شده است .
۲- Pramoedya Anata Toer یکی از نویسندگان نامدارِ اهل اندونزی که در رژیم سوهارتو پس از سپری کردنِ سال های طولانی در زندان با اعمال شاقه، با سعی مجامعِ بین المللی آزاد شد، ولی تا پایان زندگیش همواره تحتِ کنترلِ رژیمهای گوناگون در کشورش بود. از او ده ها رُمان و رساله بجا مانده که به بیش از پنجاه زبان در دنیا ترجمه شده است . وی جوایز ادبی بیشماری را در سراسر جهان از آن خود کرد .
۳- Bruno Philip روز نامه نگارِ پر سابقه ی فرانسوی در امور آسیای جنوب شرقی و خاورمیانه که گزارش های زیادی بین سال های هشتاد و نود از این مناطق برای روزنامه های لیبراسیون و لوموند تهیه کرد ه است. او سال ها خبرنگار لوموند در چین بود .
۴- Islam Nusantara شکلی ویژه از اسلام که در اندونزی از سده ی شانزدهم میلادی بیش از پیش به فعالیت مشغول ست. هوا داران آن میگویند که این نوع از اسلام، هماهنگ با فرهنگ اندونزی ست و خود را آلترناتیوی در برابر سایر شاخه های اسلام بویژه سلافیست ها و وهابیست ها میدانند .
نظرات
این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر میکنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و میخواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.