بیش از ده روز از انتشار خبر مربوط به مذاکرات پشت پرده چهار حزب و جریان ناسیونالیست کردستان ایران با فرستادگان رژیم جمهوری اسلامی و مباحثی که حول آن به راه افتاده، می گذرد. این نیروها ( حزب دمکرات کردستان ایران، حزب دمکرات کردستان، سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ایران و سازمان زحمتکشان کردستان) متشکل در مرکز همکاری احزاب و نیروهای کردستان ایران تا روز ششم ژوئیه در قبال این خبر واکنش رسمی نشان ندادند.

اما مسئول و سخنگوی دوره ای مرکز همکاری در این روز و طی مصاحبه با شبکه تلویزیون “روداو” ضمن تکذیب خبر مذاکرات پنهانی مستقیم با رژیم اسلامی با شیفتگی از آمادگی خودشان و تلاش های گسترده میانجیگرانه برای آماده کردن مقدمات مذاکره مستقیم با جمهوری اسلامی سخن گفت. اگر حتی این تکذیبیه جدی گرفته شود، که البته کسی آن را جدی نمی گیرد، باز گویای آن است که بار دیگر شیفتگی و تب و تاب مذاکره با رژیم جمهوری اسلامی در میان احزاب ناسیونالیست کردستان ایران بالا گرفته است.

اما واقعیت چیست؟ چه اتفاقی افتاده، که مرکز همکاری احزاب و نیروهای کردستان ایران اینچنین پنهانی به پای میز مذاکره می روند و با شیفتگی برای یکی از هارترین دشمنان مردم کردستان پیام آشتی جویانه ارسال می دارند؟ آیا در سیاست و عملکرد رژیم جمهوری اسلامی در قبال مردم کردستان تغییری حاصل شده است، که این احزاب چنین بر طبل مذاکره و آشتی می کوبند؟ این احزاب و نیروها در شرایطی به پای مذاکره پنهانی می نشینند و یا برای تهیه مقدمات آن تلاش می کنند که رژیم جمهوری اسلامی طی چهل سال گذشته در ضدیت با منافع مردم کردستان از هیچ جنایتی دریغ نکرده است.

این رژیم نه در دوره اصلاح طلبان حکومتی که از دیالوگ تمدن های سخن می گفتند و نه در دوره اعتدال گرایان که از حقوق قومیت ها حرف می زدند، جز تداوم میلیتاریسم، تحمیل فقر و فلاکت و بیکاری فزونتر، تشدید فضای سرکوب و بگیر و ببند مبارزان سیاسی و به گلوله بستن کولبران زحمتکش هیچ ارمغان دیگری برای مردم رنجدیده کردستان نداشته اند.

احزاب ناسیونالیست از سر استیصال و درماندگی به پای میز مذاکره با جمهوری اسلامی می روند. مذاکره و پیام های آشتی جویانه آنها برای رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی نه تنها ربطی به منافع مردم کردستان ندارد، بلکه در خدمت بقای جمهوری اسلامی و در ضدیت با منافع مبارزه حق طلبانه مردم کردستان قرار دارد. آمادگی رژیم جمهوری اسلامی برای مذاکره و پذیرفتن هیئت های میانجی نشانه حسن نیت نیست، بلکه بخش جدایی ناپذیری از سیاست فریب و سرکوب این رژیم علیه مردم کردستان است. جمهوری اسلامی در دوره خاتمی هم به سبک و سیاق اصلاح طلبان حکومتی هیئت هایی از وزارت اطلاعات را برای مذاکره با همین احزاب و نیروها به اربیل و سلیمانیه روانه کرد، اما آن مذاکرات هم هیچ هدفی جز ایجاد تفرقه و تخاصم در میان نیروهای اپوزیسیون و رواج حالت انتظار در میان توده های مردم نداشتند.

اکنون و در شرایطی که رژیم جمهوری اسلامی در ورطه یک بحران عمیق و همه جانبه دست و پا می زند و تحت فشار تداوم اعتراضات کارگری و توده ای در سراسر ایران قرار دارد، رژیم می خواهد مردم کردستان بجای دامن زدن به مبارزات خود و تحکیم پیوندهای خود با جنبش سراسری به مذاکره و بند و بست از بالا امید ببندند. احزاب و نیروهای متشکل در مرکز همکاری با رفتن به پای میز مذاکره با جمهوری اسلامی عملا به اهداف ارتجاعی و سیاست فریبکارانه جمهوری اسلامی خدمت می کنند.

این احزاب و نیروها در حالی به پای مذاکره پشت پرده و پنهانی با رژیم جمهوری اسلامی رفته اند که ما در کردستان نه شاهد یک خیزش توده ای در داخل شهرها هستیم و نه شاهد یک جنبش مسلحانه توده ای که رژیم جمهوری اسلامی را به زانو در آورده باشد، تا در آنصورت تاکتیک مذاکره در خدمت تثبیت رسمی سنگرهای فتح شده و پیشروی های انجام گرفته، فشرده کردن نیروی خود برای برداشتن خیزهای بزرگتر و در راستای استراتژی سرنگونی جمهوری اسلامی قرار گیرد. مذاکره از سر درماندگی لبه تیغ مبارزه با جمهوری اسلامی را کند می کند و در خدمت بقای رژیم قرار دارد.

اما به رغم این واقعیات چرا این احزاب و نیروها در وضعیت سیاسی کنونی به پای میز مذاکره با رژیم می روند و بر طبل آشتی با جمهوری اسلامی می کوبند؟

پاسخ به این سوال را در یک نگاه کلی باید در ماهیت طبقاتی این احزاب در دوره تاریخی کنونی و موقعیت عینی آنها در صحنه مبارزه سیاسی کردستان جستجو کرد. آنها ازمبارزه برای سهیم شدن در قدرت سیاسی و اداره جامعه کردستان و قالب کردن آن به مردم به عنوان مبارزه برای رفع ستم ملی از راههای تاکنونی شان ناامید شده اند .

این سیاست بخصوص در دوره ای اتخاذ میشود که محدودیت های جدی به عرصه مبارزه مسلحانه تحمیل شده است و اساسی ترین میدان ابراز وجود این احزاب و نیروها را تنگ نموده است. آنها دیگر نمی توانند از مبارزه مسلحانه بعنوان اهرم فشاری برای کشاندن رژیم به پای میز مذاکره و بند و بست استفاده کنند.

نومیدی و سرخوردگی این احزاب در مبارزه با جمهوری اسلامی اساسا انعکاسى از این واقعیت است که کارگران و مردم زحمتکش در کردستان، با خواسته ها و مطالبات خود، با پرچم خود، با سازمان و حزب خود پا به میدان گذاشته و به نیروى محرکه جنبش انقلابی در کردستان تبدیل شده اند. با توجه به روند خودآگاهی کارگران و زحمتکشان در کردستان، احزاب ناسیونالیست دیگر نمی توانند برای رسیدن به اهداف سیاسی خود به این نیروی اجتماعی متکی باشند.

در چنین شرایطی این احزاب بیش از هر زمان دیگری به پایه اجتماعی خود یعنی طبقه سرمایه دار و صاحبان ثروت، تکنوکرات های صاحب امتیاز متکی می شوند و این طبقات که از انقلاب و جنبش توده ای هراس دارند، مدتهاست که سهیم شدن در قدرت سیاسی را از مسیر همگرایی با اصلاح طلبان و اعتدال گرایان حکومتی تعقیب می کنند.

اما به عنوان یک واقعیت سیاسی کنکرت رویکرد احزاب ناسیونالیست به مواضع و سیاست های رسمی دولت آمریکا در قبال رژیم جمهوری اسلامی نیز مربوط می شود. تأکید مکرر سران دولت آمریکا بر این واقعیت که نمی خواهند جمهوری اسلامی را سرنگون کنند بلکه می خواهند رفتار آن را تغییر دهند، این احزاب و نیروها را از سیاستهای آمریکا سرخورده کرده است. احزاب و نیروهای ناسیونالیست در کردستان مرکز همکاری را با این امید تشکیل دادند که آمریکا رویش را به طرف آنها برگرداند.

در واقع با قطع امید از اینکه به کمک آمریکا جمهوری اسلامی را سرنگون کنند و به قدرت سیاسی بخزند، یکی دیگر از پایه های استراتژی سیاسی احزاب ناسیونالیست فرو ریخته است. بعد از لشکرکشی آمریکا به عراق همگرایی با آمریکا به یک پای استراتژی این نیروها تبدیل شده بود. آنها در این توهم بودند که بعد از عراق بالاخره نوبت ایران خواهد رسید و آنها در سایه “تلاش های آمریکا برای براندازی رژیم اسلامی” سرانجام در قدرت سهیم خواهند شد.

یأس و سرخوردگی احزاب و نیروهای ناسیونالیست در کردستان، رفتن آنها به پای میز مذاکره با رژیم جمهوری اسلامی و کوبیدن بر طبل آشتی با این رژیم جنایتکار ریشه در همین واقعیات دارد. ما کمونیست ها نباید بگذاریم که احزاب ناسیونالیست یأس و سرخوردگی و روحیه تسلیم طلبانه خود را به مردم مبارز کردستان سرایت دهند. یکی از وظایف تعطیل ناپذیر و یکی از ارکان استراتژی سوسیالیستی کومه له در جنبش انقلابی کردستان بر این تأکید دارد که باید مردم کردستان را از زیر نفوذ استراتژی و سیاست های سازشکارانه و مماشات جویانه احزاب ناسیونالیست بیرون کشید.

از زاویه منافع کارگران و زحمتکشان و مردم ستمدیده کردستان مذاکره با جمهوری اسلامی و دیپلماسی سری در هر سطح و مرحله ای که باشد محکوم است. کارگران و زحمتکشان و مردم ستمدیده کردستان تنها با دامن زدن به مبارزات خود علیه جمهوری اسلامی و حضور خود در صحنه سیاسی جامعه است که می توانند این نوع توطئه ها علیه منافع خود را حنثی کنند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)