مؤلف: دکتر هوشنگ نورائی 
چاپ  کاغذی انتشارات بین الملی لولو، ۲۰۱۹ 
نسخه الکترونیکی لولو و آمازون

معرفی کتاب از: کریم بلیده‌ای

کتاب “ملت، حق تعیین سرنوشت ملی و مسئله ناسیونالیسم ” ، شامل مجموعه ای از مقالات انتقادی در باره ناسیونالیسم و ملت و تز ” حق تعیین سرنوشت ملی ” است. نویسنده این موضوعات و مفاهیم را از لحاظ تئوری و تاریخی مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد. بمنظور توضیح گسترده تر ناسیونالیسم و حق تعیین سرنوشت ملی نویسنده فصل هائی را به زبان و ناسیونالیسم، امپریالیسم لنینی و مسئله ملی و پروسه مباحث روی حق تعیین سرنوشت در میان بلشویکها لنینی و زیمروالدیست ها پرداخته است. در ارتباط با  ایران به توضیح نگرشهای متفاوت ناسیونالیست‌های  قومی و مدنی ( میهن پرستی ) در سطح حاکم ، اپوزیسیون و اقلیت های قومی-زبانی می پردازد. برخورد به این مسائل را از طرف رژیم پهلوی و همین طور رژیم جمهوری اسلامی توضیح می دهد.

نویسنده بر این باور است که ناسیونالیسم خطری جدی است که جهان امروز با آن روبرو است. رشد گروه های افراطی دینی ، قومی بر متن سیاست های اقتصادی نئولیبرالی که موجب شکاف عمیق  بین فقیر و غنی شده، میزان  درگیری های خانمان سوز  را دو چندان کرده است. در جهان امروز نمی توان تبعیضات گسترده نسبت به  بسیاری از گروه های قومی، زبانی، دینی و فرهنگی را نادیده گرفت ولی درهمان حال نمی توان با سیاست های مخرب ناسیونالیستی آنها مخالفت نکرد.  ار نظر نویسنده حل مشکلات را بایستی در دمکراتیزه کردن هرچه وسیعتر جامعه،  همراه با  توزیع وسیع تر قدرت سیاسی و منابع اقتصادی، و نیز ترویج فرهنگ گفتگو، تحمل پذیری،  و نیز همکاری  همه جانبه جستجو کرد. چنین رویکردی مستلزم اتخاذ راهکار های  غیر ناسیونالیستی و مبتنی بر رعایت اصول اساسی حقوق بشر و رفع ناامنی ها و تبعیضات اجتماعی، سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی است.

از نظر مؤلف  ملت به مفهوم مدرن خود موضوعی اساسا پنداری است که بر مبنای روابطه غیرشخصی از طریق احساس تعلق شکل می گیرد اما نه امری طبیعی است و نه ناگزیر. بلکه عمدتا بیان اراده نیرو های  ناسیونالیستی  الیتی در شرایط خاص تاریخی و سیاسی است. در کشورهای توتالیتاریستی برنامه های اجباری برای همسازی گروه های  قومی-زبانی تا حدود زیادی امکان پیدایش ناسیونالسم اقلیت های  قومی را فراهم کرده است. اما شواهد تاریخی نشان می دهد، اتکاء  به ایدئولوژی ناسیونالیستی و راه حل های رمانتیک گروه های  قومی برای تشکیل دولت – ملت خودی، نه تنها مشکلات اجتماعی را حل نخواهد  کرد بلکه اگر خواست آنها برای تشکیل دولت – ملت خودی عملی گردد آنوقت احتمال اینکه همان قشر الیت خالص گرا بعنوان نمایندگان بلافصل ملت، قدرت سیاسی  و اقتصادی را به انحصار خود در آورند بسیار زیاد است. با اتکا به همان ایدئولوژی آنها به  تقسیم بندی ” ما” و “دیگران” روی می آورند  و به  طرد و یا همسازی اجباری غیر خودیان  می پردازند.

درباره تز “حق تعیین سرنوشت ملی” ، نویسنده ، دیدگاههای مارکسیست ها ، لیبرال‌ها و ناسیونالیست هارا مورد بحث و بررسی قرار می دهد و معتقد است که این تز از جهات زیادی گمراه کننده است.  تز حق تعیین سرنوشت ملی  هم در سنت مارکسیستی وهم لیبرالی در دوران کلونیالیسم در رابطه با استقلال جوامع تحت سلطه استعمار مطرح شد.  البته در آن زمان ملت بیشتر مفهومی مدنی و شهروندی و پلورالیستی داشت ولی در جوامع  پسا کلونیالیسم ملت مفهومی قومی و خالص گرایانه به خود گرفته و این نوع روند ملت سازی پس از پایان جنگ سرد هر چه بیشتر نمایان شده است.
نویسنده “حق تعیین سرنوشت مردم” و “حق تعیین سرنوشت ملی ”  را دو مفهوم قابل تفکیک می داند . حق تعیین سرنوشت مردم را به معنای مشارکت همه جانبه مدنی مردم برای دموکراتیزه کردن جامعه و آزادی های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی تعریف میکند.  آما حق تعیین سرنوشت ملی را به مفهوم تحقق یک کلیت بصورت دولت-ملت  (ناسیون ) می بیند که در آن أراده جمعی ¸ حقوق را از افراد شهروند سلب می کند.

نویسنده در کتاب خود متذکر می شود که اغلب جنبش هائی که در چارچوب های قومی و یا منطقه ای در ایران سر در آورده اند جنبش های اعتراضی  بر علیه توزیع ناعادلانه منابع اقتصادی  و قدرت سیاسی در کشور بوده اند. می توان گفت از جهات زیادی آنها جنبش های خودمختار طلب  و تا حدود زیادی هم دموکراتیک بر علیه تمرکز طلبی و همسان سازی اجباری  دوران رژیم های پهلوی و در اوایل انقلاب بهمن 57   بر علیه جمهوری اسلامی ایران بوده اند. 
در پایان نویسنده  نتیجه گیری می کند  که برای حل مشکلات مرتبط  با تفاوت های قومی – زبانی باید اولویت را به دموکراتیزه کردن هر چه بیشتر جامعه و تامین مشارکت  گسترده سیاسی مردمی که خود را متفاوت  حس می کنند، داد. و این پروسه دموکراتیزه شدن باید همراه با تحقق عدم تمرکز قدرت سیاسی و توزیع ثروت  برای کاهش شکاف های طبقاتی از طریق گسترش آزادی های مثبت باشد، تا سیستم دموکراتیک از تعادل و ثبات کافی برخوردار شود.  در پروسه دمکراتیزه کردن جامعه  حتی اگر حق تعیین سرنوشت ملی و یا جدائی خواهی در منطقه ای از کشور بر آمد کند در آنصورت امکان حل مسالمت آمیز آن وجود خواهد داشت.

کتاب از سایت های زیر در دسترس است:

چاپ  کاغذی انتشارات بین الملی لولو، ۲۰۱۹ 

نسخه الکترونیکی لولو

نسخه الکترونیکی آمازون

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)