ماجرایی که نقل قول میکنم مربوط به شهر نوشهر در مازندران و مدرسه ابتدایی دولتی حسن نیا است که دارای معلمان متعددی است و شرایط اقلیمی و معیشتی موجب می شود مادران دانش آموزان بیشترین رفت و آمد و ارتباط با معلمان را داشته باشند.
معلمی مجرد به نام م ع، متولد …، به کد ملی….، شماره همراه:… و دارای آیدی شبکه‌های اجتماعی (تلگرام و اینستاگرام و…): …. که شاغل در این مدرسه می‌باشد، دارای شخصیتی منحرف و قلدر است که همواره سعی در ایجاد ارتباط با مادران دانش آموزان خود را دارد، و همچنین دارای سابقه مشکلات اخلاقی و چندین مورد پرونده ضرب و شتم در دادگستری نیز می‌باشد، متعددا و با ایجاد ارتباط با مادران دانش آموزانش موجب مزاحمت‌های زیادی برای برخی از آنان شده. او که با چهره‌ای موجه، نشان دادن شخصیت کاذب مذهبی و زبان بازی‌های متعدد با زنان شوهر دارد ارتباط برقرار می‌کند، در موارد متعددی تهدیدات زیادی را نیز علیه آنان اعمال کرده و موجب ترس و دلهره و خطر از هم پاشیدن خانواده آنان نیز شده است.

این مورد عینا در خصوص دوست بنده نیز رخ داده و او که با غفلت وارد این ماجرا شده، اکنون هر روزش را با ترس و دلهره از این فرد سپری می‌کند. حواشی در خصوص م ع بسیار زیاد و متنوع است و من با داشتن شغل وکالت و ارتباط با برخی معتمدین در این شهر موارد زیادی را در خصوص این فرد یافته‌ام. مواردی که هرکدام حس تنفر و گاهی ترحم را در وجودم برمیانگیزد و از طرفی هم کمک به دوست مستاصل و وحشت زده‌ام که از قضای روزگار فرزند شهید هم هست بیشتر مرا در فشار قرار میدهد. نه میتوانم برای دوستم اقدام حقوقی کنم، نه به بنیاد شهید رجوع و با آنان مطرح کنم و نه کار‌ی برای متوقف کردن این فرد انجام دهم.
م ع ساکن شهر نوشهر، خیابان …. می‌باشد. سابقه درگیری با خیلی از افرد را در این شهر داشته و ۳ تا پرونده هم در دادگستری دارد که یکی از این پرونده‌ها با اقای ر نامی بوده. بعلت تدریس در مدرسه ابتدایی، بیشتر با مادران دانش آموزان در ارتباطه و با بعضی مادران ارتباط برقرار کرده و دوست میشه و ازشون اخاذی میکنه. نمونه بارز هم دوست نگون بخت من بود که با این فرد دوست شد و باهاش عکس گرفت و کار به جاهای باریک که کشیده شد، شروع کرد به تهدید کردن این زن نگون بخت.

م ع خودش را همه جا بوکسور و بسیجی معرفی کرده، ریش گذاشته تا سن کمش رو پنهان کنه و عوام ساده فکر میکنند این فرد بسیجیه و به اینصورت بقیه رو میترسونه، بخصوص زنانی رو که باهاشون ارتباط برقرار میکنه. در ضمن کاری نیمه وقت هم داره در املاک …. پیش آقای ه هم دارد.


م ع معمولا با خانومای شوهر دار دوست میشه که یک مورد دوست شدن با زنی بود که یه پسر ۱۴ ساله داشت و اصالتا تهرانی بود، اسم اون زن و بقیه قربانیان رو نمیارم تا آبروشون حفظ بشه و قطعا حراست با تحقیق درست میتونه به تک تک موارد گفته شده بریه. فرد دیگری که الان باهاش دوسته، زنی پرستار در بیمارستان شهید بهشتی نوشهره. م ع دخترا و زنانی را که اغفال میکنه، میبره ویلاهای سمت کلارآباد که از نوشهر دوره و اونجا کسی آمارشو نداره (ماشینش یه ۲۰۶ sd مشکی با شماره پلاک:… (مادر و پدرش ۲ بار از هم جدا شدن. مادرش هم سابقه خودکشی داره (اون موقعی که مادرش خودکشی میکنه میبرنش بیمارستان اونجا م ع عاشق یه پرستار میشه و با اون هم ارتباط برقرار میکنه که این با اون پرستاری که در چندخط بالا اشاره کردم فرق میکنه). مادرش زمانی که در آموزش و پرورش کار میکرده با آقایی دوست میشه که خانوادش میفهمه و علت طلاق اولش با شوهرش همین بوده. اگر چه بعدا با شوهرش دوباره ازدواج میکنه وبعدا برای بار دوم هم طلاق میگیره و مجددا برای بار سوم با شوهرش ازدواج میکنه..
م ع  لیسانس را از مرکزآموزش عالی شهید مطهری نوشهر (دانشگاه تربیت معلم در منطقه مزگاه) گرفته با توجه به آشنایی که متاسفانه در حراست آموزش و پرورش شهر نوشهر داره، با همه این کثافت کاری هایش، یا اموزش پرورش از کاراش خبر نداره یا آشنای گردن کلفتشون در حراست مانع برخورد با اون میشه.
م ع از بچگی مشکلات زیادی داشته و خیلی از پدرش کتک میخورده، حتی دبیرستانی که بوده یه بار با پدرش دعواش میشه و باباهه با کمربند میوفته دنبالش، در حین کتک خوردنش پدرش بهش میگه لخت شو اون هم از ترس لخت میشه، پدرش دنبالش میکنه تو کوچه بعد درو میبنده، اونم لخت تو کوچه داد میزد که درو باز کن و اتفاقاتی از این دست تاثیرات بسیار بدی در شخصیت اون میگذاره و م ع رو تبدیل به شخصیتی بسیار مریض از لحاظ روحی و روانی میکنه. م ع به خاطر کتک هایی که از پدرش میخورد و تحقیر هایی که در کودکی شده، رفت باشگاه بوکس و این ورزش تهاجمی تاثیر بدتری در شخصیت او گذاشت، از جمله اینکه سابقه‌ی خودکشی داره و آدم کلاشیه که با هرکی دوست میشه شروع میکنه به تهدید کردنش.

برای ترسوندن هم سن و سالاش و البته زنانی که ازشون سوء استفاده میکند، خودش را به به افراد مهم شهر مثل فرمانده سپاه و امام جمعه شهر منتسب می‌کند تا بقیه را بترساند. از بس که حقیر بوده و عقده جلب توجه دارد، همه جا خودش را خوب نشون میدهد از جمله در ایام محرم توی تکیه حضرت قاسم در … سینه میزنه و از اون گروها هستن که قمه میزدن به خودشون و این هم یکی از طرق خود نمایی و بزرگ نشون دادنش هست.

در مورد این فرد نمیخوام بیشتر از این بنویسم، هرچقدر که به مغزم فشار میارم تا بتونم مطالب رو دسته بندی و نگارش کنم، حس تنفر و انزجار بیشتری وجودم رو میگیره. مدتی رو که برای کمک به دوستم م ع را تعقیب و درباره‌اش تحقیق میکردم، روی روحیه‌ام تاثیر گذاشته و تصمیم گرفتم هر طور شده هم برای دوستم و هم برای زنانی که ممکنه در آینده در دام این فرد گرفتار شوند کاری بکنم.
قصدم آبرو ریزی نیست اما م ع در این جامعه تبدیل به گرگی شده که برای خانواده‌های زیادی خطر محسوب میشه، و بنا بر نوع کارهایی که انجام میده زنانی که مورد سوء استفاده او قرار می‌گیرند برای حفظ خانواده و آبرویشان حاضر به شکایت و اقدام قانونی علیه او نیستند. قطعا مقام حراست بوجود آمده برای تحقیق و جلوگیری از آسیب‌های آینده در این مورد و امیدوارم که ارسال این گزارش که حتما بایستی با تحقیقات کامل و جامع صحت آن بررسی گردد، بتواند کمکی به زنانی باشد که در آینده گرفتار چنین افرادی نشوند.
انتظار ندارم حرفهای این نوشتار را بدون بررسی قبول کنید، اما انتظار دارم حداقل در مورد مطالب آن تحقیق کنید. سلامت اجتماعی و روحی زنان این سرزمین که مادران کودکان این جامعه هستند، با وجود چنین افرادی در خطر بسیار شدیدی قرار دارد. قطعا افراد مانند م ع کم نیستند و در مسائل اینگونه قطعا هر دو طرف مقصران اصلی می‌باشند.
نکته‌ای که برایم مهم بوده و میخواهم اشاره کنم، مسئولیت سازمان‌های مربوطه در پایش عملکرد و حفظ شئونات اجتماعی کارکنانشان است و بر این اساس انتظارات از بازرسی و حراست آموزش و پرورش بسیار زیاد است.

 

پ.ن: مشخصات توسط ادیتور سایت حذف گردیده است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)