بسیاری از ما در طول زندگیمان به خودکشی فکر کرده ایم. داشتن افکار خودکشی به معنی نقص در شخصیت ما نیست، به این معنی نیست که ما دیوانه یا ضعیف هستیم. این ممکن است به این معنی باشد که ما بیشتر از حد توان مان داریم درد/ فشار تحمل می کنیم. این درد بیش از حد تحمل و دائمی به نظر می رسد ولی درگذر زمان و با حمایت دیگران، می توانیم بر مشکلاتی که با آن مواجه هستیم فائق بیاییم. سختی های زندگی، برخی بیماریهای روانی، کم یا زیاد شدن مواد شیمیایی در مغز ما و حتی مصرف برخی داروها میتوانند افکارخودکشی ایجاد کنند. خبر خوب این است که این افکار قابل مهارند!

چرا خودکشی می تواند تنها گزینه به نظر بیاید؟
اگر شما جز به خودکشی نمی توانید به راه حل های دیگر به عنوان راه چاره نگاه کنید به این معنی نیست که راه حل های دیگری وجود ندارند بلکه به این معنی ست که در حال حاضر شما نمی توانید آنها را ببینید. فشار و درد روحی ای که هم اکنون احساس می کنید باعث می شود تفکرتان به گونه ای تحت تأثیر قرار گیرد که دیدن راه حل های دیگریا ارتباط گرفتن با افراد حمایتگر برایتان بسیار دشوار شود. روان درمانگرها، مشاورها، دوستان و بستگان تان می توانند در این مواقع توجه شما را به این راه حل ها جلب کنند. به آنها این فرصت را بدهید که به شما کمک کنند.

زمانی که حس و افکار خودکشی دارید معمولاً گذراست.
با اینکه به نظر می رسد درد و ناراحتی شما پایانی ندارد، این مهم است که بدانید که این زمان های بحرانی معمولاً زودگذر هستند. راه حل ها نمایان می شوند، احساسات تغییر می کنند، اتفاقات غیر منتظره ی مثبت پیش می آیند. به یاد داشته باشید که خودکشی یک راه حل نهایی برای یک مشکل گذراست. به خودتان زمان لازم را بدهید که شرایط تغییر کند و درد کاهش پیدا کند.

در این مواقع باید آگاه بود که:
۱. احساسات ما منجمد نیستند – آنها دائماً در حال تغییرند. احساسات ما دیروز تا امروز تا فردا متفاوت است.

۲. غیبت ما اندوه فراوانی را در میان دوستان و بستگان مان ایجاد خواهد کرد.

۳. در زندگی اهداف و موفقیت های زیادی هستند که می توانیم آنها را به دست آوریم.

۴. دیدنی ها، شنیدنی ها و تجربیات فراوانی وجود دارند که می توانند ما را خرسند کنند و احساس خوشبختی به ما بدهند.

۵. توانایی ما در تجربه ی احساسات لذت بخش به همان اندازه ی تجربه ی احساسات ناخوشایند است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)