ژست گرفتن هم یکی از ابعاد حیات انسان است. همۀ ما، قدمهای اول رفتار اجتماعی را با تقلید یاد میگیریم تا کم کم روی پای خودمان بایستیم. فقط آنهایی که استحکام و استقلالی در شخصیتشان نیست، تا آخر در همین مرحله میمانند.
طبیعی است که سیاستمداران هم از این حکم معاف نیستند و به هر سو که بنگرید نمونه هایشان را می یابید. از آنجا که یکی از منابع عمدۀ الگو برداری رفتاری، سینماست و آکتور های سینما از مراجع مسلم تقلید به شمار میروند، ژست های سینمایی هم در حوزۀ سیاست کم نمی بینیم. از همین فیلمهای فارسی قبل از انقلاب گرفته که اگر آن دوران برای جاهل ها سرمشق بود، بعد از انقلاب برای دولت سواران الگو شد، تا فیلمهای آمریکایی که در سراسر عالم مشتری دارد و اول از همه در خود آمریکا.
البته سینمای آمریکا، با تمام بنجلی روزافزونش، الگوی واحد به مردم عرضه نمیدارد، هزار چیز دارد که هر کس میتواند به سلیقۀ خویش از میان آنها انتخاب کند. در این میان، پست ترین و ابتدایی ترین الگوها، از فیلمهای وسترن ملهم است. اول از همه به این دلیل که خود وسترن که شاید آمریکایی ترین نوع فیلم بتوان خواندش، از انواع پست هنری است. پست، نه به این اعتبار که فیلمهای بدیست، خیر، بد و خوب دارد. پست از بابت بدوی بودنش. نه فقط اینکه به بدایت تاریخ آمریکا بازمیگردد و اهل این مملکت، به نوعی داستانهای نیمه اسطوره ای تولد کشور و هویتشان را در این تصاویر میجویند. به این دلیل که نه تنها اصلاً ساختارش ابتدایی است و عواطف بدوی را به نمایش میگذارد، برای اینکه تازه همینها را هم معمولاً به بسیط ترین صورتشان عرضه میکند تا مشتری بیابد. وسترن، پیچیدگی ذهنی و احساسی بر نمیدارد و اگر اینها واردش شود، مسموم میشود و میمیرد. کمااینکه در خود آمریکا شد و مرد. ایتالیایی ها، نه با اضافه کردن عمق به آن و ارتقایش به مرتبه ای بالاتر که نتیجۀ عکس میداد، بل با بازگشت به بدویت ذاتیش، یعنی با بی معنی تر کردن خشونت، مخدوش کردن عواطف، ابلهانه تر کردن نگاه ها و… دوباره زنده اش کردند و رسش را کشیدند که کارش تمام شود.
حال همۀ این حرفها مقدمه بود تا برسم به ژست های ترامپ و نوچه هایش که این چند وقت با عکسهای کمابیش مشابه در همه جا منتشر میشود. معلوم است که برای به تصویر درآوردن قاطعیت، دست به دامن وسترن شده اند و هر بار طوری کنار هم میایستند که گویی رج شده اند برای هفت تیر کشی و ستاندن انتقام و البته برقرار کردن عدالت. شاید معروفترین این صحنه ها همان فیلم جدال در اوکی کورال یا همان آغل OK باشد که برای همه آشناست. اینها هم کارشان یک وجه آغلی بارز دارد.
این تصویر پردازی ها، اول از همه سطح سلیقه و فکر اینها را نشان میدهد: اگر در ایران بودند، ژست جاهلی میگرفتند، احتمالاً با دستمال یزدی. دیگر اینکه با چه کسانی طرفند: با مشتریان وسترن که اگر ایران بودند، آنها هم مشتری فیلمهای جاهلی میشدند ـ برای مؤثر افتادن، تصویر باید به کسانی عرضه شود که با آن خو دارند. آخر از همه اینکه پیامشان چیست: آمده ایم بزنیم همه را لت و پار کنیم و مثل سینما، آخرش هم برنده شویم. پیامی بسیط و ابتدایی، در قالب تصویری آشنا و همانقدر بسیط و ابتدایی.
سیاست پیچیده ترین کار است و وسترن بسیط ترین نوع فیلم. اصرار کنید که اولی را که در دومی بریزید، همه اش سر میرود و آنچه که در ظرف ته نشین میشود، همین است: سیاستمدارانی که به درد آغل میخورند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)