
اسماعیل بخشی، سخنگو و صدای جنبش هفت تپه و یکی از پیشتازان طرح شعار “آلترناتیو شورا” است. بخشی را به سخنرانیهای غرا و زبانی آتشین میشناسیم. کلمات او همچون گلوله از دل حقیقت بودند که به قلب دشمن شلیک میشدند. اما این همه ماجرا نیست.
اعتصابات نیشکر هفت تپه در سال ۹۷ که از دل سنت اعتراضی بیش از ده سالهی کارگران این شرکت برآمده است، تماما مساوی با تصاویر رسانهای ما از آن سخنان غرا نبودهاند. شکل دادن به اعتصابی بیش از یک ماه، کنش هماهنگ خیابانی، ماندن در خیابان وقتی اکثر سازماندهان در بازداشتند، همراه سازی سایر گروههای مردم با اعتصاب کارگری و خواست پایان دادن به خصوصیسازی و طرح شعار آلترناتیو، همگی کنشهایی هستند که نیاز به سطح بالای سازماندهی جمعی دارند و اساسا با اتکا به سنت مبارزاتی جاری که حاصل تاریخی از مقاومت جمعی نسلهاست ممکن میشوند.
⚪️ وقتی یکی از سخنگویان جمعی بازداشت میشود و آن جمع در خیابان فریاد میزند: “ما همه بخشی هستیم”، در چنین کانتکستی بیش از آنکه تمایزگذاری و اغراق در نقش “بخشی” در جریان باشد، اشاره به انسجام و یکخطی جمعی مدنظر است. اما با خروج از این کانتکست، این شعار در جهت تمایزبخشی فردی و نادیده انگاشتن فرایندها و سازمانیابیهای جمعی عمل کرده است.
یک بار در جریان اعتصاب درخشان هفت تپه این خطا از جانب بسیاری از طیفهای ما رخ داد که کل اعتصاب در جملات و کلمات اسماعیل بخشی بازنمایی شود. یک شخص، به نحوی برجسته شد که فرایندها، سازوکارها، سنتها و کل کنش جمعی در بازنمایی کمرنگ شدند.
پس از سرکوب جنبش هفت تپه و در این چند ماه به اندازه کافی زمان برای بازنگری و نقد آنچه رخ داده داشتهایم. تا جایی که به عاملیت “ما” باز میگردد، یکی از نقدها برجستهسازی افراطی شخص درمقابل جمع بوده است. سرخط نیز خود را بری از این نقد نمیداند.
طرح مجدد شعار “ما همه بخشی هستیم” در غیاب جریان زنده و در خروش هفتتپه و در زمانی که بهویژه زندانیان «نشریهی گام» در ارتباط با هفتتپه، تحت بایکوت محض خبری هستند، نه تنها نشانی از بازنگری و تصحیح رفتار رسانهای ندارد، بلکه اقدام به اشتباهی تشدید یافته است.
نمیتوان لحاظ نکرد که حتی تاکید بر نام اسماعیل بخشی و طرح “ما همه بخشی هستیم” اساسا خود زمانی معنا داشت که کنش جمعی هفتتپه و دنبالهی این کنش جمعی در جغرافیاهای دیگر در جریان بود.
نام بخشی حتی به صورت تمایز یافتهْ منفک از فرایندهای جمعی جنبش هفتتپه نبوده است. ایجاد چنین انفکاکی، منزویسازی بیش از پیش جزئی از یک جنبش نسبت به کل آن جنبش خواهد بود.
بدون شک باید مکانیزمهای جمعی فشار به صورتی فراگیر و اجتماعی برای آزادی زندانیان هفتتپه بیاندیشیم و فعالانه در جستجوی راهحلهای جمعی برای کاهش فشار سرکوب باشیم، اما بیش از آن باید به “هفتتپه” به عنوان جنبشی پیشتاز و طرح کنندهی عمومی آلترناتیو وضعیت، بیاندیشیم:
آنچه رفت، نقاط شکست، نقاط پیروزی، اشتباهات و امکانها.
بخشی در چنین فرایندی است که جایگاه خود را نه بصورت منزوی و منفک بلکه در دل موقعیت جمعی میابد.

نظرات
این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر میکنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و میخواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.