آه، چه نفتی! شیر ظلمت است این نفت

و نفتکشها در سکوت پر میشوند

و جوانان در سکوت پیر میشوند

و در اعماق زمین، و در بالاسر، و بین دو دست یک بدن، جنگ است اسماعیل، جنگ است.

(بندی کوتاه از شعر بلند اسماعیل، رضا براهنی)

عکسهای کاوه گلستان از جنگ ایران و عراق، پر از درد است، پر از واقعیت و مثل خود جنگ، تلخ. چند روز پیش، سالروز درگذشتش بود. درست همان روزی که پس از حمله آمریکاییها به عراق، مشغول فیلم برداری بود و پیکرش را روی مین جا گذاشت. اما کاوه گلستان، از آنهایی نیست که از یادها برود، او در عکسهایش زندگی میکند و کسی چه میداند شاید همین جاها با دوربینی روی چشم، نظاره گرمان باشد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)