سخن روز

جنبش سبز ده ساله شد و ما خبر نداشتیم. البته طرفداران حواسشان بود که کسی بی خبر نماند. پس همگی از طریق همان رسانه هایی که جنبش را تشویق کردند، بادش کردند، برایش بازاریابی کردند و در لباس انعکاس خبر راهنماییش کردند، مردم را مطلع کردند که جنبش ده ساله شد ـ مثل زنگ ساعت مزاحم که روز تعطیل، عوضی صدا میکند و  آدم را زابراه میکند.

البته این دوره مد شده که برای هر چیزی هی سالگرد بگیرند، حتی در مورد اشخاصی هم که مختصری فعالیت، حال در هر زمینه، داشته اند، به ختم و شب هفت و چله و سال که معمولاً دوتای وسط هم از قلم میافتد، اکتفا نمیکنند و مصر به سالگرد گرفتن هستند. خلاصه اینکه با نوعی تورم سالگرد روبرو هستیم که امیدوار باید بود که بعد از مدتی از رواج بیافتد، وگرنه هر روز سالمان به همین کارها خواهد گذشت.

طبیعی است علاقمندان، ضرورت یادآوری جنبش سبز را به اهمیتش ربط بدهند. سخن پذیرفته نیست. اهمیت واقعۀ تاریخی فقط از شمار مردمانی که در آن شرکت میکنند، برنمیخیزد. معنای تاریخیش را باید در نظر داشت و از این بابت، اهمیت جنبش سبز مطلقاً با آنچه که رسانه های اصلاح طلب داخل و خارج وانمود میکردند و میکنند، ندارد. گورزادی سیاسی است که میکوشند از آن پهلوان بسازند.

آنچه که در حقیقت پایۀ اعتنا به این تبلیغات شده، بی عاقبتی جنبش است. جنبش سبز، اگر به ثمر رسیده بود، با آن رهبری و شعارهای غالبش، فقط میتوانست انقلاب اسلامی کوچکی باشد و نه بیش. آنچه که باعث شده تا خاطره اش برای برخی عزیز بماند، همین است. همین بی عاقبتی باعث شده تا از آن چیزی به یاد نماند، جز همبستگی بزرگ مردمی، سرکوب خشن حکومت که احساس برحق بودن را تقویت میکند، مبارزه برای دستیابی به هدفی که الزاماً در ذهن همگان یکی نبود، ولی چون هیچکدامشان تحقق نیافت، توهم وحدتشان بر جا ماند و  در نهایت اسف از بی عاقبت ماندن کار که مایۀ دوام نوعی همبستگی عاطفی شده است.

انقلابهای بی عاقبت معمولاً خوش خاطره اند، چون تمامی جنبه های مثبت کار را که بیشتر خیالی است، در خاطر همه حفظ میکنند، بدون اینکه رد چندانی از تماسشان با واقعیت و احیاناً تلخی آن بر جا بماند.

 

۱۹ ژوئن ۲۰۱۹

29 خرداد 1398

این مقاله برای سایت ایران لیبرال (iranliberal.com) است و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است

به تلگرام ایران لیبرال بپیوندید

https://t.me/iran_liberal

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)