یک دزد هر کاری می کند هر دروغی می گوید هر لباسی می پوشد تا شناخته نشود و تا جایی که ممکن است حواسِ مردم را پرت کند تا بتواند دزدی کند. آخوندهایِ دزدِ دیکتاتوریِ جمهوری اسلامی ایران هم به رسمِ چند صد ساله ی پیشینیانِ خود با عبا و عمّامه و با دین و از دین حواسِ مردم را پرت می کنند تا بتوانند در یک دزدیِ تمام عیار کشوری را که اِشغال کرده اند بدزدند و هرچه می توانند تاراج کنند.
همه ی وزارت خانه ها و سازمان هایِ دیکتاتوریِ جمهوری اسلامی بر پایه دزدی یا فراهم آوردن اسبابِ دزدی یا محکم کردنِ حکومتِ دزدی، در کارند و در هر ساز و کاری که در شهرداری و هواپیمایی و قطار و آموزش و پرورش و دانشگاه و خدماتِ درمانی و هرگونه سازمان اداری و هر سازمان و ساز و کارِ دیگرِ جمهوریِ اسلامی، در جریان است با کمی دقّت می توان ردِّ آشکارِ دزدی را پی گرفت. که به همین سبب مسئولینِ جمهوری اسلامی در این 40 سال هر چیزِ ایران را تا توانسته اند خراب کرده اند و فقط (می توان جستجوگر این واقعیِت شد) باعثِ پیشرفتِ انواعِ دروغ و فریب و پیشرفتِ انواعِ دزدی شده اند. فقط باعِثِ پیشرفتِ دروغ و دزدی شده اند و همه ی کـُشتارها و شکنجه ها و زندانی کردنِ منتقدین و معترضین و دلیلِ اصلیِ سرکوبِ مردم ایران و در تنگنایِ زندگی بودنِ بیشترِآنها توسّطِ آخوندها و رهبران و گردانندگانِ جمهوری اسلامی به این خاطر است که دزدیِ هایِ سرانِ نظام آشکار نشود و ادامه یابد.
وَ همه ی دزدی هایِ میلیاردی ای که زمان با انقلابِ رسانه ها و آگاهیِ مردم از سَران و مسئولینِ جمهوری اسلامی آشکار کرده است تنها گوشه ای از واقعیّتِ این نظام است.
دلیلِ همه ی آدمکشی ها و سرکوب ها و سخت گیری در حجاب و پوششِ و هرگونه تظاهر به دینداریِ مقاماتِ نِظامِ جمهوری اسلامی این است که آخوندها و رهبران و گردانندگانِ جمهوری اسلامی دزدند و از این می هراسند که هویّتِ واقعیشان آشکار شود و دیگر نتوانند دزدی کنند و به تاراجِ ایران ادامه دهند.
که دزدی پایه ی حقیقیِ جمهوری اسلامی در تمامِ طبقاتِ خود است و مَثَلن اگر در یک صبحِ جمعه هنگامی که رهبرِ جمهوری اسلامی رهسپارِ سخنرانی در نماز جمعه است ناگهان مجبور شود بدونِ اموالِ دزدی به آنجا برود مجبور خواهد شد همه ی محافظان و ماشین ها و رانندگان را مرخّص کند چون همه ی آنها از پولِ مردم هستند و او حتّا نمی تواند مسیرِ نماز جمعه را با تاکسی طِی کند چون همه ی پولِ او پولِ دزدی از مردم است و همچنین مجبور است عَبا و عمّامه و همه ی لباس هایش را از تنش در آورد چون همه ی پوششِ این آدم حتّا زیر پوشِ او از مالِ دزدی است و همه ی جایگاهِ او بی تردید غَصبی . پس او مجبور است عُریان و پیاده به سمتِ نماز جمعه حرکت کند و اگر سالم به آنجا رسید ، آنجا لُخت و عریان با هرآنچه از اموالِ شخصی همراه دارد از اسلام و مشکلاتِ جهان در برابرِ مردم سخن بگوید.
وَ این فرض فقط بیانِ صاف شدنِ اموال و روشن شدنِ ظاهر واقعیِ یک آخوند است که سرگرمِ دزدی و سرگردانی از زندگیِ مردمی است که آنها با نوحه و عزا و همه گونه دروغ و دزدی و جنایت، شادمانیِ زندگی را از مردمِ جایی از زمین به نامِ ایران رُبوده اند و می پندارند که قدرتِ زمان، این نیرویِ ساکتِ تا ابد بی شکست، که کهکشان هایی را که خورشید در پیشِ آنها فقط ذرّه ای کو چک است، جابِجا کرده و می کند و یا با هرچه بوده اند و دارند از میان برداشته و بر می دارد، در برابرِ چند آخوندِ بی ارزش و نوکران و کَلَک هایشان شکست خواهد خورد!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)