خوانش شعری از یاسمن آرنگ بر اساس نظریۀ هلن سیکسوس

شادی امینی

 


فروید زن را اقلیم تاریک خواند و هلن سیکسوس در برابر آن می گوید: اقلیم تاریک، نه تاریک

است نه غیر قابل اکتشاف، این اقلیم از کشف شدن بازمانده است تنها بدین دلیل که

ما ساخته شده بوده‌ایم که باور کنیم چندان تاریک است که قابل بررسی و اکتشاف نیست

و بدین دلیل که آنها خواستند به ما بباورانند که آنچه ما را ذی نفع می کند اقلیم

سپید است با لوحه های یادبودش بر فقدان.


 

نخستین شعر مجموعه «از کوچ های همیشه» (۱۳۹۵، ارسطو) اثر یاسمن آرنگ با اعلام صریح جنسیت آغاز می شود:

و حالا منم / زنی که عنکبوت ها را / از تارهای صوتی اش / قورت می دهد / و به مردهایی که به او سینه ریز و سیگار تعارف می کنند / می تواند با صدای بلند بخندد (از کوچ های همیشه: ۱۵)

نوشتار به خودی خود برای زن عملی برانداز به شمار می آید. زنی که دست به قلم می برد با کلمات در برابر هجوم دنیای مردسالار می ایستد، در برابر همۀ آموزش‌های مکرر «زن خوب فرمانبر پارسا» و نوشتۀ اعتراضی، عرف، قانون و ساختار مستحکم مردسالاری را به سخره می‌گیرد.

به نظر سیکسوس هر نظام منطق دوگانه که به وسیلۀ جامعه ساخته شده است همیشه یک تقابل سلسله مراتبی است. تقابل هایی که بر اساس بنیادی مرد/زن ساخته شده اند. در این طرح زن از طریق کنش پذیری و مفعولیت تعریف شده و به عنوان موضوعی غیرموجود عرضه شده است. زن یا کنش پذیر است یا وجود ندارد، چیزی که نباید بدان فکر کرد یا توجهی داشت. سیکسوس تقابل ها را خشونت آمیز و برخورد مرگ می نامد. اندیشۀ دوگانی، حوزۀ جنگی است که در آن به طور دایمی ستیزی تا پایان برای سلطه ادامه دارد.

در این شعر این تقابل های ستیزگونه به وضوح قابل دریافت است.

وجود عنکبوت بر تارهای صوتی جنس زن، امری عادی قلمداد شده و حالا این زن، زنی که ستیزه جویانه جنس خود را به رخ می کشد و آن را اعلام می کند زنی است که برخلاف دیگر زنها، عنکبوت‌ها را از تارهای صوتی اش قورت می دهد در ستیز و جدال با کسی است که در پارۀ دوم شعر مورد خطاب قرار می گیرد:

آقا حواستان کجاست؟ / چند قطعه از این پازل جا افتاده است / که موریانه ها از حنجره ام می‌گریزند … (ص۱۶)

سیکسوس عملکردهای هرج و مرج جنسی، خنده و نوشتار را ویرانگر عمارت های پدرسالاری می‌داند. شاعر در این شعر می گوید عنکبوت های تارهای صوتی اش را قورت می دهد و می‌تواند به مردهایی که به او سینه ریز و سیگار تعارف می کنند با صدای بلند بخندد.

قهقهه و خنده! سیکسوس راه خروج از بن بست را قهقهه می داند. شاعر به پیشنهادهای سودجویانۀ مردها حالا می تواند با صدای بلند بخندد. او مردسالاری را به سخره می گیرد. دعوت سیکسوس به قهقهه مبتنی بر اعتراض بنیادی است به تفسیر فرویدی از زنانگی که آن را به عنوان یک حفرۀ منفی یا فقدان تعریف می کند.

شاعر مغزش را پازل گونه عرصۀ بازی «آقا» قلمداد می کند. وی را نهیب می زند. قطعاتی از این پازل گمشده است که زن سرکش  و نافرمان در حال گریز و شورش است. چاه – هر چند در اینجا صدای برخاسته از گلوست و آوازهایی که مدت مدیدی در حنجره مانده اند اما – می‌تواند نماد آلت جنسی زن نیز باشد.

این روزها صداهای عجیبی می شنوم / آوازهای کهنه ای / از چاهی از زمان های دور / بریده و کوتاه … (همان)

سیکسوس نوشتاری را زنانه می داند که از گفتمانی که از نظام قضیب‌مدار سامان می دهد پیشی می گیرد. چاه در این شعر می تواند در برابر مفهوم قضیب قرار بگیرد. در فضایی که زن‌ها به عنکبوت های تارهای صوتی شان خو کرده اند و صدایی از آنها شنیده نمی شود او صداهای عجیب و کهنه ای می شنود هر چند بریده، کوتاه و گاهی.

سیکسوس بر این باور است که نوشتار زنانه تضادهای میل و وحشت را به بازی می گیرد. پوزخند زدن به ترس هایی که قهقهه آن ها را از هم فرومی پاشد، ترس‌هایی که ساختار رایج را حفظ می کند. شاعر یکه و تنها در عرصه ستیز و مقابله قرار گرفته است. به «آقا» نهیب می‌زند. نهیبی کنایه آمیز. اظهار عجز می کند گو اینکه توان چنین رویارویی ای را ندارد.

فضای پارادوکسیکال و تناقض گونۀ شعر، گریز و ستیز عناصر غالب و مغلوب و صدای قهقهه و خندۀ بلند که در سراسر شعر طنین می اندازد.

مخاطب در پایان شعر با فضایی یأس آلود و سرد مواجه می شود. تصویری متناقض گونه از مبارزه و تسلیم، غوغا و سکوت، حرکت و سکون که در سنگینی حضور «آقا» ترسیم می گردد.

آیا شاعر در فضای سیاه بی عدالتی، چاره را در تسلیم شدن می بیند؟ آیا این شعر ادامۀ آخرین شعر مجموعه پیشین شاعر (پروانگی،۱۳۹۳، برزآفرین) است که:

زن تنهاست/ زنی که آوازهایش از اتاق رد شده اند/ و پا برهنه تا دریا دویده است/ و موهایش را در شاخه های بید به باد داده است/ زن تنهاست/ به انبوه تمام زنانی که دریا را ندیدند/ و موهایشان را لای در جا گذاشتند/ و زن تنهاست/ زنی که دست هیچ مردی به گردنش نرسید/ و بی اجازه از خواب بیشه ها به دریا زد. (پروانگی:۷۶)

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)