من نمی خواهم
درین رحم باد بادکی مادرم
به دنیا بیایم…
اگرکه قراربراین است
که درسرزمین استبداد زده ای
چشم بگشایم
من نمی خواهم:
ازهمکنون بدهکار خکومتها شوم
من نمی خواهم:
نفس هایم طعمه ی آبهای دریاشوند
من نمی خواهم:
دستهایم بیهوده درجنگهای بخاطر
طلای سیاه 
که خودازآن بی بهره ام
قطع شوند
مادرم تورابه خدا
فکری به حالم بنما
به شیرمردان وشیرزنان سرزمینم بگو:
بعداززایش ام
سرزمین ام را از ظلم و استبداد
ددمنشان کوتاه کنند؟؟!!
……………………………………………………..
…………………………………………………….
«اتاق خواب»

تقدیم به زنان روشندل
 
می دانم :غیرانسانی است
غیراجتماعی است
امامن
نغمه ای را
سرشاراز احساس عریانی ام را
افشامی کنم
مابین سینه وگردن مرمرین سپیدآسا
لبهای گرم وآتشین اش را
همچون گنجشککی
برای آرزوهای سر ریزش
من اینهارا
روی اخوان دلم می گذارم
من زیباترین ونازکترین
لباس ام رامی پوشم
برتن قامت بالا بلندوبرف آسایم
تابلوی آن عشق ام را
برای چه کسی بتصویربکشم
دراتاق خوابم؟؟!!
من مجبورم !
زیبائیهایم را خفه کنم
خ…
ف…
ه…
ک…
ن…
م…؟!؟!
 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)