روز پنج شنبه ۲۳ خرداد ماه دو کشتی حامل محموله هایی به سوی ژاپن در نزدیکی آبهای ایران در تنگه هرمز هدف حمله قرار گرفته و آتش گرفتند. این حملات آنچنان دقیق و حساب شده و با امکانات نظامی پیشرفته صورت گرفت که تاکنون نیز مشخص نشده که کدام یک از طرفهای تنش آفرین در منطقه در این حمله دست داشته است.گرچه انگشت اتهام آمریکا بلافاصله به سوی ایران نشانه رفت، اما با توجه با شرایط ژئوپولتیک منطقه، نمی توان وجود سناریوهای دیگر را مد نظر قرار نداد و دخالت آمریکا یا هم پیمانان منطقه ایش را از نظر دور داشت. به ویژه آنکه حمله به این دو کشتی زمانی انجام گرفت که تلاشهای دیپلماتیک برای میانجی گری میان آمریکا و جمهوری اسلامی در جریان بوده. این حمله درست در روزی انجام شد که “شینزو آبه” نخست وزیر ژاپن در تهران به دیدار خامنه ای رفته بود. 

در هفته گذشته دو دیدار میانجی گرانه به نمایندگی از قدرتهای سرمایه داری با هدف کشاندن جمهوری اسلامی به پای میز مذاکرات با آمریکا انجام گرفت. حاملان پیام آمریکا یعنی “هایکوماس” وزیر خارجه آلمان به نمایندگی از دولتها آلمان، فرانسه و انگلیس و “شینزو آبه” نخست وزیر ژاپن که از حمایت چین و روسیه نیز برخوردار بود، پیامهای مشابهی برای جمهوری اسلامی با خود داشتند. مضمون هر دو پیام واداشتن جمهوری اسلامی به نشستن پای میز مذاکره ای است که آمریکا خواهان آنست. آنچه مورد نظر آمریکا دراین مذاکرات است وادار کردن جمهوری اسلامی به توافقات نانوشته برجام است که تاکنون جمهوری اسلامی از انجام آنها سرباز زده است.

یعنی عدم دخالت در امورات داخلی کشورهای منطقه و محدود کردن توان موشکی جمهوری اسلامی. هدفی که آمریکا به بهانه آن از برجام خارج شد و به اِعمال سیاست حداکثری تحریمها علیه جمهوری اسلامی پرداخت. این تحریمها تاکنون موجب کاهش شدید صادرات نفت و پتروشیمی شده و رژیم را با مشکلات مالی فراوانی روبرو کرده است. 

جمهوری اسلامی می داند که سرانجام چاره ای جز رفتن پای میز مذاکره با آمریکا پیش رو ندارد. در عین حال می داند در شرایط کنونی توازن قوا بسیار نامساعد بوده و به هیچ وجه به نفع رژیم نیست. تلاشها و اقدامات تنش آفرین و تحریکات نظامی رژیم در منطقه از جمله حملات ایذایی به نفت کشها و تأسیسات نفتی و تشدید حملات موشکی و پهبادی اخیر حوثی ها به عربستان و غیره با هدف تغییر آن توازن قوا در مذاکره احتمالی است. اما اوضاع آشفته اقتصادی رژیم آن چنان وخیم است که به خامنه ای اجازه نمی دهد به امید پایان یافتن دوره ریاست ترامپ در انتظار بماند.

سیاست به اصطلاح “مقاومت حداکثری”، نیز دوام نخواهد آورد. به همین دلیل رژیم خواهان یافتن راهی آبرومندانه برای سازش و تسلیم است. هفته گذشته حسن روحانی اعلام نمود که : “در صورت پذیرش مسئولیت و جبران خسارتها از جانب آمریکا شرایط دیگری برای حل مشکلات به وجود خواهد آمد”.

جواد ظریف نیز در کنفرانس خبری با هایکو ماس اعلام نمود: “تنها راه کاهش تنش در منطقه توقف جنگ اقتصادی است”. اما آمریکا خواهان کشاندن بی قید و شرط جمهوری اسلامی به پای میز گفتگو است. اگر آمریکا در تحمیل تحریمها تاکنون همراهی دیگر قدرتهای سرمایه داری از جمله چین و روسیه و سه قدرت اصلی اتحادیه اروپا را با خود نداشته است. پاسخ به ظاهر منفی خامنه ای به “هایکوماس”و “شینزوآبه”، فرصت مناسبی بود برای آمریکا تا بلکه بتواند آنها را با خود همرا کند و اجماعی از دولتهای مورد نظر برای رسیدن به خواستهایش به وجود آورد. 

بنابراین حمله بدون به جا گذاشتن رد پا از سوی آمریکا یا متحدانش به آن دو کشتی نفت کش، می تواند یکی از سناریوهایی باشد که آمریکا خود یا یکی از هم پیمانان منطقه ایش در انجام آن دست داشته باشند، تا ناامن کردن مسیر صدور نفت توسط جمهوری اسلامی، در کنار پاسخ رد رژیم به میانجی گری را به عنوان دلایلی برای اثبات حقانیت موضعش در برابر ایران به دولتهای مورد نظر نشان دهد. آمریکا با استناد به اظهارات مقامات جمهوری اسلامی دایر بر اینکه : “اگر جمهوری اسلامی نتواند نفت خود را از تنگه هرمز صادر کند هیچ دولت دیگری هم نمی تواند نفت از آنجا صادر کند”حمله به آن دو کشتی نفت کش را به جمهوری اسلامی نسبت داد. تشکیل جلسه فوری شورای امنیت سازمان ملل به درخواست آمریکا در همان روز و در آنچنان فضای متشنجی موجب همسویی همه ۱۵ عضو شورای امنیت حتی چین و روسیه در محکومیت حمله به نفت کشها را به همراه آورد که تلویحأ رو به جمهوری اسلامی داشت. 

اما ایجاد چنین تنشهایی طبق هر سناریویی و از جانب هر یک از طرفین این کشمکش، بسیار خطرناک و بازی با آتشی خواهد بود که حیات و زندگی صدها هزار انسان را به نابودی خواهد کشاند. چنین تنش و جنگی اگر برپا گردد تنها با هدف خدمت به حفظ مصالح و منافع سرمایه داران جهانی، کارتلهای نفتی و صاحبان کارخانه های تولید وسایل کشتار جمعی خواهد بود و از سوی رژیم نیز در خدمت تداوم حاکمیت نکبت بار، فاسد و جنایتکار جمهوری اسلامی خواهد بود. 

افزایش هر روزه دامنه تحریمهای آمریکا علیه جمهوری اسلامی و نهادها و شرکتهای وابسته به آن، بحران اقتصادی رژیم را عمیق تر کرده و زندگی کارگران و توده های مردم زحمتکش را بیشتر در تنگنا قرار داده است. البته مسئولان و کاربدستان رده بالای رژیم نیز بارها به بن بست و معضلات اقتصادی اعتراف می کنند. موضع تند و به اصطلاح “مقاومت حداکثری”خامنه ای در دیدارهای دیپلماتیک خارجی مصرف داخلی دارد و برای فریب افکار عمومی مردم ایران است، و گرنه جمهوری اسلامی در جستجوی راهی برای تسلیم و “سازش قهرمانانه” دیگری است. 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)