توصیه ای که مخاطبش فقط “ققنوس” نیست!

 

بعد از مدتها که مجال داد نگاهی به نتایج نظرسنجی گروهی سیاسی به نام “ققنوس” بیندازم لازم دیدم که فهم خودم را به رشته تحریر درآورم.

 

غرض، تحلیل دقیق اطلاعاتی از داده ها نیست که من خود را در آن شان نمی بینم. اما به عنوان یک دانشگاهی که در نظر سنجی دوم – نافرمانی مدنی – شرکت کرده است می توانم بگویم که چه دیده ام، چه فهمیده ام و با توجه به این که در جامعه ایرانی زندگی می کنم می توانم – اندازه ظرفیت علمی خود – آن را با فضای سیاسی و اجتماعی ایران تطبیق دهم.

 

در این نوشتار تلاش می کنم علقه های سیاسی خود را دخیل نکنم. زیرا شان خود را بالاتر از این میدانم که بتوانم اول خودم و بعد مخاطب این متن را ساده لوح دانسته و فریب بدهم.

 

بعد از ذکر این مقدمه کوتاه لازم می دانم بگویم که «پروژه ققنوس ایران که در رابطه با بررسی مشکلات موجود کشور و ارائه راه‌حل‌های علمی و عملی برای بازسازی ایران در ۲۷ اسفند ۱۳۹۷ در واشنگتن اعلام موجودیت کرد، چندی پیش دو نظرسنجی درباره سیل بهار ۹۸ در کشور و همچنین نافرمانی مدنی برگزار کرد که فقط برای ایرانیان داخل کشور در نظر گرفته شده بود. نتایج این نظرسنجی روز جمعه ۳۱ ماه مه در نخستین کنفرانس علمی سه روزه که تا ۲ ماه ژوئن در تورنتو برگزار می‌شود ارائه شد. مدیریت و بررسی این نظرسنجی را پروفسور دکتر نوح فرهادی استاد و کارشناس مدیریت استراتژیک و مدیریت بین‌المللی و عضو «پروژه ققنوس ایران» بر عهده داشت.»[1]

 

هر چند این نتایح هنوز و تا لحظه نگارش این یادداشت به صورت رسمی در سایت ققنوس منتشر نشده اما این نتایج را از روی فیلم افتتاحیه نشست ققنوس که در فیسبوک به صورت آنلاین پخش می شد[2]، گرفته ام و هر گونه کمی و کاستی اطلاعات این نظر سنجی را مربوط به خود نمی دانم.

 

نظرسنجی دوم: نافرمانی مدنی

 

نکته اول این تحلیل این است که به صورت طبیعی همه شرکت کنندگان در نظرسنجی، مخالف رژیم هستند. فکر نمی کنم کسی مخالف این حرف باشد. نباید توقع داشته باشیم که باورمندان به حکومت دینی، بسیجیان و سپاهی ها و ارتشی ها و همه نیروهای نظامی، طلاب علوم دینی، مراجع تقلید، مسئولان، حکمرانان و رهبران سیاسی ایرانی و…در این نظرسنجی شرکت کنند.

 

بنابراین وقتی سوال می شود 97 درصد مردم ایران خواهان سرنگونی رژیم هستند باید تعجب کرد که این عدد چرا 100درصد نیست. یا اگر که گفته شودکه 86درصد شرکت کنندگان در نظرسنجی از رهبر ایران راضی نیستند اصلا مسئله عجیبی نیست. البته این سوال پیش می آید که14 درصد باقی مانده از رهبری ایران راضی است؟ کدام اپوزیسیون از رهبری ایران راضی است؟ اگر راضی است پس چرا اپوزیسیون است؟

 

نکته مهم دیگر این است از جمع این 86 درصد ،76 درصد گفته اند «کاملا مخالفم» و 10 درصد گفته اند «مخالفم». فرق بین این دو چیست؟ چرا آقای فرهادی بدون اشاره به تفاوت این دو و صرف اشتراک لفظی «مخالفم» مخالفین را جمع زده و 86 درصد عنوان می کند؟

 

به عقیده من، تفاوت بین دو گزاره «کاملا مخالفم» و «مخالفم» در یک متغیر است و آن متغیر، «ایدئولوژیک» است.76 درصد مخالف ایدئولوژیک رهبری هستند که تحت هر شرایطی مخالفتشان را ابراز می کنند. ولی در کسانی که خودشان را فقط «مخالف» می دانند ناظر به عملکرد رهبری ایران و نقش وی در وضعیت سیاسی امروز و بحران اقتصادی است. یعنی اگر چنانچه روحانی به عنوان رئیس جمهور می توانست عملکرد اقتصادی رضایت بخشی را از خود نشان می داد این وضعیت خودش را در قبال میزان رضایت از رهبری نیز نشان می داد.

 

یعنی « کاملا موافقم- مخالفم» مطلق است و «موافقم – مخالفم» نسبی است و تابع متغیرهای دیگر.این، آن نکته ریز و مهمی است که در نظرسنجی ها به بازی گرفته نمی شود.

 

 این مسئله زمانی جالب تر می شود که بدانیم 94 درصد مردم در این نظرسنجی از عملکرد دولت رضایت ندارند. یعنی ده درصد مخالفین رضایت از رهبری، از سبد عملکرد منفی دولت به رهبری سرریز می شود.

 

به علاوه این که میزان عدم رضایت از دولت در این نظر سنجی،خاستگاه ایدئولوژیکی ندارد. و بیشتر از عملکرد ضعیف وی ناشی می شود.

 

بیش از 94 درصد گفته اند از دولت روحانی راضی نیستند. خب! در ایران میزان نارضایتی از دولت هم بالاست. حتی جناح های سیاسی همگرای وی از عملکرد دولت ناراضی اند. چه رسد به کسانی که به ایشان رای نداده اند. بنابراین این نتیجه امتیازی دست ما نمی دهد.

 

 

 

 

درباره میزان محبوبیت نهادهای حکومتی، ارتش بیشترین محبوبیت را دارد. درون جامعه ایرانی نیز ارتش اگر دوم نباشد قطعا اول است. رده دوم از آنِ نیروی انتظامی و پلیس است. این مسئله خیلی مهم است که چرا جامعه مخالف ایران که از سرکوب توسط نیروهای امنیتی شکایت دارد و طبق گفته آقای فرهادی، 36 درصد به گزاره « از سوی نیروهای انتظامی و امنیتی و اطلاعاتی مورد تهدید هستم» نظر «کاملا موافقم» و 31 درصد کاملا موافقم داده اند- رده دوم دوم نهادهای محبوب را کسب کرده است؟

 

این دو با هم در تناقض است. دلیل این تناقض چیست که از یک طرف نیروی انتظامی در سکوی دوم میزان محبوبیت نهادهای حکومتی قرار دارد ولی بیش از درصد ادعا می کنند از سوی همین نیروها مورد تهدید قرار گرفته اند؟

 

علاوه بر آن، قرار گرفتن نهاد شهرداری در مکان سوم است. در حالی که اسحاق جهانگیری معاول اول دولت روحانی اعتراف کرده که «بیشترین میزان نارضایتی مردم از شهرداری است.»[3]

 

غرض، درست سنجی و اتهام صدق و کذب نیست، بلکه نامفهوم بودن و همچنین در نظر گرفتن متغیرهایی برای دریافت پاسخ مناسب در سوالات است که به آن پرداخته خواهد شد.

 

 

 

علاقه شرکت کنندگان در نظرسنجی به ترامپ از مسائل عجیب این نظرسنجی است. این که ترامپ، پمپئو و نتانیاهو، بن سلمان و… نه به عنوان یک آمریکایی و اسرائیلی بلکه به عنوان رادیکال ترین چهره های سیاسی آمریکا از حزب جمهوری خواه، یا چهره های سیاسی جهان عرب و منطقه که به دلیل مشی افراط گرایی، جنگ افروزی و اتخاذ مواضع تهدید به جنگ علیه ایران محبوبیت چندانی بین حتی مخالفان رژیم در داخل ایران هم ندارند، قابل تامل است!

 

 

من سعی کردم مهم ترین سوالاتی که برای من قابل تامل باشد را در این متن بگنجانم و تحلیل کنم. از این رو همه سوالات را بررسی نکردم. هم در نظر سنجی اول و هم دوم مسائل مبهمی برای من پیش آمد که دیگر نتوانستم سکوت کنم. چون خودم را در قبال جامعه مسئول میدانم.

 

من ایران را با تمام مکافاتش دوست دارم و برای نجاتش تلاش می کنم. جالب است که در نظر سنجی دوم که موضوعی سیاسی است، شرکت کنندگان در واکنش به گزاره « اگر انتخاب من می بود ایران را ترک می کردم» 45درصد کاملا موافق بودند. یعنی تحت هر شرایطی حاضرند ایران ترک کنند. اما دیگران خیر!

 

به این معنی که 15 درصدی که گزاره «موافقم» را تایید کرده بود حاضر است با بهبود نسبی شرایط اقتصادی در ایران ماندگار شود.( همان فرض متغیرهایی که در بالا ذکر کردم. تفاوت بین کاملا مخالفم با مخالفم یا کاملا موافقم با موافقم) اگر این عدد را با 20 درصدی که کاملا مخالف ترک ایران هستند، و 11 درصدی که مخالفند، به علاوه 8 درصدی که بی طرف هستند جمع بزنیم می شود 54درصد. یعنی 54 درصد واقعا حاضر به ترک ایران نیستند.

 

نظر سنجی اول: سیل

 

از طرفی، وقوع یک فاجعه طبیعی مثل سیل امسال در جنوب و غرب ایران و وقوع خشکسالی و نابودی جنگل ها و مراتع، همه را آشفته می کند؛ به ویژه این که همه مردم فارغ از هر گرایش سیاسی و وابستگی شان به حاکمیت، به این امر اذعان دارند که سوءمدیریت این وقایع و فجایع امری غیرقابل انکار است. یعنی چه حزب اللهی باشی و چه جنبش سبز، چه مخالف حجاب اجباری باشی و چه موافق سرکوب زنان و چه و چه و چه… همه بر این نظر اتفاق نظر دارند و هنگامی که از این مردم، نظرسنجی بشود همه آنها کسی از وضع موجود اعلام رضایت نمی کند. همه به نوعی شاکی هستند. با این فرض، چگونه می توان از بین این جماعت ناراضی نتیجه گیری کرد؟

 

 

این مسئله نیز در روز اول نشست اعلام شده است که 95 درصد نقش حکومت – نه دولت – را در سوء مدیریت مربوط به سیل را پررنگ می دانند. پس نتیجه گیری از این موضوع چه مسئله ای را روشن می کند؟

تاریخ اعلام نظرسنجی ققنوس درباره سیل، طبق اعلام سایت این گروه – فکر می کنم – 18فروردین ماه 98 است.[4] با یک جستجوی ساده در فضای مجازی روشن می شود که تاریخ وقوع سیل از در هفته اول فروردین ماه آغاز می شود. (موج اول: ۵ تا ۹ فروردین ۱۳۹۸

موج دوم: ۱۱ فروردین ۱۳۹۸ تا مدتها بعد). طبق گفته منابع خودشان، در موج اول 9 استان[5] و در موج دوم 23 استان[6] را درگیر کرد.[7] با توجه به شرایط نامساعد مناطق درگیر شده با سیل، می توان این پرسش را مطرح کرد که مردم گرفتار در چه شرایطی به فضای نظرسنجی دسترسی داشته اند؟ یعنی شرکت کنندگان در نظرسنجی که درگیر سیل هستند چگونه از این نظرسنجی مطلع شده اند؟ نحوه شرکت آنان در شرایط بحرانی روحی و گرفتارهای شخصی چگونه است؟

مثلا در یکی از نظرسنجی ها این پرسش مطرح شده است که آیا روحانی ها و بسیجی ها و وابستگان به حکومت در حادثه سیل کمک کرده اند؟ پاسخ 95درصد منفی است.

این پاسخ که نسبتا درست هم هست، چه واقعیتی به ما نشان می دهد؟ ما در ایران بارها و بارها از تلویزیون رسمی حکومت، تصاویری می دیدیم از حضور نیروهای نظامی، مردمی و وابستگان حکومت برای یاری مردم گرفتار. از طریف دیگر در فضای مجازی تصاویری از مردم گرفتار در سیل منتشر می شود که بدون کمک و یاری مانده اند و از نیروهای حاکمیت شکوه و شکایت دارند. کدام تصویر را باید باور کرد؟

پاسخ این است که هردو را! واقعیت این است که هر دو تصویر درست است. البته حکومت قصد دارد با تمرکز بر حضور نیروهای وابسته، آن را پررنگ کند و نیروهای مخالف رژیم عکس آن را. یعنی در برخی مناطق حضور نیروهای وابسته پررنگ بود و در برخی مناطق کم رنگ. بنابراین پاسخ به این سوال نسبی است و نه مطلق و هیچ دانشمندی از نتیجه ای نسبی، قاعده ای مطلق تصور نمی کند. این مسئله در نظرسنجی دیده نمی شود و بنابراین نتیجه علمی از آن نمی توان استخراج کرد.

می خواهم در اینجا با استناد به یک فرمول از ادعاهای خودم دفاع کنم. این فرمول را دکتر فرهادی در همان نشست روز اول عنوان کرد که وی آن را به « تجزیه و تحلیل همزمان چند متغیر[8] مستقل[9] با چند متغیر وابسته[10]» ترجمه کرد. طبق این فرمول، به عنوان مثال، اگر خوردن کاکائو چاق کننده باشد، کاکائو خوردن یک متغیر مستقل برای چاق کنندگی است. اما اگر متغیر دیگری مانند ورزش کردن به این مسئله اضافه شود دیگر خاصیت چاق کنندگی را نخواهد داشت. یعنی متغیر ورزش کردن بر متغیر کاکائو خوردن تاثیر می گذارد و خاصیت چاق کنندگی را تحت تاثیر قرار می دهد.

طبق ادعای آقای فرهادی در این نظرسنجی ها طبق این فرمول پیش رفته اند و همه متغیرها را همزمان اِعمال کرده اند تا بتوانند نتیجه گیری مناسبی داشته باشند. اما با نگاهی به سوالات نظرسنجی و نتایج آن عملا هدفی را که آقای فرهادی به آن اشاره کرده بود محقق نشده است.

به عنوان نمونه، نظرسنجی حضور نیروهای وابسته برای یاری مردم طبق کدام متغیرهای جغرافیایی طراحی شده است؟ یعنی چرا در سوال مذکور، متغیر ساعت و زمان، مکان های سیل زده، دیده نشده است؟

 

نتیجه گیری

 

تمام این استدلال ها برای این است که نتیجه بگیرم «نظرسنجی» شیوه مناسبی برای «شناخت جامعه ایرانی» نیست. شما نمی توانید – حتی با فرض به کار گیری همه متغیرها – دیدگاه درستی از جامعه ایران به دست بیاورید. خصوصا این که به دور از فضای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و ..ایران زندگی می کنید. بزرگ ترین مزیت ما به عنوان یک مخالف حکومت دینی که در ایران فعالیت می کنیم این است که در این فضا حضور داریم و اپوزیسیون خارج از کشور فاقد این «حضور » است. این فقدان هم با نظرسنجی ها مرتفع نمی شود. زیرا حضور در ایران درکی واقعی به ما می دهد که به دیگرانی که نیستند نمی دهد.

 

اگر تاریخ انقلاب را خوب بخوانیم می توانیم درک کنیم که چرا شاه فقید ایران، آیت الله خمینی را تبعید می کرد.اگر شاه، خمینی را تبعید نمی کرد همان دهه چهل شمسی انقلاب اسلامی رقم می خورد. تاخیر 15 ساله انقلاب اسلامی به دلیل تبعید به هنگام آیت الله توسط شاهنشاه آریامهر صورت گرفت. هر چند عواملی دیگر در سقوط سلطنت نقش داشت.

 

در علوم اجتماعی ما با «سیاست پژوهی اجتماعی» رو به رو هستیم. این فقره، به طور گریز‌ناپذیری دارای ابعاد سیاسی و ایدئولوژیک است. زیرا بخش عمده این پژوهش ها شامل اعتقادات سیاسی مردم است. این اعتقادات، غالبا سیّال هستند و تابع متغیرهایی دیگر تغییر می کنند. از این رو پژوهش اجتماعی مردم نیازمند «داده یابی های عینی» است و نه انتزاعی. به اعتقاد من نظرسنجی نوعی داده یابی انتزاعی است که هزاران تابع را در خود هضم می کنم و نوعی انتزاع می زاید که قابل اتکاء نیست.

 

اضافه بر آن، نتایج نظرسنجی های این چنینی چه چیز جدیدی برای «ما » دارند؟ چه مسئله جدیدی برای ما مطرح می کند؟ چه پرسش جدی را پیش روی ما قرار می دهد؟ چه مولفه ای تازه ای را برای ما تبیین می کند؟ چه شاخص جدیدی برای ما می سازد؟ این سوال های جدی باید پیش از برگزاری هر نظرسنجی پیش روی خود قرار داد تا هدف از پیش معلوم شده با نتیجه آن قابل تطبیق باشد.

 

این مسئله در یک طرف، مسئله مهم دیگر استفاده از نظرسنجی های الکترونیکی است. درست است که این نوع نظرسنجی به دلیل استفاده از فن آوری، مزایای زیادی دارد اما نمی توان معایب آن را نادیده گرفت.

«با تمام این اوصاف و مزایای موجود در استفاده از شبکه‌ها و بسته‌های نرم‌افزاری، معایبی را هم می‌توان برای آن برشمرد. یکی از معایب آن، از دست دادن امکان گفت‌وگوی رو در رو با پاسخگویان بویژه در مرحله مطالعات مقدماتی است. ایراد دیگر، وجود نداشتن تضمین امنیتی، هنگام استفاده از شبکه اینترنت است.در ضمن پاسخگویان این روش تنها به کاربران شبکه‌ها محدود می‌شوند. ضعف دیگر این روش فراوان شدن این نوع نظرسنجی و احتمال وجود ویروس‌های اینترنتی است و لذا این امکان وجود دارد که کاربر پیش از باز کردن نامه الکترونیکی حاوی پرسشنامه و توضیحات، آن را از صندوق پستی خود حذف کند. از دیگر معایبی که برای این روش جمع‌آوری داده‌ها می‌توان برشمرد، میزان اعتبار پاسخ‌هاست که در این روش به علت حضور کاربر در فضای مجازی و ناشناخته ماندن از سطح پایین‌تری از اعتبار برخوردار است. به هر حال این روش، روش نوینی است و برای مشخص‌تر شدن قابلیت‌ها و ضعف‌های آن باید زمان بیشتری انتظار کشید چرا که برخی امکانات که در زمره معایب این روش محسوب می شود در حال مرتفع شدن است، از جمله افزایش روز افزون فراگیری شبکه‌ها که دسترسی به جمعیت بیشتری را مقدور می‌کند.»[11]

 

من تاکنون ندیده یا نشنیده ام که نرم افزار تحت وب طراحی شده باشد بتواند تضمین نماید که یک کاربر ، تنها یک بار در نظرسنجی شرکت کند! پس اگر موضوعی حیاتی و مهم وجود دارد، هرگز به نظرسنجی اینترنتی نمی توان بسنده کرد.

 

اگر سه هدف پژوهش را “اکتشاف”، “توصیف” و “تبیین” بدانیم، ققنوس خلاف شعار علم محوری خود فاقد این سه هدف است. زیرا فاقد ” اکتشافِ صحیح ” است. البته صریحا می گویم که مخاطبان این حرف، فقط ققنوس نیست و شامل همه گروههای اپوزیسیون خارج از کشور می شود.

 

اکتشاف صحیح، آورده های تازه ای دارد که تاکنون برای ما مجهول بود. مسئله تازه ای که پیش از آن مطرح نبود، پرسش های جدیدی که تاکنون به ذهن نمی رسید،شاخص های نویی که به کارمان می آید که پیشتر نمی دانستیم و مولفه های تازه ای که….. همه این نتایج را می توان بر آن چه که گفتم تطبیق داد و قضاوت کرد.

 

پیدایش این گروه سیاسی که با شعار ” دانش به جای دین” به میدان مبازرات گام نهاد ذهن ها را تا حدودی به دنبال خود کشاند. اما کسانی که در ایران نفس می کشند و با مختصات شرایط سیاسی ایران از نزدیک آشنایند، می دانستند این گروه تازه نفس به دلیل عدم برخورداری از درک درست پدیده های سیاسی، و همچنین عدم فهم صحیح از آنچه که « نسبت میان حکومت و تئوری همگرایی دین و دانش» می نامم نمی تواند اذهان جامعه ایرانی را با خود همراه سازد.

 

امیداورم مجالی پیدا کنم که درباره گفتمان ققنوس بیشتر بنویسم. ولی آنچه که هنوز به آن امیدوارم، اعتقاد به مردم ایران است. تنها و تنها مردم کشورم هستند که می توانند متغیرهای لازم برای براندازی را به وجود بیاورند. من هیچ امیدی به غیر از مردم ندارم و هرکاری برای به تحرک واداشتن عزیزترین کسانِ زندگی ام را برای قیام علیه نابرابری ها با قوت انجام خواهم دارد.

 

 

رها جنیدی

1398/03/23

 

**************************

[1] اعلام نتایج دو نظرسنجی «پروژه ققنوس ایران»درباره سیل اخیر و نافرمانی مدنی در کنفرانس تورنتو -کیهان لندن
[2] صفحه فیسبوک ‏‎Phoenix Project of Iran
[3] انتخاب- جهانگیری: بیشترین میزان نارضایتی مردم از شهرداری است./ تاریخ انتشار: ۳۱ : ۱۸ – ۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۶[4] پژوهشی در باره سیل های اخیر در ایران- ققنوس/ 7 آپریل 2019
[5] تابناک- سیل گریبانگیر ۹ استان کشورمان/ تاریخ انتشار: ۰۵ فروردین ۱۳۹۸
[6] خبرگزاری ایسنا- گزارشی از تمهیدات برای سیل احتمالی در لرستان/ یکشنبه / ۱۱ فروردین ۱۳۹۸

[7] همان
[8] متغیر شامل هرچیزی است که بتواند ارزش های گوناگون و متفاوت را بپذیرد. این ارزش ها می تواند در زمان های مختلف برای یک شخص یا یک چیز متفاوت باشد یا اینکه در یک زمان برای اشخاص یا چیزهای مختلف تفاوت داشته باشد. مثل امتیاز یک فرد در آزمون های مختلف یا امتیاز افراد مختلف در یک آزمون معین. منبع: وب سایت دکتر سعید صیاد
[9] متغیر مستقل: متغیرهایی است که بر دیگر متغیرها اثر می گذارند. متغیر مستقل به گونه ای مثبت یا منفی بر متغیر وابسته تاثیر می گذارد.منبع: وب سایت دکتر اکرم تفتیان
[10] متغیر وابسته: متغیرهایی هستند که متاثر از متغیرهایی دیگرند.منبع: همان

[11]منبع مورد استفاده: مقاله “نظرسنجی الکترونیک” نوشته: هادی خوشنویس‌ در ماهنامه فرهنگ و پژوهش شماره ۱۵۹/ وب سایت راه ( رشد ارتباطات هوشمند)- یادداشت: نظرسنجی الکترونیک، مزایا و معایب/ ۱۲ آذر ۱۳۹۵  نویسنده : حسین امامی

 

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)