در دوران شعله وری انقلاب ۵۷، من در یکی از مناطق دور افتاده کشور بودم، و همچون بقیه مردم در فعالیتهای انقلابی حضور داشتم. روزی چند نفر از جوانان منطقه به دیدنم آمدند و گفتند میدانید که در این منطقه تلویزیون نمی گیرد، اخیرا برای رله تلویزیون تجهیزاتی به منطقه آورده اند و قرار است نصب شود. با توجه به این امر که رادیو تلویزیون بلندگوی رژیم هست، ما تصمیم گرفتیم تجهیزات مورد نظر را پیش از نصب آتش بزنیم. در پاسخ گفتم، این تجهیزات با پول مردم و برای استفاده مردم تهیه شده است. حال اگر در کشور دولت غاصبی مستقر است و مال مردم را به ناحق در اختیار خود گرفته، دلیل نمی شود فکر کنیم تجهیزاتی که آورده اند متعلق به رژیم است. دوستان، اگر کسی خانه شما را اشغال کند، برای بیرون کردن اشغالگر، خانه خود را خراب و ویرانه می کنید؟

متاسفانه، اکنون پس از گذشت چهل سال از آن روزها، مشاهده می شود، عده ای از جوانان و یا جوانفکرهای داخل و خارج کشور، طوری رفتار می کنند که از آن استنباط می شود، نظام فاسد و متحجر جمهوری اسلامی را بهر قیمتی که شده باید سرنگون و از حاکمیت خلع کرد. رویکرد در این مسیر، همان راهی است که ایت اله خمینی پیش گرفت و گفت حفظ نظام اوجب واجبات است و حتی در صورت ضرورت احکام اسلام را هم می توان برای حفظ نظام تعطیل کرد و نتیجه این بینش ورود اراذل، اوباش، نادانان، و فاسدان به حکومت و ماحصل ان نظامی است که هر روز مفاسد جدید در زمینه های مختلف و با روند افزاینده رو می شود که صدای امثال ناطق نوری که خود از اخوندهای لات به سبک رضا مارمولک بود را هم در آورده است.

چهل سال گذشته نشان داده، محاسبات گردانندگان جمهوری اسلامی، همیشه غلط از اب در امده و نکته جالب تکرار اشتباهات علیرغم داشتن سوابق قبلی است. برای نمونه در زمان اوباما، او ابتدا مذاکره با جمهوری اسلامی را بدون پیش شرط و کتبا اعلام کرد، پاسخی که دریافت کرد مشت چدنی در دستکش مخملی بود. اوباما به سمت محکویت ایران در شورای امنیت و تحریم رفت، جواب اولیه کاغذ پاره خواندن قطعنامه ها بود و اینطور استدلال می شد که اگر نفت ایران تحریم شود قیمت نفت به ۲۰۰ دلار میرسد و هیچ کشوری حاضر نیست این شرایط را بپذیرد. دیدیم که نفت نه تنها گران نشد بلکه نصف قیمت شد و جمهوری اسلامی مجبور به عقب نشینی قهرمانانه شد و ماحصل این فرایند قرارداد ترکمن چای دوم بنام برجام بود. چرا می گوئیم ترکمن چای، روشن است امریکا بیش از یکسال است از موافقتنامه خارج شده و جمهوری اسلامی آچمز شده، نه راه پیش دارد نه راه پس. اگر حکومت از قرارداد خارج شود، شورای امنیت کشور را به بند ۷ خواهد برد و اگر بیرون نرود و مطابق متن  قرارداد به شورای امنیت شکایت کند قطعنامه شورا توسط امریکا وتو می شود.

ترامپ پس از استقرار در سمت ریاست جمهوری امریکا، برای یک سال ازسران جمهوری اسلامی خواست درب مذاکره دوباره  باز شود و سایر مسائلی که موجب نگرانی امریکا و هم پیمانهاش هستند به بحث گذاشته شود. حکومت از مذاکره با این عنوان که روی قرارداد امضاء شده دوباره صحبت نمی کند از این امر خودداری کرد. طبق روال گذشته امریکا از برجام خارج و به تحریم روی اورد، و حال پس از گذشت یکسال از تحریمها سران حکومت می گویند اگر امریکا تحریمها را بردارد و به برجام برگردد اماده مذاکره است. پرسش این هست که چرا در سال اول دولت ترامپ علیرغم اصرار او به مذاکره حاضر به این کار نشدید. از این جالبتر اظهار نظر مشاور نادان نظامی رهبر است که می گوید اگر جنگ شود قیمت نفت به صد دلار می رسد. تاریخ تکرار می شود، اما با طنز تراژیک.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)