سلامت روانی فرزندان والدین همجنس
برای سالها، وقتی بحث فرزندآوری یا به سرپرستی گرفتن کودکان توسط زوجین همجنس مطرح میشد، بسیاری افراد، تعصبات و ستیز خود را پشت دلایلی به ظاهر موجه پنهان می کردند. دلایلی مانند اینکه اقلیت های جنسی قادر به تربیت «سالم» کودکان نیستند یا رشد بهنجار کودکان ممکن است درکنار دو والد همجنس با مانع روبرو شود یا از آن خنده دارتر، ممکن است این کودکان تحت تاثیر والدین شان، همجنسگرا یا ترنس شوند!
این دلایل تا پنج یا شش دهه قبل طرفداران زیادی هم داشت چرا که هنوز به اندازه کافی نمونه از فرزندان والدین همجنس وجود نداشت تا رشد روانی و اجتماعی این کودکان در سطح پژوهشی مورد بررسی قرار گیرد.
از حوالی دهه نود، پژوهش ها در این حوزه آغاز شد. ارزیابی های شخصیتی، روانپزشکی، بررسی مشکلات رفتاری و مسایل هویتی نشان داد که فرزندان این والدین در پیشرفت تحصیلی، سلامت روانی، اعتماد به نفس ، میانگین نمرات درسی، مشکلات مدرسه، روابط خانوادگی (مانند گرمی با والدین و همسالان)، درگیری در روابط عاشقانه، سکس، مصرف مواد و بزهکاری هیچ تفاوت معنی داری با آنهایی ندارند که با یک پدر و یک مادر زندگی می کنند.
اخیرا ً پژوهش هایی حتی خبر از عملکرد بهتر فرزندان والدین همجنس در برخی حوزه ها مانند عملکرد تحصیلی داده اند که شاید دلیل آن تقسیم مسوولیت ها بین زوجین همجنس، فارغ از نقش های کلیشه ای جنسیتی و احساس تعهد یکسان هردو والد برای کمک درسی به فرزندانشان باشد. از سوی دیگر، این کودکان ممکن است به دلیل تجربه زندگی در خانواده ای که به نوعی متفاوت از «هنجار جامعه» در مفهوم سنتی خانواده است انگیزه پیشرفت بیشتری برای اثبات خودشان داشته باشند.
آیا فرزندان والدین همجنس بیشتر ممکن است که همجنسگرا شوند؟
برای پاسخ به این پرسش باید ابتدا این موضوع در نظر گرفته شود که برخی از فرزندان والدین همجنس از طریق لقاح مصنوعی متولد می شوند، برخی در سنین بالاتر به سرپرستی گرفته میشوند و برخی نیز در واقع فرزند یکی از دو زوج همجنس از رابطه دگرجنسگرایانه قبلی هستند. به این ترتیب، همان گونه که مشاهده می شود، فرزندان والدین همجنس چه از لحاظ وراثتی و چه از نظر تجارب محیطی از یک طیف یکدست و همگون نیستند. با این وجود اغلب مطالعاتی که تا کنون انجام شده نشان داده که تنوع گرایش های جنسی و هویت های جنسیتی در فرزندان والدین همجنس درست مانند سایر جمعیتها است. به عبارت بهتر، زندگی با دو والد همجنس، آن گونه که برخی اصرار دارند، تاثیری بر هویت یابی جنسی این کودکان ندارد.
با این حال عجیب نیست که عده بیشتری از این کودکان در بزرگسالی، به واسطه تجربه زیست شان، بخواهند به سایر امکان های جنسیت و سکشوالیته خود نیز فکر کنند یا در برابر چنین تجاربی با دید بازتری برخورد کنند یا حتی در هویت یابی خودشان، کمتر درگیر کلیشه های رایج جنسی و جنسیتی شوند.
چالش های تربیتی والدین همجنس
این یک واقعیت است که ما در جهانی عمیقا ً دگرجنسگرا محور زندگی میکنیم که در آن مناسبات بر پایه کلیشه های جنسیتی و طبقه بندی بر اساس جنس بیولوژیکی هنوز غالب است. به این ترتیب، هر قدرهم که در درون خانواده این مناسبات مورد نقد قرار گیرند، فرزندان والدین همجنس، برای زیستن در چنین دنیایی و سازگار شدن با آن، نیاز دارند که برخی قواعد بازی را بیاموزند. به طور مثال، کاملا ً محتمل است که دو مادر نتوانند به پسر نوجوان شان درباره حس اندام جنسی بعد از نخستین نعوظ یا دید سایر مردان درباره فلان مدل جدید ریش توصیه ای داشته باشند. همان گونه که دو پدر درباره تجربه بارداری یا پریود چیزی نخواهند داشت که به دختر نوجوان شان بیاموزند. این یک موضوع غیرقابل انکار است. اما نباید ازنظر دور داشت که اولا ً چنین چالش هایی در در بسیاری از دیگر خانواده ها مانند خانواده های تک والدی نیز وجود دارد و ثانیاً هر نوجوانی در شبکه ای از روابط خانوادگی و دوستانه زندگی می¬کند که در آن افراد دیگری اعم از زن و مرد حضور دارند و میتوانند درباره این مسایل به او مستقیم یا غیرمستقیم کمک کنند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)