تمکین چیست؟ چرا الزام به تمکین، خشونت علیه زنان محسوب می‎شود؟ آیا با الزام و اجبار به تمکین، کرامت انسانی زن در نظر گرفته شده است؟ آیا رابطه زناشویی بدون رضایت، تمایل، آمادگی روحی، روانی، جسمی، و خواست زن، تجاوز محسوب می‌ شود؟

واژه «تمکین» در واقع در لغت به معنای تن دادن است و در تعبیر حقوقی، قیام زن به ادای وظایف زوجیت در مقابل شوهر گفته می شود. مطابق ماده ۱۱۰۲ قانون مدنی همین که عقد نکاح به طور صحیح واقع شد روابط زوجیت بین طرفین موجود و حقوق و تکالیف زوجین در مقابل همدیگر بر قرار می شود.

 

قوانین کشور ما برگرفته از فقه اسلامی است  و در این بین قانون مدنی و قانون مجازات اسلامی در مباحث و مواد مختلف تبعیض های بسیار گسترده ای را نسبت به زنان اعمال کرده اند. الزام به تمکین و نادیده گرفتن حق زن بر بدن خویش، یکی از دهها تبعیضی است که در قوانین جمهوری اسلامی نسبت به زنان روا داشته می شود.

در قوانین بسیاری از کشورها، از جمله در ایران، این حق طبیعی زن؛ یعنی داشتن میل شخصی برای برقراری رابطه جنسی با همسر، نادیده گرفته شده است.

الزام به تمکین و اجبار زن به تمکین کردن از شوهر، بدون در نظر گرفتن آمادگی روحی، روانی، عاطفی و جسمیِ او – یعنی نادیده گرفتن میل و احساس زن-  تجاوز به آن زن است. این نوع رابطه جنسی میتواند از لحاظ روحی و حتی جسمی به زن لطمه بزند. حتی گاها ممکن است مرد برای برقراری این نوع روابط جنسی، از خشونت نیز استفاده کند. علاوه بر تمامی اینها، برقراری رابطه جنسی بدون آمادگی روانی، عاطفی و جسمی، می تواند به زن حسِ مورد تجاوز قرار گرفتن را بدهد. در واقع هم تجاوز به جسم و هم تجاوز به روح آن زن است. در این نوع روابط هم جسم و هم روح زن آسیب می‌بیند.

 

در قوانین کشورهای اسلامی – و به طور خاص در کشور ما، ایران، – این حق طبیعی و انسانی زن، یعنی حق مالکیت زن بر بدن خویش و در نظر گرفتن خواست و ارده‎ی زن برای برقراری رابطه زناشویی با همسر- نادیده گرفته شده است. قانونگذار این حق و اجازه را به شوهر میدهد تا در صورت مخالفتِ زن برای برقراری رابطه جنسیِ اجباری و خلاف میل با همسر، حتی از تنبیه ها و مجازات هایی نیز استفاده کند.

 

بنا بر قوانین، اطاعت از نیازهای غریزی مرد از طرف زن واجب است و نا اطاعتی از آن جرم محسوب می‌شود. در قانون مدنی جمهوری اسلامی برای ضمانت اجراییِ این الزام «پرداخت نفقه» به زن در نظر گرفته شده است. بر اساس این قانون در صورت عدم تمکین زن، مرد می‎تواند نفقه پرداخت نکند.

پرداخت نفقه در ازای سکس و داشتن رابطه جنسی و عدم پرداخت آن در صورت نداشتن رابطه جنسی تحقیرآمیزترین حالتِ ممکن برای داشتن یک رابطه است. این قانونِ تحقیرآمیز؛ احساس، علاقه، حرمت، عزت نفس، و کرامت انسانی زنان را نادیده گرفته و  رابطه زناشویی را تا سر حد تن فروشی پایین آورده است. سکس در برابر پول و پول در ازای سکس.

 

مجازاتهای دیگری نیز برای آن درنظر گرفته شده است. یکی از مجازاتها این است که مرد می‌توند و این حق را دارد که ازدواج مجدد انجام دهد. ترساندن زن از ازدواج مجدد همسر، در صورت مخالفت با سکس اجباری بدون علاقه و آمادگی عاطفی، روانی و جسمی؛ نیز نوعی تهدید و خشونت علیه زنان محسوب می شود. این نوع ترس ها و تهدیدها خشونتِ روانی علیه زنان هستند که می توانند ضربه های روحی بسیاری به سلامت روانی زنان بزنند. این برخوردها و اینگونه قوانین نه تنها به زنان ضربه می زند، بلکه سلامت و امنیت روانی جامعه را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. عدم تعهد مردان به زندگی مشترک، داشتن زنان صیغه ای و روابط پنهانی، و چند همسریِ مخفی مردها تنها بخشی از نمود ظاهری این مشکلات هستند.

بسیاری از مردها در ایران و در برخی دیگر از کشورها بی‌اخلاقی و عدم تعهد خود به همسرانشان را با استفاده از همین قوانین توجیه می کنند. در این نوع روابط نه تنها همسر اولِ مرد آسیب می بیند بلکه همسران و زنان صیغه‎ای جدید نیز قربانیان بعدی هوسرانی این مردان میشوند.

 

یکی دیگر از دلایلی که الزام به برقراری رابطه جنسی با همسر، در صورت نبود میل جنسی و آمادگی روانی و جسمی از سوی زن، می تواند برای زن همانند تجاوز محسوب شود  این است که به هنگام برقراری رابطه جنسی به اجبار، تنها به دلیل خواست و تمایل مرد، در این صورت، دیگر مرد شریک عشقی زن در رابطه نیست. مرد در این رابطه، از دید زن یک متجاوز محسوب می شود که به حریم بدن او، بدون خواست و رضایت وی، و تنها برای ارضای میل جنسی خود، وارد شده است. طبیعی است که در بیشتر موارد، به ایجاد حس قربانی شدن، به وجود آمدن حس نفرت در زن و دور شدنِ هر چه بیشتر زن و مرد از یکدیگر می انجامد.

 

آنچه مسلم است این است که خشونت علیه زنان می‎تواند از نوع خشونت خانگی باشد. خشونت خانگی می‌تواند جسمانی، جنسی، روانی یا عاطفی باشد. متاسفانه آنچه از آمارهای تقریبی در جامعه می توان دریافت این است که بیشترین میزان خشونت علیه زنان از سوی خانواده ها و در خانه صورت می‎ گیرد.

نادیده گرفتن شرایط و آمادگی روحی، روانی و جسمی، و خواست  زن برای برقراری یا عدم برقراری رابطه جنسی تجاوز در زناشویی است.

تجاوز در زناشویی یکی از انواع خشونت علیه زنان است که متاسفانه در قوانین مدنی کشور ما و بسیاری دیگر از کشورها جرم محسوب نمیشود.

 

در پایان، این گونه رفتارهای تبعیض آمیز و خشونت آمیز علیه زنان، تجاوز به زن حتی در چهارچوب زناشویی، و نادیده گرفتن حق زن بر بدن خویش؛ می تواند به میزان زیادی بر روی سلامت روحی و روانی زنان و در نتیجه بر روی سلامت و امنیت روانی تمامی افراد جامعه تاثیر منفی داشته باشد.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)