ترکیه در کنفرانس سران عرب حاضر بود و جمهوری اسلامی که پیش از این به عنوان عضو ناظر حاضر می‌شد، این بار غایب بود. این اتفاق به هیچ وجه غیر منتظره نبود، همانطور که اعتراض ایران به واگذاری کرسی سوریه  به نمایندگان انقلاب این کشور نیز غیر منتظره نبود. ایران بلافاصله پس از بیانیه پایانی اجلاس دوحه که تلاش کرد توازنی بین ارتش سوریه و ارتش آزاد ایجاد کند، نقش اتحادیه عرب در پرونده سوریه را مورد نکوهش و سرزنش قرار داد. این اقدام ایران یادآور هشدار ملک عبدالله پادشاه اردن بود که چندی قبل گفت احتمال دارد درگیری‌های منطقه‌ای رخ دهد که نتایج فاجعه‌باری در پی داشته باشد.

پرچم انقلاب سوریه در سالن کنفرانس برافراشته شد و این یک پیروزی سیاسی با دلایل مشخص بود که روند از بین رفتن مشروعیت نظامی را تکمیل کرد که مسکو و تهران دلیل اصلی پایداری‌اش تاکنون بوده‌اند و در برابر هر موضع گیری که مخالف نظر آنها باشد به بهانه «دخالت در امور داخلی یک کشور مستقل» می‌ایستند. این رفتار به همان اندازه که خسته‌کننده شده، دوگانگی و سیاست یک بام و دو هوای متحدان نظام سوریه را از نظر اخلاقی و انسانی نشان می‌دهد در حالیکه انقلابیون سوریه نیز دیگر از وعده‌های توخالی غرب و عمل نکردن به آنها به بهانه چند دستگی در میان اپوزیسیون و نفوذ تندروها در صفوف انقلابیون دچار حالت تنفر شده‌اند.

معاذ الخطیب رهبر اپوزیسیون سوریه به راستی از این امر حیرت‌زده شد که چطور ناتو چند ساعت بعد از سخنرانی او در کنفرانس دوحه، با استفاده از موشک‌های پاتریوت برای جلوگیری از حملات هوایی نظام سوریه به شهرهای این کشور مخالفت کرد. حیرت الخطیب مانند حیرت و ناامیدی بیشتر سوری‌ها از اروپا و آمریکا  است و در نهایت مصوبه اتحادیه عرب در حمایت نظامی از اپوزیسیون سوریه نیز از طرف غرب اجرا نخواهد شد.

سوال اینجاست که آیا کشورهای عربی قانع هستند که باید توازن قدرت در سوریه تغییر کند و به انقلابیون سوریه سلاح لازم برای ادامه مبارزه ارائه شود یا اینکه در نهایت تنها قدمی که برداشته خواهد شد ارسال چند خمپاره‌انداز برای اپوزیسیون است؟

اپوزیسیون سوریه با برسمیت شناخته شدن از طرف کشورهای عربی، دستاورد قابل توجهی داشت. در مقابل نظام سوریه به هیچ وجه قادر به درک حجم تغییراتی که نه تنها در سوریه بلکه در کل منطقه بعد از دو سال درگیری رخ داده، نیست.

واقعیت این است که ابتدا باید منتظر شویم تا توازن قوا در سوریه تغییر کند تا نظام این کشور مجبور شود راه‌حل سیاسی را قبول کند. اما در عین حال، رخدادهای روزمره و تکیه کامل دمشق بر حمایت روسیه، و جمهوری اسلامی  بیانگر چیزی جز یک جنگ داخلی طولانی‌مدت نیست که تازه در این جنگ هم کفه ترازو به سود ارتش دولتی سوریه سنگین است. به همین دلیل معاذ الخطیب اشتباه نکرد وقتی که گفت مخالفت دائمی ناتو با هرگونه دخالت نظامی، پیامی به دولت سوریه است تا هر چه می‌خواهد انجام دهد. سنگین‌تر شدن درگیری‌ها در سوریه قابل پیش‌بینی است و این مردم سوریه هستند که بهای پایداری نظام بشار اسد زیر چتر حمایتی روسیه وجمهوری اسلامی  را می‌دهند.

در این بین، مخالفت مصر، با هرگونه دخالت نظامی در سوریه کاملا نشان داد که نظام جدید مصر، تابع و پیرو آمریکاست و در این پیروی نیز پروایی ندارد تا رفته رفته سوژه «ایجاد توازن قوا در سوریه» تبدیل به عاملی برای تنش میان واشنگتن از یک سو و پاریس و لندن از سوی دیگر شود، در شرایطی که ترکیه و اسراییل قدم بزرگی را در منطقه برداشته و آشتی کرده‌اند.

آیا به زودی شاهد یک درگیری منطقه‌ای ـ جهانی خواهیم بود؟ عرب‌ها و ترک‌ها در نبرد با ایرانی‌ها و روس‌ها در شرایطی که اسراییل مشغول ایجاد کمربند امنیتی و منطقه بی‌طرف در جولان است؟

صحیح است که سوریه، لیبی نیست؛ اما خونریزی هم بدون بها نخواهد ماند. ایران که سوریه را یکی از استان‌های خود به شمار می‌آورد، روزهایی بی‌سابقه را پشت سر می‌گذارد، زیرا در هیچ روزی مانند امروز در حال از دست دادن پایگاه‌های نفوذ خود در منطقه از عراق تا سوریه و لبنان نبود. این نبردی است که سرنوشت «صدور انقلاب» ایران را برای همیشه مشخص می‌کند. هر چه محاصره تهران و در انزوا قرار گرفتن ایران از طرف کشورهای عربی بیشتر شده و انقلاب سوریه پیشروی کند، این سرنوشت زودتر مشخص می‌شود.

رژیم ایران از موضوع واگذاری کرسی سوریه در اتحادیه عرب به مخالفان نظام سوریه به عنوان اهرمی برای ترساندن اتحادیه عرب استفاده خواهد کرد. آیا این همان کاری نبود که معمر قذافی بعد از اعدام صدام حسین انجام داد؟ نفر بعدی کیست؟

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)