مبارزه با دگرباش‌ستیزی : وظیفه‌ای هر روزه: یک کودک دگرباش جهنمی را تجربه می‌کند که بی‌اغراق کمتر گروه تحت ستم دیگری آن را به این سرعت و شدت از سر میگذراند. زورگویی و آزار فیزیکی و جنسی در خانه و مدرسه و جامعه از همان ابتدا با انزوا و طرد و میل به خودکشی از سنین کم همراه می‌شود. پس از دوران وحشت نوجوانی، تازه نوبت به بلوغ می‌رسد و انبوهی از خطرات جدید که در ایران سایۀ بلند چوبۀ #دار فقط یکی از آن‌هاست. حتی اینکه گفته شود #مرگ بدترین حالت ممکن برای دگرباشان جنسی است به قدر کافی گویای شدت ستم بر آنان نیست. شاید فقط نشستن پای درد دل آنان، تصویر درستی از جنایات هرروزه‌ای که علیه‌شان روا داشته می‌شود به ما ‌دهد.

بسیارند دگرباشانی که زیر فشار ترس، تن به هورمون‌تراپی و تیغ جراحی اجباری می‌دهند تا در قوانین حاکم بر ایران حق زیستن پیدا کنند. اما این تازه آغاز داستان است: بالا و پایین رفتن از راهروهای #بهزیستی و دادگاه و مطب روانپزشکان و برای کسب مجوز؛ استفادۀ هورمون‌ها و جراحی‌های بی‌کیفیت و انبوهی از عوارض مهلک. این تازه درحالیست که اگر آن دگرباش شانس بیاورد که بتواند هزینۀ این «درمان»‌ها را از جیبش پرداخت کند. پایان این داستان برای خیلی‌ها افسردگی، عفونت و مرگ در انزوا، خودکشی یا آوارگی است.

پیشروترین بخش طبقۀ کارگر نمی‌تواند در مقام رهبری انقلابی جامعه قرار بگیرد مادامیکه در صف اول دفاع از حقوق تمام اقلیت‌های تحت ستم- از جمله اقلیت‌های جنسی- نباشد. انقلاب لیاقت این نام را ندارد اگر بیشترین توجه را نه فقط به زنان و کودکان، که سایر اقلیتهای تحت ستم از جمله دگرباشان جنسی نکند. با این‌حال رسوخ سنن و مذهب مانعی است در این مسیر. به دلیل اهمیت این موضوع امسال هم تلاش کردیم همچون سال پیش به سهم خود تریبون و صفحاتمان را همچون سال پیش در روز 17 مه، به مبارزه با دگرباش‌ستیزی و تابوهایش اختصاص دهیم و فراتر از آن، انعکاس صدای آنان در فضاهای عمومی و خیابانها باشیم

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)