بیشتر از سه ماه است که از بازداشت فعالان محیط زیست کامیاران می‌گذرد و تقریبا باید گفت که به طور دقیق اتهام آنها مشخص نیست. به جز برخی رسانه‌های دولتی که طبق معمول علت دستگیری آنها را همکاری با گروه‌های به اصطلاح “ضد اتقلاب” عنوان کرده‌اند، علت بازداشت آنها همچنان در هاله‌ای از ابهام است. آن طور هم که از شایعات پیداست قرار است شبکه استانی کردستان مستندی علیه آنها بسازد. شاید اگر به اهمیت حوزه کاری این فعالان، کارکردهای پنهان فعالیت‌هایشان و موضع حکومت جمهوری اسلامی دربرابر چنین فعالیت‌هایی پی ببریم بتوان انگیزه دولت از دستگیری آنها را روشن ساخت.

حوزه‌های فعالیت

فعالیت‌های افراد دستگیر شده را می‌توا عمدتا در بحث تلاش برای جلوگیری از نابودی جنگل‌های بلوط زاگرس و فعالیت‌های دیگر زیست محیطی در کنار این مهم قلمداد کرد. از جمله این فعالیت‌ها می‌توان به کمپین “نه به آتش‌سوزی جگل‌های شاهو” در سال ۹۶، همکاری با انجمن‌های محیط زیستی شهرهای استان کرمانشاه و سنندج در جهت جمع‌آوری زباله‌های برخی مناطق دشت ذهاب سرپل ذهاب و این اوخر هم کمپین بلوط “آشتی” اشاره کرد.

کارکردهای پنهان فعالیت‌های محیط زیستی

در تقویم رسمی جمهوری اسلامی روزهای درختکاری و محیط زیست وجود دارند و در رسانه‌ها و سیستم آموزشی نظام به نحوی تشویق به پاسداری از محیط زیست می‌شود. پس تا اینجای کار زاویه‌ای در رابطه با محیط زیست بین آنچه رژیم برایش تبلیغ می‌کند و آنچه این فعالین محیط زیست در تلاش برای آن هستند وجود ندارد. آنچه باید بررسی کرد به قول مرتون “کارکرد پنهان” پدیده است؛ آن تبعات ناخواسته و کارکردهایی که بدون خواست قبلی شرکت کنندگان در یک فعالیت اجتماعی صورت می‌پذیرد. مهمترین این کارکردها شامل قدرت بسیج فعالیت‌های زیست محیطی و گسترش ایدئولوژی مرکزگریز است که به طور مفصل درمورد آنها توضیح می‌دهیم.

بسیج مردم

فعالیت‌های محیط زیست محیط از چند جهت خصلت‌هایی دارند که قدرت بسیج آنها را بالا می‌برد. اول اینکه این محیط زیست پدیده‌ای است که تصورعمومی این است که بدون واسطه به زندگی همگان وابسته است و سمپاتی با فعالیت‌های زیست محیطی امری پسندیده به شمار میرود. مخصوصا اینکه چون بخش عظیمی از حوزه فعالین محیط زیست کورد به پدیده آتش‌سوزی جنگل‌های زاگروس مربوط میشد درنتیجه اقشاری از مردم به خصوص کسانی که شغلشان دامپروری است (شغلی که در نقاط غیرصنعتی و سرسبز رایج است) برای حراست از محل زندگیشان هم که شده ناچارند که در این حوزه فعالین را همیاری کنند. بحث دیگر مربوط میشود به تقدس خود طبیعت نزد مردم کوردستان. وقتی صحبت از جاذبه‌های گردشگری کوردستان می‌شود طبیعت این سرزمین است که بیشتر از فضای شهری یا آثار باستانی خود را به رخ گردشگران می‌کشد پس بی‌دلیل نیست که مردم نسبت به آنچه فعالین محیط زیست کورد انجام می‌دهند همدلی داشته باشند و آنها را همراهی کنند.
موضوع دیگر ذات فعالیت زیست محیطی است که ممکن است از نظر عامه مردم نسبت به سایر فعالیت‌های مدنی رنگ و بوی امنیتی نداشته باشد چون همانطور که قبلا اشاره شد موضوعی است که خود حاکمیت هم حداقل در ظاهر آن را پسندیده میداند. در نتیجه مردم مشارکت در آن را بدون هزینه و ریسک می‌دانند. تجربه شخصی من به عنوان کسی که در خاموش کردن آتش جنگل‌های بلوط شاهوی کامیاران در مرداد ۹۶ شرکت کرد به من نشان داد که تا چه حد خصلت‌های ذکر شده از فعالیت‌های زیست‌محیطی قدرت بسیج مردم را دارند. افراد عادی بدون سابقه فعالیت مدنی و کارمندان دولتی از محافظه‌کاری بودند که حضور آنها گواه بر این حقایق است. به خاطر دارم وقتی به خانه برگشتم و خانواده محافظه‌کار خودم دست سوخته و صورت و لباس‌های دودی من را دیدند نه تنها من را سرزنش نکردند بلکه خیلی هم از من قدردانی کردند.

گسترش ایدئدلوژی مرکزگریز

اشاره شد که عمده فعالیت فعالین محیط زیست دستگیر شده در رابطه با آتش‌سوزی کوهستان‌های زاگروس بوده است. کوه‌ها در کوردستان از این جهت که پایگاه سنتی مخالفین مسلح کورد بوده و هست برای کوردها بسیار حائز اهمیت است. مثل معروف “کوردها هیچ دوستی ندارند به جز کو‌ه‌ها” از دو جهت قابل تحلیل است. یکی جغرافیای کوهستانی کوردستان و دیگری هم از لحاظ مبارزاتی. در سکانسی از فیلم “سرزمین شیرین فلفلی من” گریلای زن در جواب معلمی که از او علت مبارزه مسلحانه را می‌پرسد، می‌گوید” وقتی تو زن کورد هستی، کوه برای تو آزادیه”. کوه‌های صعب‌العبور کوردستان همواره به مثابه پایگاهی مرکزگریز در برابر حاکمیت دولت‌-ملت‌های منطقه بوده‌اند که تحت تاثیر حکومت مرکزی نبوده‌اند و همچنان ناب بودن خود را حفظ کرده‌اند و محافظی بوده‌اند برای مبارزینی که زیر بار ایدئولوژی دولت مرکزی نرفته‌اند. در نتیجه باید گفت که حداقل برای قشر نخبه کورد، کوه‌های کوردستان مقدس هستند و باید از آنها پاسداری کرد.
در ادبیات نخبه‌های کورد دوگانگی شار (شهر) / شاخ (کوه) نمایانگر مبارزه دوگانگی مبارزه مدنی/مسلحانه است که اتفاقا دومی ارجعیت دارد و باید اولی در خدمت دومی باشد چون از خودگذشتگی دومی بیشتر از اولی به چشم می‌آید. کسانی هم که در شار مبارزه می‌کنند از شاخ سیگنال می‌گیرند چون آنچه که در شاخ می‌گذرد نقطه مقابل مدارس، دانشگاه‌ها و سایر نهادهای تبلیغاتی مستقر در شهر است که دولت درصدد است با استفاده از آنها فضای فکری کوردستان را تسخیر کند. از سوی دیگر تجمعاتی که برای مهار آتش‌سوزی یا نه به آتش‌سوزی صورت می‌گیرند نمودی از خودمدیریتی و مرکزگریزی هستند.

استراتژی سپاه پاسداران

با توجه به نکاتی که به آنها اشاره شد، بعید میدانم که سپاه پاسداران با آن همه امکانات مالی و فکری که در خدمت دارد از این نکات غافل مانده باشد. سپاه پاسداران به عنوان قدرتمندترین نهاد سرکوب یک حکومت مستبد دینی به راحتی نمی‌تواند تجمع خودجوش مردم و خودمدیریتی آنها را برتابد، آن هم در منطقه امنیتی و حساسی مثل کوردستان که خودمدیریتی واژه‌ای بیگانه برای مردمش نیست. سپاه مانور برگزار می‌کند به قصد آتش زدن جنگل‌هایی که به زعم این نهاد محل اختفای گروه‌های مسلح مخالف است، در فاصله کوتاهی تجمع و کمپینی برگزار می‌شود برای مهار آتش و نه گفتن به آتش زدن این جنگل‌ها. برای سپاه پاسداران این نوعی ایستادگی مدنی مردم و سنگ‌اندازی در مسیر سرکوبش است. علاوه بر این، سپاه پاسداران که مخالفانش آن را نهادی مافیایی میدانند، معتقد هستند که سپاه پاسداران به بهانه امنیت به آتش زدن جنگل‌های بلوط کوردستان و جاده‌کشی در دل این جنگل‌ها میپردازد تا از این طریق به زمین‌خواری و قاچاق زغال بپردازد. پس این تجمعات مانعی بر سر راه اهداف اقتصادی سپاه در این مناطق هستند تا آنجایی که حتی مردمی که برای سیاحت می‌روند باید برای رفتن از یک نقطه به نقطه دیگر مجوز داشته باشند (اتفاقی که برای خودم در اردیبهشت ۹۶ رخ داد).
چند سالی است که سپاه به بهانه‌های امنیتی در کوه‌های کوردستان به خصوص شاهو و آژوان جاده و پایگاه احداث کرده است که همین امر بخش زیادی از مراتع و جنگل‌های این کوه‌ها را نابود کرده است. در مسیر این جاده‌ها تابلوهای سازمان عقیدتی سپاه پاسداران به چشم می‌خورد که طبق معمول محتوایشان تبلیغات اسلامی هستند. سپاه درصدد تسلط ایدئولوژیک بر این مناطق است تا مفهوم شاخ یا کوه در ذهن کوردها به کلی دگرگون شود و آن تقدس خود را از دست بدهد، از طرف دیگر حضور قابل توجه پایگاه‌های سپاه در فاصله‌های کم در کنار تابلوهای تبلیغاتی حکومت اسلامی ایران در این مناطق خود این حقیقت را متجلی می‌کند که کوه نیز مانند شهر تحت سیطره فیزیکی و فکری دولت است و مفهوم کوه در ذهن کوردها لوث می‌شود. در نتیجه سپاه هیچ گروه دیگری را برنمی‌تابد که تحت عنوان “بلوط آشتی” یا هر برنامه‌ای دیگر بیاید در این کوه‌ها رقیب فکریش شود.

سخن آخر

فعالین محیط زیستی که در کامیاران دستگیرشدند عمدتا عضو حزب وحدت ملی بودند. حزب وحدت ملی منحصر به فعالیت‌های محیط زیستی نمیشد و کمیته محیط زیستش هم به اندازه بقیه‌ کمیته‌هایش فعال بود. آنچه هم باعث شناخته شدن این حزب در مناطق کوردنشین به خصوص شهرستان کامیاران شد سازماندهی کمک‌های مردمی به مردم زلزله‌زده شهرهای استان کرمانشاه توسط این حزب بود. کمیته‌های دیگری مانند کمیته زنان در این بخش فعال بودند ولی اینکه چرا سپاه آنها را متهم می‌کند که فعالیت‌های محیط زیستی را پوششی برای همکاری با احزاب مسلح کرده‌اند تا از آن طریق به اقداماتی مثل قتل امدادگر حلال احمر، کوهسار فاتحی، دست بزنند را باید در این نکته دید که اولا سپاه میخواهد این پیام را برساند که حتی فعالیت محیط زیستی که به نظر مردم راهی کم هزینه برای فعالیت مدنی هست را برنمی‌تابد غیر از اینکه در چارچوب خود سپاه انجام شود و دوم اینکه با اتهام قتل و استفاده از سلاح مسلح می‌خواهد این پیام را برساند که سنگین‌ترین اتهامات را برای دیگر فعالین مدنی در نظر خواهد گرفت، فعالینی که ریسک کارهایشان شاید بالاتر از فعالیت‌های محیط زیستی باشد. با این به اصطلاح زهرچشم سپاه پاسداران تا مدتی خواهد توانست که تا مدتی فعالیت مدنی در سطح وسیع را به اغما ببرد و در این شرایط نابسامان اقتصادی که دامان کشور را گرفته است، از هرگونه تجمع به گرانی و وضعیت بد اقتصادی جلوگیری کند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)