نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۵ اکتبر ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

«لوح مبارک دنیا» در سال ۱۸۹۱ میلادی در حیفا در زمانی نازل گردید که دو تن از پیروان حضرت بَهاءُالله فقط به خاطرِ اعتقادشان به دیانت بهائی به زندان افتادند. این دو نفر جناب علی اکبر (شهمیرزادی) و حاجی ابوالحسنِ اَمین می باشند که از جانب حضرت بَهاءُالله به عنوانِ «اَیادیِ اَمرُالله» http://www.noghtenazar.org/node/1686 منصوب شدند و این لوحِ مبارک به افتخار ایشان نازل گردیده. کَلِماتی که در این مورد به کار رفته، در زیر آمده:

«اَلنُّورُ وَ البَهآءُ وَ التّکبیرُ وَ الثّناءُ عَلیٰ اَیادیٖ اَمرِهِ الّذینَ بِهِمْ اَشْرَقَ نُورُ الْاِصْطِبارِ وَ ثَبَتَ حُکْمُ الْاِختیارِ لِلهِ المُقتَدِرِ العَزیزِ المُختارِ.» ۳ [مضمون به فارسی: نور و شکوه و جلال و تکبیر و ثناء بر اَیادیِ اَمرَش باد که به واسطۀ ایشان نورِ بردباری اِشراق نمود و حُکمِ اختیار برای خداوندِ مقتدرِ عزیزِ مختار ثابت شد.]

در عینِ این که حضرت بهاءُالله توجّه پیروانشان را به حیاتِ فِداکارانۀ این دو نَفْسِ نَفیس جلب می فرمایند نظر را هم به مقام و منزلتِ میهنِ خویش، ایران، معطوف می فرمایند و در ادامۀ این مطلب مایلند نظر مؤمنین از طریق و مسیری فردی و به جنبۀ (خدمتِ کُلّیِ) جامعۀ بشری متمرکز گردد.

وطنِ حضرت بَهاءُالله ایران است و شرایطی را که در آن ایّام یعنی قرن نوزدهم میلادی بِنَفْسِه شاهد بودند مورد بررسی قرار می دهند.

«ای اَصحابِ ایران، شما مَشارِقِ رَحمت و مَطالِعِ شَفَقَت و مَحَبَّت بوده اید و آفاقِ وُجودْ به نورِ خِرَد و دانشِ شما مُنوّر و مُزیّن بوده، آیا چه شد که به دستِ خود بَر هلاکتِ خود و دوستانِ خود قیام کردید؟» ۴

تمدّن باستانی ایران نقش عظیمی در پیشرفت جامعۀ بشری ایفا نموده. بیانات حضرت بَهاءُالله در میان بسیاری از وقایع تاریخی ممکن است اشاره به نقشی باشد که ایرانیان در آزادیِ عِبرانیان [یهودیان] که به بابِل تبعید شده بودند داشتند. کورش کبیر بود که عِبرانیان را آزاد نموده و به سرزمین خود فرستاد و معبد ایشان را مَرمت و تکمیل کرد و جامعۀ ایشان را شکل داد. تمامی این وقایع هر یک بنوبۀ خود بُعدی تازه در تاریخ بشری به وجود آورد که راه نوع بشر را برای ظهور ادیان مسیحی و اسلام هموار نمودند. ادیانی که مجموعاً بیش از نیمی از ساکنین جهان بدان اعتقاد دارند. حضرت بَهاءُالله مانند مَظاهِرِ ظهورِ [پیامبرانِ] ادیان گذشته اَوامِر و اَحکامشان از بُطونِ ادیان قبل ظاهر گردیده. بیان مبارک که در بالا ذکر گردیده به نظر می رسد همچنین اشاره ای به صدمات و ستمی است که بر حضرت بَهاءُالله و پیروانشان در دوران حیات ایشان وارد آمد. شاید بتوان گفت آنچه را که باید در قدیم گفته می شد و ناگفته مانده بود حضرت بَهاءُالله کاملا بیان فرمودند.

علاوه بر این نکاتِ مربوط به موطن خویش، حضرت بَهاءُالله به مطالبی که در «کتاب اَقدَس» در مورد ایران نازل گردیده اشاره می فرمایند.

«در «کتاب اَقدَس» در ذکرِ اَرضِ طا [طهران] نازل شده آنچه که سببِ اِنتباهِ [بیداریِ] عالَمیانست. ظالم هایِ عالَم حقوقِ اُمَم [مردمان] را غَصب نموده اند و به تمامِ قدرت و قوّت به مُشتَهِیاتِ [خواسته های نَفْسانیِ] نُفوسِ خود مشغول بوده و هستند.» ۵

به نظر می رسد بیانات مبارک گرچه اشاره به ایران است ولی از جهتی نیز خطابی عمومی به جامعۀ بشری می باشد. مطالب ذکر شده دربارۀ ظلم، ستم و بی عدالتی می باشد و این در حالی است که بیاناتِ مُشفِقانه و آرامْ بخشی هم خطاب به وطنِ خویش می فرمایند.

«یا اَرْضَ الطّاءِ لا تَحْزَنیٖ مِنْ شَیْءٍ قَدْ جَعَلَکِ اللهُ مَطْلَعَ فَرَحِ العالَمینَ لَوْ یَشآءُ یُبارِکُ سَریرَکِ بِالّذیٖ یَحْکُمُ بِالعَدلِ وَ یَجْمَعُ اَغْنامَ اللهِ الَّتیٖ تَفَرَّقَتْ مِنَ الذِّئابِ… اِفْرَحیٖ بِمٰا جَعَلَکِ اللهُ اُفُقَ النّورِ بِمٰا وُلِدَ فیٖکِ مَطْلَعُ الظّهُورِ… سَوْفَ تَنْقَلِبُ فیٖکِ الْاُمُورُ وَ یَحْکُمُ عَلَیْکِ جُمْهُورُ النّاسِ… سَوْفَ یَأخُذُکِ الْاِطمینانُ بَعْدَ الاِضْطِرابِ.» ۶ [مضمون به فارسی: ای طهران، از چیزی غمگین مشو. به تحقیق که خداوند تو را محلِّ طلوعِ شادیِ عالمیان قرار داد. اگر خدا بخواهد تختِ تو را به شخصی مبارک می گرداند که به عدل حُکم می کند و گوسفندان خدا [اشاره به مظلومین] ] را که از ستمِ گرگان [اشاره به ظالمین] پراکنده شده اند جمع می کند… شاد باش به خاطرِ این که خداوند تو را اُفُقِ نور قرار داد زیرا مَطلَعِ ظهور [اشاره به حضرت بَهاءُالله که در طهران متولّد و زادگاهِ دینشان ایران است] در تو ولادت یافت… [ای طهران] بزودی امور در تو دگرگون و منقلب می شود و بر تو جمهورِ مردم حُکم می کنند… بزودی بعد از اضطراب تو را اِطمینان می گیرد.]

مضافاً حضرت بَهاءُالله بیانی در مورد ایران در «لوحِ دنیا» که قابل توجّه می باشد می فرمایند.

«آیا چه شده که اَهلِ ایران مَعَ اَسبَقِیَّتِشان [با وجودِ سابقه دار ترین تاریخ] در علوم و فنون حالْ پَست تر از جمیعِ اَحزابِ عالَم مشاهده می شوند؟!» ۷

بدون شکّ ایران در قدیم یکی از مراکز دانش و هنر بوده و متساویاً علومِ ایرانی نفوذی بر یونانِ قدیم داشته. در دورانِ شکوفائیِ دیانتِ اسلام دانشمندان و فلاسفۀ ایرانی عامل پیشرفت دانش در میان جامعۀ بشری گردیدند. در میان این دانشمندان از امام غزّالی و اِبنِ سینا و مُنجّم مشهور الطّوسی و همچنین شاعر، ریاضیدان و مُنجّم معروف عُمَر خیّام و ریاضیدان معتبر خوارزمی که مخترع شمارش دهگانه و لُگاریتم به عالمِ غرب بوده به همراه شاعر عرفانی رومی را می توان از میان بسیاری دیگر نام برد. با توجّه به چنین زمینه ای است که حضرت بَهاءُالله در مورد سقوط اعتبار و عظمت ایران چنین بیاناتی را نازل فرمودند. آن دوران دورانی بود که ستم و فساد و بهره برداری و نفوذِ خارجیان در ایران امری عادّی بود.

این نکات موقعیّت و مقامِ ایران را در کتابی طولانی نیز تحت عنوانِ «رسالۀ مَدَنِیّه»
https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/abdul-baha/secret-d… که در سال ۱۸۷۵ م. حضرت عَبدُالبَهاء خطاب به ایرانیان مرقوم فرمودند مورد توجّه قرار دادند. با مطالعۀ این رساله خواننده قدم به قدم به عواملی که باعث سقوط و یا عظمتِ ملّت ها می گردد پی می برد.

منظورِ حضرت بَهاءُالله از این بیانات، بَرتر شمردنِ ملّتی بر ملّتی دیگر نیست بلکه هدف، همان طوری که در «لوح دنیا» قدم به قدم هدایت می فرمایند جنبۀ عمومی و جهانی دارد.

«خیمۀ اَمرِ اِلهی [دیانتِ اِلهی] عظیم است؛ جمیعِ اَحزابِ عالَم را فرا گرفته و خواهد گرفت.»۸

«این نِدا و این ذِکر [ندای حضرتِ بَهاءُالله و دیانتِ بهائی] مخصوصِ مملکتی و یا مدینه [ای] نبوده و نیست باید اهلِ عالَم طُرّاً [همگی] به آنچه نازل شده و ظاهر گشته تَمَسُّک نمایند تا به آزادیِ حقیقی فائز شوند.» ۹

پاورقی ها:
توجّه: برای «محفوظ بودن حقّ چاپ» به اصل مقاله به انگلیسی مراجعه فرمائید.
(۱). این مقالۀ شمارۀ ۱۸۵ نویسنده می باشد.
(۲).مایکل کِرتوتی به مناسبت جشن دویستمین سالگرد تولّد مبارک حضرت بهاءالله که در ۲۱\۲۲ اکتبر ۲۰۱۷ برگزار می گردد تعهّد شخصی نموده که تا آن روز ۲۰۰ مقاله در مَواضیع مختلفۀ دیانت بهائی بنویسد. برای اصل این مقاله ها به: http://beyondforeignness.org/ مراجعه فرمائید.
(۳). مجموعه اَلواح نازله بعد از کتابِ اَقدَس، لوحِ دنیا، صفحۀ ۴۶.
(۴). ایضاً.
(۵). ایضاً، صفحۀ ۴۷.
(۶). کتاب اَقدَس، بندهای۹۱، ۹۲، ۹۳.
(۷). مجموعه اَلواح نازله بعد از کتابِ اَقدَس، لوحِ دنیا، صفحۀ ۴۸.
(۸). ایضاً، صفحۀ ۴۶.
(۹). ایضاً، صفحۀ ۵۰.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)