شهریورماه سال گذشته گروهی از جوانان تحصیلکرده و فعال در عرصه سیاست دور هم گرد آمدند و شبکه ای۴۰ نفره را تاسیس کردند تا طرحی نو در اندازند. آنها با هم عهد بستند اگر دشمن لشگر انگیزد، دست در دستان هم بنیادش براندازند…
فرشگرد پا به عرصه سیاست گذاشته بود و همین حضور، موجب شعله ورتر شدن آتش امید در دل بسیاری از ایران دوستان گشت. اما دیری نپایید که یاران هر یک به دلیلی، رفته رفته از ادامه حضور انصراف دادند.

اینک – پس از کوچک تر شدن این جمع -زمان آن فرا رسیده است تا با نگاهی واقع گرایانه تر به کارنامه این شبکه جوان ، آن را مورد نقد و بررسی قرار داد و از این رهگذر به کسب تجربه پرداخت.

جایِ خالیِ سخنگو

در نگاه کلی، عملکرد شبکه محورِ فرشگرد، نقطه قوتی محسوب می شود که برآمده از نگاه خلاقانه  و مبتکرانه دانش آموختگان لیبرال ایران در مسیر مبارزاتی است، ساماندهی و سازماندهی یک جمع سیاسی برانداز که منصبی در ساختار آن وجود ندارد و همه از موضعی برابر در یک کار تشکیلاتی منسجم، درصدد نیل به هدفی واحد هستند، ابداعی که تا پیش از آن، از جانب هیچ گروه ،تشکل و یا حزب سیاسی در اپوزسیون رونمایی نشده بود. اما تکثر فکری موجود در میان این نیروها سبب می شود که هر یک بنا به سلیقه فکری خود، مطلبی را به مخاطبین منتقل کند که لزوما برآیند افکار موجود در این جمع نباشد. طبیعی است که این رفتار سلیقه ای در غیاب یک سخنگوی واحد و مشخص، از سوی مخاطبین به کل شبکه تعمیم داده شود. به بیان ساده تر، خطا و حتی سهو هر یک از اعضا، اشتباهی از سوی “شبکه فرشگرد” تلقی می شود. مواضع منفی فعالین سیاسی برانداز و زیر سوال بردن کلیت فرشگرد بدلیل طرح موضوعاتی همچون تقدیس خاندان سلطنتی پهلوی از سوی یکی از اعضای فرشگرد ،  روشن ترین نمونه برای اثبات این موضوع است.

 

جایِ خالیِ مدارا

مرور توییت های برخی از اعضای این شبکه در توییتر و نیز حضورشان در برنامه های تلویزیونی-خبری به عنوان کارشناس، همواره حامل یک پیام مشترک بوده است: فرشگرد، اهل تسامح با هیچ طرز فکری خلاف سلیقه خود نیست!
فضاسازی و جنگ روانی علیه کنشگران سیاسی برانداز از طیف های مختلف اعم از سلطنت طلب،جمهوری خواه،چپ، تحولخواه و حتی شبکه های خبری جریان اصلی حکایت از آن دارد که در نگاه راهبردی فرشگرد نه می توان با دوستان مروت داشت و نه می بایست با دشمنان مدارا نمود! این روحیه خشک و بسته تا جایی پیش می رود که از شکسته شدن انحصار عضویت استنکاف می ورزد و تمایلی به اضافه شدن عضوی مازاد بر این 40 نفر از خود نشان نمی دهد.

نظریه پردازان فرشگرد همچنان درگیر تعارضاتی هستند که از حل آن عاجزند، هنوز این پرسش در اذهان باقی است که چرا  این شبکه در مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی و برای معرفی مرام و مسلک خود، مانیفست پرهیز از خشونت را ارائه می دهد اما در برابر سایر گروه ها و شخصیت های با سابقه آزادیخواه از هیچ خشونت کلامی و ترور روانی، ابایی ندارد؟!

 

جایِ خالیِ استقلال

این حقیقت ، کتمان پذیر نیست که ساختمان فرشگرد بر روی شالوده ای غیر از اعضای خود بنا شد، شخصیت سیاسی این شبکه از بدو تولد، بصورت مستقل رشد نیافت بلکه بطور خودخواسته همواره در سایه شخصیتی شناخته شده همچون شاهزاده رضا پهلوی حرکت کرد. پسربچه ای بازیگوش را تصور کنید که هر از گاهی شیطنتی می کند و سپس پشت پدر سنگر می گیرد. شیطنت ها آنقدر ادامه می یابد که پدر تصمیم می گیرد مشی تربیتی خود را عوض کند تا آماج طعنه اطرافیان آسیب دیده از شیطنت های پسربچه نباشد. اتفاقی که تا حدودی موثر افتاد و سبب شد تا اعضای این شبکه، طلب چک سفید امضای حمایت از جانب شاهزاده را از سر به در کنند اما ناگفته پیداست که بدلیل وابستگی ماهوی فرشگرد، شخصیت سیاسی اش خالی از استقلال خواهد بود.به نظر می رسد بعد از کناره گیری پنج عضو این شبکه در دو برهه زمانی نزدیک به هم، ایده پردازان آن نیاز به بازنگری جدی در تصمیم گیری های قبلی خود دارند چرا که سیستم پویا ، آماده انعطاف برای کم کردن هزینه های احتمالی است! در غیر اینصورت در آینده ای نه چندان دور باید شاهد ریزش هر چه بیشتر اعضای شبکه نوپایی باشیم که نه قدرت کنترل درون شبکه ای دارد، نه اهل مدارا با سایر مبارزین است و نه حاضر است برای خود شخصیتی مستقل دست و پا کند.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)