کلِماتِ فِردوسیه- جهانی بودنِ آنچه که شخصی است (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

سوّم اکتبر ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

جملۀ «جهانی بودنِ آنچه فردی است» را که به نظر می رسد شامل دو نکتۀ متضادّ باشد می توان در «کلِماتِ مبارکۀ فِردوسیه» حضرت بَهاءُالله ملاحظه نمود.

همان طوری که در قبل هم مطالعه کردیم حضرت بَهاءُالله رابطۀ شخصیّتِ انفرادیِ رؤسایِ زمین را با اجرایِ حکومتِ عادلانۀ ایشان مورد سؤال قرار می دهند. اگر حُکّام حقیقتاً تمایلی به اجرای عدالت دارند، حکومتِ عادلانه لازمه اش مقابله با هَویٰ و هَوَسِ فردی است. به دنبالِ تَمنّایِ شخصی بودن نتیجه اش حکومتی است که غیرِ عادلانه خواهد بود.

هرچند حضرت بَهاءُالله بطور عمومی نظراتی جهانی را مدّ نظر داشتند ولی آنچه که در «کلِماتِ مبارکۀ فردوسیه» نازل فرمودند از مسائل مختلفِ شخصی تا جهانی می باشد، در واقع بیانات اوّلیۀ نازله در این لوحِ مبارک خطاباتی است در رفتار فردی.

«اِنَّ الاِنسانَ یَرْتَفِعُ بِاَمانَتِهٖ وَ عِفَّتِهٖ وَ عَقْلِهٖ وَ اَخْلاقِهٖ وَ یَهْبِطُ بِخیانَتِهٖ وَ کِذْبِهٖ وَ جَهْلِهٖ وَ نِفاقِهٖ لَعَمْریٖ لا یَسْمُو الاِنْسانُ بِالزّینَهِ وَ الثَّروَهِ بَلْ بِالآدابِ وَ المَعْرفَهِ.» ۳ [مضمون به فارسی: بدرستی که انسان به امانت و پاکدامنی و درستی و عقل و اخلاقش بلند می گردد و به خیانت و دروغ و نادانی و نفاقش سقوط می کند. قَسَم به جانم انسان به زینت و ثَروت بلند نمی شود بلکه به آداب و معرفت رفیع می گردد.]

«ورقۀ سوّم» [از لوحِ «کلِماتِ فِردوسیه»] به همین مِنوال به رفتارهای شخصی می پردازد:

«لَوْ تَکُونُ ناظِراً اِلَی الفَضلِ ضَعْ ما یَنْفَعُکَ وَ خُذْ ما یَنْتَفِعُ بِهِ العِبادُ وَ اِنْ تَکُنْ ناظِراً اِلَی العَدلِ اخْتَرْ لِدُونِکَ ما تَخْتارُهُ لِنَفْسِکُ.» ۴ [مضمون به فارسی: اگر ناظر به فضلی آنچه را که به خودت نفع می رساند رها کن و آنچه را که بندگان از آن نفع می برند بگیر. و اگر ناظر به عدلی برای غیرِ خودت آن چیز را اختیار کن که برای خودت اختیار می کنی.]

در این بیان مبارک، حضرت بَهاءُالله آنچه را که- فردی- است- به عمومی (جهانی) بودن- مرتبط می فرمایند که آن رفاهِ جامعۀ بشری است. این بیان با بینشی در حدّی اَعْلیٰ جدایی و تقسیمِ ناآگاهانۀ جامعۀ بشری را به جوامع کوچک تری که به هیچ وجه با یکدیگر ارتباطی ندارند مورد سؤال قرار می دهد. مُسلّماً آنچه که هر نفسی اِعمال می کند تأثیراتی بر اطرافیانش خواهد گذاشت و از جنبه ای می توان گفت که بخشی از «حکومت» است که در جامعه حکمفرماست. بیانِ مبارکِ «ضَعْ ما یَنْفَعُکَ وَ خُذْ ما یَنْتَفِعُ بِهِ العِبادُ» آن چیزی نیست که حضرت بَهاءُالله به نَفْسِ بخصوصی فرموده باشند. همان طوری که مجدّداً در مقالات قبل دیده شد این بیان مبارک خطابی به مؤسّساتِ اِداری و مذهبی جامعۀ بشری هم می باشد. ارتباط بسیار نزدیک آنچه که در طبیعت موجود است به یاد آورندۀ بینشِ حضرت بَهاءُالله می باشد که جامعۀ بشری را یک موجودِ طبیعی (مانند هیکلِ انسان) تشبیه فرمودند. رفاهِ افراد و تمامیِ جامعه رابطۀ بسیار تنگاتنگی با یکدیگر دارند که بخش هایی از یک اُلگویِ حقیقی است.

برای تأکید بیش تر به اهمیّتِ رفتار و کردارِ افراد، حضرت بَهاءُالله توجّهِ پیروانِ خویش را به عَواقبِ اعمالِ ناشایسته جلب می فرمایند.

«قُلْنا مِنْ قَبْلُ لَیسَ بَلِیّتیٖ سِجنیٖ وَ ما وَرَدَ عَلَیَّ مِنْ اَعدائیٖ بَلْ عَمَلُ اَحِبّائِیَ الّذینَ یَنسِبُونَ اَنفُسَهُم اِلیٰ نَفْسیٖ وَ یَرْتَکِبُونَ ما یَنُوحُ بِهٖ قَلبیٖ وَ قَلَمیٖ [مضمون به فارسی: از قبل گفتیم رنج و مصیبت من از زندان و آنچه از دشمنانم بر من وارد شده نیست، بلکه از عمل دوستانی از من است که خود را به من نسبت می دهند ولی مرتکب آن چیزی می شوند که قلب و قلمِ من از آن نوحه می کند.] و مُکرّر اَمثالِ این بیاناتْ نازلْ ولکِن غافلین را نفعی نبخشد چه که اسیرِ نَفْسْ و هَویٰ مشاهده می شوند. از حقّ بطلب کُلّ را تأئید فرماید بَر اِنابه [بازگشت] و رُجوع. تا نَفْسْ به مُشْتَهِیاتش [خواهش های نَفْسانی] باقی، جُرم و خطا موجود. اُمید آن که یَدِ بخششِ اِلهی و رحمتِ رَحمانی کُلّ را اَخْذْ نماید و به طِرازِ [زینتِ] عَفو و عطا مُزیّن دارد و همچنین حفظ فرماید از آنچه سببِ تَضییعِ اَمرِ [دینِ] اوست مابَینِ عِبادش.» ۵

مجدّد در این بیان مبارک می توان شاهد همین فرایندِ رابطۀ فرد و رفاهِ جامعه هم بود.

«کلِماتِ فِردوسیه» ارتباط رفتار فردی و دیانت و همچنین دیانت و حکومت را هم مورد نظر قرار می دهد.

در «ورقِ اوّل» [از «کلِماتِ فِردوسیه»] می فرمایند:

«براستی می گویم حفظِ مُبین و حِصنِ مَتین از برای عمومِ اَهلِ عالَم خَشیَهُ الله [ترسِ از خدا بر اساسِ عرفان و عشق] بوده… بَلی در وجودْ آیَتی موجود و آن انسان را از آنچه شایسته و لایق نیست منع می نماید و حِراست می فرماید و نامِ آن را حَیا گذارده اند ولکن این فِقره مخصوص است به معدودی، کُلّ دارایِ این مقام نبوده و نیستند.» ۶

علاوه بر توجّهِ مخصوص به طرزِ رفتارِ روانیِ انسان حضرت بَهاءُالله توجّه را به نقشِ مَذهب در برقراریِ نظمِ جامعه جلب می فرمایند. در واقع حضرتشان از رؤسایِ اَرض و پادشاهان دعوت می کنند که اصول و اساسِ دیانت را محافظه نمایند. مُضافاً این که اهمیّتِ تعلیم و تربیتِ اطفال را هم بر اساس اصولِ دیانت مُتذکّر می گردند. نظمِ جامعه و روحانیّتِ هر فردی از جامعه بستگیِ تامّ با یکدیگر دارد زیرا حقیقتِ اصلیِ دیانتْ بهبودیِ شخصیّتِ نَفْسِ انسانی است.

«قَلَمِ اَعْلیٰ [حضرت بَهاءُالله/ قَلَمِ حضرتشان] در این حیٖنْ مَظاهِرِ قدرت و مَشارِقِ اِقتدار یعنی مُلوک و سَلاطین و رُؤساء و اُمَرا و عُلَما و عُرَفا را نصیحت می فرماید و به دین و به تَمَسُّک به آن وصیّت می نماید. آنست سببِ بزرگ از برای نظمِ جهان و اطمینانِ مَنْ فِی الاِمکان [ساکنان زمین]. سُستیِ اَرکانِ دینْ سببِ قُوّتِ جُهّال و جُرأت و جسارت شده. براستی می گویم آنچه از مقامِ بلندِ دین کاست بر غفلتِ اَشرار افزود و نتیجه بالاخره هَرج و مَرج است. اِسْمَعُوا یا اُولِی الاَبصارِ ثُمَّ اعْتَبِرُوا یا اُولِی الاَنظارِ.» ۷ [مضمون به فارسی: بشنوید ای صاحبان دیده سپس عبرت بگیرید ای صاحبان نظر]

«دارُالتَّعلیم [مَحَلِّ تعلیم و تربیت/ دبستان و…] باید در ابتداء اولاد را به شرائطِ دین تعلیم دهند تا وَعْد وَ وَعیدِ [نوید و بیمِ] مَذکور در کتبِ اِلهی ایشان را از مَناهیٖ [آنچه نَهی شده] منع نماید و به طِرازِ اَوامِر [آنچه اَمر شده] مُزیّن دارد ولکن بقدری که به تَعَصُّب [طرفداری غیرِ منطقی] و حَمِیّۀ جاهلیّه [نَخوَت و خودپرستی و تعصّبِ جاهلانه] مُنجر و مُنتهیٖ نگردد.» ۸

مُتعاقباً حضرت بَهاءُالله از همگی افرادِ جامعه می خواهند که از حکومتِ عادل با رفتارِ نیکِ خویش حمایت نمایند.

«بَر کُلّ اِعانت و مَحَبَّتِ آن وجودِ مبارک [قبلاً اشاره فرموده اند منظور حاکمِ عادلی است که قدرت و ثروت و سِلاح او را از عدل و انصاف محروم نمی سازد] لازم طوُبیٰ لِمَلِکٍ مَلَکَ زِمامَ نَفْسِهٖ وَ غَلَبَ غَضَبَهُ وَ فَضَّلَ العَدْلَ عَلَی الظُّلمِ وَ الْاِنْصافَ عَلَی الاِعْتِسافِ.» ۹ [مضمون به فارسی: خوشا به حالِ پادشاهی که بر زِمامِ نَفْسِ خود مسلّط شد و بر غضبِ خود چیره شد و عدل را بر ظلم و انصاف را بر ستم ترجیح داد.]

پاورقی ها:
توجّه: برای «محفوظ بودن حقّ چاپ» به اصل مقاله به انگلیسی مراجعه فرمائید.
(۱). این مقالۀ شمارۀ ۱۷۴ نویسنده می باشد.
(۲).مایکل کِرتوتی به مناسبت جشن دویستمین سالگرد تولّد مبارک حضرت بهاءالله که در ۲۱\۲۲ اکتبر ۲۰۱۷ برگزار می گردد تعهّد شخصی نموده که تا آن روز ۲۰۰ مقاله در مَواضیع مختلفۀ دیانت بهائی بنویسد. برای اصل این مقاله ها به: http://beyondforeignness.org/ مراجعه فرمائید.
(۳). مجموعه اَلواحِ نازله بعد از کتابِ اَقدَس، لوحِ مبارکِ کلِماتِ فِردوسیه، صفحۀ ۳۰.
(۴). ایضاً، صفحۀ ۳۵.
(۵). ایضاً، صص: ۲۹،۳۰.
(۶). ایضاً، صفحۀ ۳۴.
(۷). ایضاً، صفحۀ ۳۵.
(۸). ایضاً، صفحۀ ۳۷.
(۹). ایضاً، صفحۀ ۳۶.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)