چرخۀ زمان: دنیا به آخِر نرسیده؛ آخِرُ الزَّمان به معنی پایانِ دنیا نیست؛ مفهومِ حقیقیِ رَجعَت و مَعاد (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۲۹ سپتامبر ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

سؤال دیگری را که حضرت بَهاءُالله در «سورۀ وفا» جواب عنایت فرمودند در مورد «رَجعَت» می باشد. پاسخ حضرتشان بطور کلّی انتظارات عموم را دربارۀ آینده (حدّاَقلّ در ادیان ابراهیمی) تغییر می دهد. و آن این است که در «روز قیامت» دنیا به آخر نخواهد رسید.

«فَاعْلَمْ بِاَنَّ العَوْدَ مِثلَ البَدْءِ وَ کَمٰا اَنْتَ تَشْهَدُ البَدْءَ کَذلِکَ فَاشْهَدِ العَوْدَ وَ کُنْ مِنَ الشّاهِدینَ.» ۳ [مضمون به فارسی: پس بدان که عود [بازگشت] مانندِ بَدء [آغاز] است و همان طور که بَدء را ملاحظه می کنی پس عود را ملاحظه کن و از گواه دهندگان باش.]

این پاسخ شاهد است که زمان پدیده ای خطّی نیست که مستقیم پیش رود، بلکه امری متناوب است و به صورت چرخه می باشد.

جهت توضیح بیش تر این مطلبِ حضرت بَهاءُالله به آنچه که حضرت باب در مورد جناب ملّا حسین (اوّل نفسی که به ایشان ایمان آورد) http://noghtenazar.org/node/1612 فرمودند باید توجّه نمود و آن این که جناب ملّا حسین رَجعَتِ حضرت محمّد می باشند. توضیحات مبارک به شرح زیر است:

«فَاشْهَدْ فیٖ ظهورِ نُقطَةِ البَیانِ جَلَّ کِبریائُهُ اِنَّهُ حَکَمَ لِاَوَّلِ مَنْ آمَنَ بِاَنَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ هَلْ یَنْبَغیٖ لِاَحَدٍ اَنْ یَعْتَرِضَ وَ یَقُولَ هٰذٰا عَجَمِیٌّ وَ هُوَ عَرَبِیٌّ اَوْ هٰذٰا سُمِّیَ بِالحُسَیْنِ وَ هُوَ کانَ مُحَمَّداً فِی الاِسمِ لا فَوَ نَفْسِ اللهِ العَلِیِّ العَظیمِ وَ اِنَّ فَطِنَ البَصیرِ لَنْ یَنْظُرَ اِلَی الحُدُودِ وَ الْاَسْماءِ بَلْ یَنْظُرَ بِمٰا کانَ مُحَمَّدٌ عَلَیْهِ وَ هُوَ اَمْرُ اللهِ وَ کَذلِکَ یَنْظُرَ فِی الحُسَیْنِ عَلیٰ ما کانَ عَلَیْهِ مِنْ اَمْرِ اللهِ المُقتَدِرِ المُتَعالِی العَلیمِ الحَکیمِ وَ لَمّا کانَ اَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِاللهِ فِی البَیانِ عَلیٰ ما کانَ عَلَیْهِ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ لِذا حَکَمَ عَلَیْهِ بِاَنَّهُ هُوَ هُوَ اَوْ بِاَنَّهُ عَوْدَهُ وَ رَجْعَهُ وَ هٰذا لَمَقامٌ مُقَدَّسٌ عَنِ الحُدودِ وَ الْاَسْمآءِ لٰایُریٰ فیٖهِمٰا اِلَّا اللهُ الواحِدُ الفَردُ العَلیمُ.» ‌۴ [مضمون به فارسی: پس در ظهور نقطۀ بیان[حضرت باب] جَلَّ کِبریائُه ملاحظه کن که حضرتشان برای اوّلین کسی که ایمان آورد[جناب ملّا حسین بشرویه ای اوّلین کسی که به حضرت باب ایمان آورد] حُکم فرمود که همانا او محمّد رسولِ خداست. آیا شایسته است برای اَحَدی که اِعتراض بکند و بگوید این [ملّا حسین] غیر عرب است و او [حضرت محمّد] عرب است یا این نامش حسین است و او نامش محمّد بود. نه قَسَم به خودِ خداوندِ بلندمرتبۀ عظیم. و بدرستی که فردِ باهوشِ آگاه هرگز به حدود و اسم ها ناظر نیست بلکه ناظر است به آنچه محمّد بر آن بود و آن عبارت است اَمرِ خداوند و همین طور در موردِ [جناب ملّا] حسین ناظر است بر آنچه که او بر آن بود از اَمرِ خداوندِ مقتدرِ علیمِ حکیم و چون اوّل کسی که در بیان [دین بابی] ایمان آورد بر همان امری بود که محمّد رسولُ الله بر آن بود، لذا بر او حُکم فرمود که او [جناب ملّا حسین] عبارت است از او [حضرت محمّد] یا این که [جناب ملّا حسین] بازگشت و رجعتِ او [حضرت محمّد] است و این هرآینه مقامی است مقدّس از حدود و اسم ها و در این دو [حضرت محمّد و جناب ملّا حسین] دیده نمی شود جز خداوندِ واحدِ فردِ علیم.]

منظور از قیام، قیامِ ظاهری نیست بلکه اگر بتوان به نمایشنامه ای روحانی تشبیه نمود در دورانی دیگر و یا چرخۀ دیگر بازیگرانی جدید قیام می کنند. هر هنگام که نمایشنامۀ جدیدی اجرا می گردد، بازیگران متفاوتند ولی نقششان یکی است.

چندین سال قبل هم حضرت بَهاءُالله در «کتابِ مستطابِ ایقان» موضوعِ رَجعَت را مَدِّ نظر قرار دادند. در این قضیه حضرت بَهاءُالله نظر را به آیه ای از قرآن کریم معطوف می فرمایند که مردمانی که در دوران حضرت مُحمّد حیات داشتند به نفوسِ ایّام قبل از حضرتشان (رَجعَت) موسوم گردیده اند.

«و همچنین در آیهٔ دیگر میفرماید تعرّضاً باهل زمان: «وَ کانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَی‌الّذینَ کَفَرُوا فَلَمّا جآءَهُمْ ما عَرَفُوا کَفَرُوا بِهٖ فَلَعْنَةُ اللهِ عَلَی الکافِرینَ» [سورۀ بقره، آيۀ ٨٩] می فرماید: بودند این گروه که با کُفّار مُجاهده و قِتال می نمودند در راه خدا و طلب فتح می نمودند برای نصرتِ اَمرُالله، پس چون آمد ایشان را آن کسی که شناخته بودند کافر شدند به او. پس لعنت خدا بر کافران. حال ملاحظه فرمائید که از آیه چنین مُستَفاد می شود که مردم زمانِ آن حضرت [محمّد] همان مردمی بودند که در عهدِ اَنبیایِ قبل برای ترویج آن شریعت و اِبلاغِ اَمرُالله مجادله و محاربه می نمودند و حال آن که مردم عهدِ عیسی و موسی غیرِ مردمِ زمانِ آن حضرت [محمّد] بودند. و دیگر آن که آن کسی را که از قبل شناخته بودند موسی بود صاحبِ تورات و عیسی بود صاحبِ انجیل. مَعَ ذلِک چرا آن حضرت می فرماید چون آمد به سوی ایشان آن کسی که او را شناخته بودند که عیسی باشد یا موسی، به او کافِر شدند؟ و حال آن که آن حضرت نظر به ظاهر، موسوم به اسم دیگر بودند که محمّد باشد و از مدینهٔ دیگر ظاهر شدند و به لسانِ [زبانِ] دیگر و شرعِ دیگر آمدند. مع ‌ذلِک چگونه حکمِ آیه ثابت می شود و ادراک می گردد؟

حالْ حُکمِ رُجوع را اِدراک فرما که به چه صریحی در خودِ فُرقان [قرآن] نازل شده و اَحَدی تا اَلیوم اِدراکِ آن ننموده. حال چه می فرمائید؟ اگر می فرمائید که آن حضرتْ رَجعَتِ اَنبیایِ قبل بودند چنانچه از آیه مُستَفاد می شود، و همچنین اَصحابِ او هم رَجعَتِ اَصحابِ قبل خواهند بود، چنانچه از آیاتِ مَذکوره هم رَجعَتِ عِبادِ قبل واضح و لائح است. و اگر اِنکار کنند بر خلافِ حُکمِ کتاب که حُجّتِ اَکبَر است قائل شده‌اند. پس همین قِسم حُکمِ رَجْع و بَعْث و حَشْر را در ایّامِ ظهورِ مَظاهِرِ هُویّه [پیامبران] اِدراک نما تا رُجوعِ اَرواحِ مقدّسه را در اَجسادِ صافیهٔ مُنیره به عَینِ رَأس ملاحظه فرمائی و غُبارهای جهل و نَفْسِ ظلمانی را به آبِ رحمتِ عِلمِ رحمانی پاک و مُنزّه نمائی که شاید به قوّتِ یزدانی و هدایتِ سُبحانی و سِراجِ نورانی، سَبیلِ صبحِ هدایت را از شامِ ضَلالتْ تمیز دهی و فرق گذاری.

و دیگر معلومِ آن جناب بوده که حاملانِ اَمانتِ اَحَدیّه که در عَوالِمِ مُلکیّه به حُکمِ جدید و اَمرِ بَدیع ظاهر می شوند چون این اَطیارِ عَرشِ باقی [پرندگان عَرشِ خداوندِ باقی= پیامبرانِ اِلهی] از سَماءِ مَشیَّتِ اِلهی نازل می گردند و جمیع بَر اَمرِ مُبرَمِ [مُحکم] رَبّانی قیام می فرمایند لِهذا حُکمِ یک نَفْسْ و یک ذات را دارند، چه جمیع از کَأسِ مَحَبَّتِ اِلهی شارِبَند و از اَثمارِ شَجَرهٔ توحیدْ مَرزُوق.» ۵

اگر بتوان اِستنباطی صحیح از«رَجعَت» نمود، آیندۀ تاریکِ نامعلوم (که از اِستنباطِ ظاهریِ کلامِ «آخِرُ الزَّمان» بر می آید) به طورِ کُلّی از ذهن پاک می گردد. در توضیحاتِ مأیوس کنندۀ اِنتظاراتِ آخِرُ الزَّمان (که در میان عامّۀ مردم مشهور است) بسیاری از ادیان حقیقتاً معتقدند که فِی الواقِع آخِرِ دنیا خواهد رسید. بینشِ حضرت بَهاءُالله چنین نظریۀ تیره ای را مردود می شمارد. به جای آن حضرت بَهاءُالله می فرمایند:

«جمیع از برایِ اِصلاحِ عالَم خَلق شده اند.» ۶

حال به آسانی می توان دریافت که این بیانِ مبارک تا چه حدّی در ایّامِ حضرت مسیح و حضرت محمّد هم مقرون به صحّت بوده.

نکتۀ قابل توجّه در این مقام این است که زمانْ علاوه بر داشتنِ خاصیّتِ چرخه مُستمراً به جلو هم می رود- شاید بتوان در مورد تعالیمِ حضرت بَهاءُالله از مجموعۀ چرخه و پیشرفت به حرکاتِ حَلزونی و یا مانند پیچ تشبیه نمود که در حال گردش به جلو می رود. لذا ظهورِ مَظهَرِ اَمری جدید[پیامبری جدید] http://noghtenazar.org/node/1763 عاملِ ایجادِ دوره ای جدید و بَدیع می باشد که جامعۀ بشری را هم از نظر مادّی و معنوی توأمان به جلو می برد.

همچنین قابل توجّه این که چرخه بودن زمان چیزی است که در ادیانِ گذشته در شرق با تعالیم حضرت بَهاءُالله مشترک است. علاوه بر آن اگر از آنچه حضرت بَهاءُالله در این مورد بیان فرمودند اِستنباط صحیحی پیدا نمود در بسیاری از ادیان و احادیثِ اِبراهیمی هم تشابهات بسیاری را می توان پیدا کرد.

پاورقی ها:
توجّه: برای «محفوظ بودن حقّ چاپ» به اصل مقاله به انگلیسی مراجعه فرمائید.
(۱). این مقالۀ شمارۀ ۱۷۰ نویسنده می باشد.
(۲).مایکل کِرتوتی به مناسبت جشن دویستمین سالگرد تولّد مبارک حضرت بهاءالله که در ۲۱\۲۲ اکتبر ۲۰۱۷ برگزار می گردد تعهّد شخصی نموده که تا آن روز ۲۰۰ مقاله در مَواضیع مختلفۀ دیانت بهائی بنویسد. برای اصل این مقاله ها به: http://beyondforeignness.org/ مراجعه فرمائید.
(۳). مجموعه اَلواح نازله حضرت بَهاءُالله بعد از کتابِ اَقدَس، سورۀ وفا، صفحۀ ۱۱۳.
(۴). ایضاً، صص: ۱۱۴ـ ۱۱۵.
(۵). کتاب مُستطابِ ایقان.
(۶). منتخباتی از آثارِ حضرت بَهاءُالله، شمارۀ ۱۰۹.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)