جَزیرهُ الخَضْراء و فرشتۀ اَمانت (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۲۵ سپتامبر ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

در لوح مبارک «طِرازات» http://noghtenazar.org/node/1778 حضرت بهاءُالله از پیروان خویش می خواهند که به زیورِ اَمانت مُزیَّن گردند. در زمانی که در «جَزیرهُ الخَضْراء» (باغِ رضوان) تشریف داشتند، حضرت بهاءُالله اشاره به رویائی می فرمایند که در ارتباط با «اَمانت داری» است.

جَزیرهُ الخَضْراء، جزیرۀ کوچکی است که در میان دو شاخۀ نهرِ آبی بود که در نزدیکی شهر عَکّا قرار داشت. به علّت علاقۀ خاصّی که حضرت بهاءُالله به طبیعت داشتند، حضرت عبدُالبهاء قطعه زمینی در آن حوالی اجاره نموده بودند که جَزیرهُ الخَضراء در میان آن بود به این امید که حضرت بهاءُالله که از مَناظرِ طبیعیِ آن که در اثر سالیانِ سال مَسجونیّت محروم بودند، لذّت ببرند. این قطعه زمین با عشق و علاقۀ فراوان به باغی مُشَجَّر و زیبا تبدیل گردید. در ابتدا گل و گیاهان زیبا با خاک مناسب برای گل کاری باید از مناطق دیگر آورده می شد و حتّی گیاهانی از ایران از راه بسیار دور با دقّتی بی نظیر و مواظبت فراوان جهت کاشتن به باغ آورده شد.

جناب طاهرزاده توضیحاتی مفصّل دربارۀ جَزیرهُ الخَضراء که به باغ رضوان (یا نَعَمَیْنْ) هم موسوم است نوشته اند.

«باغ رضوان در جزیرۀ کوچکی قرار گرفته و رودخانۀ باریکی که به دریا می ریزد در این جا دو رشته می شود و آن جزیرۀ کوچک را در بر می گیرد. در زمانِ جَمالِ مُبارک [حضرت بهاءُالله] باغ رضوان باغچه بندی شده بود و در آن بوته های زینتی و درختان میوۀ بسیاری وجود داشت. فوّارۀ آبی هم در‌ آن بود که تمامی باغ را سیراب می کرد. این آب بر روی تخته سنگی که در زیر درختِ توت قرار داشت سرازیر می شد. نهری که در اطراف باغ جریان داشت در حدود چهارده تا پانزده پا پَهنا و سه پا ژَرفا داشت و ماهیان زیاد در آن شناور بودند. کناره های آن به درختان بید مجنون مُزیّن و عطرِ گل های یاسمن و شکوفه های پرتقال در سراسر فضای آن باغ زیبا منتشر بود. بیش تر این زیبائی ها امروز هنوز محفوظ مانده است به جز جریان آب در اطراف که در ایّام اخیر در مسیر دیگری برگردانیده شده است.» ۳

چون جناب طاهرزاده به نحوی زیبا این باغ را در ذهن ترسیم کرده اند، جامعۀ بهائی امروزه توانستند مجدّد باغ رضوان را به همان اسلوب اوّلیۀ زمان حضرت بهاءُالله ایجاد نمایند. حال مجدّد نهری بجای نهرِ اصلی ایجاد گردیده که به اَطرافِ جَزیرۀ خَضراء روان است که دقیقاً به همان نحوی است که در آن دوران بوده.

نظریۀ حضرت بهاءُالله در مورد «اَمانت» که ذکر گردیده، در «اِشراقات» و «طِرازات» نیز آمده که در بیان زیر تشریح گردیده.

«اِنّا نَذْکُرُ لَکَ الاَمانَهَ وَ مَقامَها عِنْدَاللهِ رَبِّکَ وَ رَبِّ العَرْشِ العَظیمِ. اِنّا قَصَدْنا یَوماً مِنَ الاَیّامِ جَزیرَتَنَا الخَضراءَ فَلَمّا وَرَدْنا رَأیْنا اَنْهارَها جارِیَهً وَ اَشجارَها مُلْتَفَّهً وَ کانَتِ الشَّمْسُ تَلْعَبُ فیٖ خِلالِ الاَشجارِ تَوَجَّهْنا اِلَی الیَمینِ رَأیْنا ما لایَتَحَرَّکُ القَلَمُ عَلیٰ ذِکرِهٖ وَ ذِکرِ ما شاهَدَتْ عَیْنُ مَوْلَی الوَریٰ فیٖ ذاکَ المَقامِ الاَلطَفِ الاَشرَفِ المُبارَکِ الاَعْلیٰ. ثُمَّ اَقْبَلنا اِلَی الیَسارِ شاهَدْنا طَلعَهً مِنْ طَلَعاتِ الفِرْدَوسِ الاَعْلیٰ قائِمَهً عَلیٰ عَمودٍ مِنَ النّورِ وَ نادَتْ بِأعْلَی النِّدآءِ یا مَلَأ الاَرضِ وَ السَّماءِ اُنْظُرُوا جَمالیٖ وَ نُوریٖ وَ ظُهُوریٖ وَ اِشراقیٖ تَاللهِ الحَقِّ اَنَا الاَمانَهُ وَ ظُهُورُها وَ حُسْنُها وَ اَجْرٌ لِمَنْ تَمَسَّکَ بِها وَ عَرَفَ شَأنَها وَ مَقامَها وَ تَشَبَّثَ بِذَیْلِها. اَنَا الزِّینَهُ الکُبْریٰ لِاَهْلِ البَهاءِ وَ طِرازُ العِزِّ لِمَنْ فیٖ مَلَکُوتِ الاِنشاءِ وَ اَنَا السَّبَبُ الاَعْظَمُ لِثَرْوَهِ العالَمِ وَ اُفُقُ الاِطمینانِ لِأهْلِ الاِمکانِ. کَذٰلِکَ اَنْزَلْنا لَکَ ما یُقَرِّبُ العِبادَ اِلیٰ مالِکِ الایجادِ. یا اَهْلَ البَهاءِ اِنَّها اَحْسَنُ طِرازٍ لِهَیاکِلِکُمْ وَ اَبْهیٰ اِکلیلٍ لِرُؤُوسِکُمْ خُذُوها اَمْراً مِنْ لَدُنْ آمِرٍ خَبیرٍ.»۴

[مضمون به فارسی: بدرستی که برای تو اَمانت و مقامش را نزدِ خداوندِ پروردگارت و پروردگارِ عَرشِ عظیم بیان می کنیم. بدرستی که روزی از روزها قصدِ جزیرۀ خَضرائِمان [خَضراء= سبز رنگ] را کردیم پس وقتی که وارد شدیم نهرهایش را جاری و درختانش را پُر شاخ و برگ دیدیم و خورشید در میان درختان بازی می کرد. به سمتِ راست توجّه کردیم چیزی را دیدیم که قلم بر ذکرش و ذکرِ آنچه که چشمِ مولای مردمان [از صفات حضرتشان] در آن مقامِ لطیف ترینِ شریف ترینِ مبارکِ بلند مرتبه مشاهده نمود، حرکت نمی کند[از وصفش عاجز است]. سپس به سمتِ چپ رو کردیم جلوه و چهره ای از جلوه های فردوسِ اَعلیٰ را ایستاده بر عمودی از نور دیدیم و آن طلعه به بلندترین ندا فریاد برآورد که ای اَهلِ زمین و آسمان بنگرید زیبایی و نور و ظهور و درخششِ مرا. قَسَم به خداوندِ حقّ مَنَم اَمانت و ظهور و حُسنِ آن و پاداشِ کسی که به آن چنگ زد و شأن و مقامش را شناخت و به دامنش مُتوسّل شد. مَنَم بزرگ ترین زینت برای اَهلِ بَهاء [بهائیان] و زیورِ عزّت و بزرگی برای آنانی که در جهان اند و مَنَم بزرگ ترین علّت برای ثَروتِ جهانیان و اُفُقِ اِطمینان برای اَهلِ عالَم. این چنین برای تو نازل کردیم آنچه را که بندگان را به [خداوندِ] مالِکِ آفرینش نزدیک می سازد. ای اَهلِ بَهاء [بهائیان] بدرستی که اَمانت زیباترین و نیکوترین زینت و زیور برای هَیاکلِ شما و درخشان ترین تاج برای سرهای شماست. آن را بگیرید که این اَمری است از جانبِ [خداوندِ] اَمرکنندۀ بسیار آگاه.]

امانت یکی از خصائصِ عالیۀ اخلاقی است و از این بابت حضرت بهاءُالله نظرشان در این مورد مربوط به صحّتِ اخلاقی جامعه می باشد. اگر هر یک از اَفرادِ بشر نتواند به امانت داریِ همنوع خویش اعتمادی داشته باشد حقیقتاً دیگر بنیانی اساسی برای هیچ جامعه ای باقی نخواهد بود.

مثالی را دربارۀ یک بازی و یا سرگرمی جهت تأکید نکتۀ امانت داری می توان در این مورد به کار گرفت که این بازی به نام «دردسر زندانی ها» (Prisoners Dilemma) نامیده شده. این بازی بر اساس اعتماد و یا عدم اعتماد دو زندانی (بازی کننده) نسبت به یکدیگر است. شرایط بازی به نحوی است که این دو زندانی یا بازی کننده ها به طور دسته جمعی به شرطی موفّق خواهند شد که هر دو با امانت داری و صداقت (و بدون دست زدن به هیچ عمل متقلّبانه ای) یکی از دو زندانی امتیازات بیش تری در این بازی کسب می کند (که به ضرر بازی کننده دیگری است) باز به شرطی که دیگر زندانی امانت دار نباشد. شرایط بازی نشان می دهد که چگونه یک زندانی (بازی کننده) باید به طرز رفتاری صادقانه بازی کند. یکی از محقّقین به نام اَکسِلراد (Axelrod) اوقاتی را دربارۀ تحقیق و مطالعۀ چگونگی و نحوۀ تکاملی در تعداد مکرّر بازی در میان دو بازی کننده نموده. نتایج این مطالعات نشان می دهد که یکی از بازی کننده ها در شرایط بهتری از موفّقیّت خواهد بود اگر هر دو بازی کننده صادق باشند و این امانت داری متقابلاً نتایج موفّقیّت آمیزی را هم برای بازی کنندۀ (هر دو بازی کننده) متقابل خواهد داشت، یعنی کمک، مساعدت و همکاری که نتیجۀ مفید برای هر دو دارد. این بازی طوری است که اگر یکی از بازی کنندگان تقلّب کند در طول بازی نفرِ دوّم هم نهایتاً دست به تقلّب خواهد زد و بِالعَکس. نتیجۀ تلویحی این است که اگر هر دو بازی کننده امانت دار بوده و با وفاداری به بازی ادامه دهند بهترین نتیجه حاصل خواهد شد ولی تقلّب یک نفر اجباراً دیگری را هم به تقلّب وامی دارد.

حال این «بازی» مَثَل و نمونۀ ساده ای است که حقیقتش را در جهان بزرگ تر در رفتارِ انسانی که مورد مطالعاتِ متعدّدی هم قرار گرفته می توان پیدا نمود. این مطالعات دربارۀ اثراتِ تعالیمِ دیانت در رفتارِ «اجتماعی» است. بعضی از مطالعات تجربیات و نظریه ای را نشان می دهد که اگر توجّه نفوس معطوف به عنایتِ حضرتِ پروردگار شود براحتی اثراتِ مثبتی در رفتار همان نفوس مانند امانت داری خواهد داشت.

کاملاً واضح است در چنان محیطی که عَدَمِ صداقت جنبۀ شیوع پیدا نماید نتیجه اش صدماتِ وارد بر تمام افراد جامعه به طورِ کلّی خواهد بود. در چنین شرایط اگر گروه کوچکی در میان همان جامعه تدریجاً بتواند اساس همکاری را در میان گروه خویش ایجاد نماید در عرض مدّت کوتاهی خواهد توانست که جامعۀ وسیع تر را هم تغییر دهد. نکاتی که در مطالعات ذکر شده آمده هدف اثبات این نکته است که رفاه جامعه هنگامی به وجود خواهد آمد که بهبودی در رفتار نفوس در امانت داری به وجود آید.

بُعدِ دیگر در موردِ اَمانت داری و صداقت در بیان حضرت بَهاءُالله این است که اَمانت داری حقیقتی روحانی است. در قسمتی از لوحِ «طِرازات» که در بالا ذکر شده خصیصۀ اَمانت داری به خود شخصیّتِ فرشته خویی می گیرد. این تشبیه خود به خود نشان می دهد که اَمانت داری بمراتب مقامی والاتر از معنای رفتار و کردارِ مادّیِ انسانی دارد. صداقت و اَمانت داریِ مادّی سایه ای است از حقیقتی عمیق و روحانی.

پاورقی ها:
توجّه: برای «محفوظ بودن حقّ چاپ» به اصل مقاله به انگلیسی مراجعه فرمائید.
(۱). این مقالۀ شمارۀ ۱۶۷ نویسنده می باشد.
(۲).مایکل کِرتوتی به مناسبت جشن دویستمین سالگرد تولّد مبارک حضرت بهاءالله که در ۲۱\۲۲ اکتبر ۲۰۱۷ برگزار می گردد تعهّد شخصی نموده که تا آن روز ۲۰۰ مقاله در مَواضیع مختلفۀ دیانت بهائی بنویسد. برای اصل این مقاله ها به: http://beyondforeignness.org/ مراجعه فرمائید.
(۳). نَفَحاتِ ظُهور، جلد چهار، صفحۀ ۱۳.
(۴). مجموعه اَلواح مبارکه نازله بعد از کتابِ اَقدَس، لوحِ طِرازات، صفحۀ ۲۰.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)