1-
کاش می توانستند:
غم هایمان را نیز
نقاشی می کردند
2-
دارم به دنبال سرزمینم می گردم
که کسی دیارم را بشناسد.
وطنم
درنقشه ای
که به شکل گربه است
گم شده است
آیا کسی می شناسداش؟!
3-
خوشه ای
دردل کویرم دارد
جوانه می زند
همین فردا خواهد روئید
وتو
دسته دسته ازاین خوشه های گندم را
برای کودکان مستمند
خواهید چید
4-
زندانهای زیادی
درمن بنا می شوند
توبگو:
درکدامین زندانی؟!
5-
تو را به خدا
دراوج غمگینی ات
توتنها
برایم بخند
من دیگر نمی خواهم.
اندوهگین ببینم ات
6-
اشکهایت را
پاک می کنی
وتو بمن می گوئید:
تا دریا!
چند فرسنگ راه ست؟!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)