شرط می بندم با خواندن تیتر این مطلب تصویر یک چلوکبابی با مخلفاتش در ذهنتان نقش بست و بازهم شرط می بندم با دیدن تصویر فوق ذهنیت تان کاملا تغییر کرد و تعجب کردید. شاید هم بد و بیراهی نثارم کردید که آخر ضعیفه فلان فلان شده، تیتر این مطلب چه ربطی به عکس دارد و کجای این عکس چلوکبابی است؟

 ماجرا چیست؟ خواهم گفت!

این عکس را خوب ببینید. همایون کنار برایان هوک دیده می شود. مهمانی نوروزی وزارت خارجه آمریکا. خیره به بانوی کنار خود و در حال گفتگوی سرپایی با نماینده ویژه وزارت خارجه آمریکا در امور ایران .

شاید بپرسید خُب که چی؟ مثل همایون بسیارند کسانی که در این مراسم حضور دارند و خب سال نوی ایرانی است! و سال هاست این جشن ها برگزار می شود!

اما نه! حرف من چیز دیگر است. کمی به عقب برمی گردیم. نمی دانم کی و کجا بود که شهرام همایون حرفی زد که خوب در ذهنم ماند. چون حرف باارزشی بود. نقل به مضمون می گفت: «تکلیف ایران را باید ایرانی ها در چلوکبابی ها تعیین کنند. نه دیگران در کاخ سفید و کنگره و…»

حرفش ساده تر از آنست که نیاز به تفسیر داشته باشد. او معتقد است فقط مردم ایران حتی ایرانیان خارج از کشور که ممکن است تابعیت کشور غربی را هم داشته باشند می توانند درباره آینده ایران تصمیم بگیرند. این، آن حرفی بود که از همایون برای من یک اپوزیسیون قابل احترام می ساخت. اما حالا با دیدن این عکس کمی نظرم درباره او تغییر کرده.

من شهرام همایون را یک روزنامه نگار مستقلی می دانستم. آدم بی شیله و پیله ای که حرفش را رک می زند. سال هاست از خانواده سلطنتی پهلوی و ولیعهد پیشین رضا، حمایت کرده و به این حمایت، افتخار هم می کند. حتی زمانی که شاهزاده، رسانه های حامی اش را «فکسنی» نامید با وجود ناراحتی بسیار، وفاداری اش به خانواده پهلوی را ثابت کرد.

 به نظرم شهرام همایون یک اپوزیسیون اصول گرا بود که بر سر اصولش محکم ایستاده. و فارغ از مخالفتم با عقاید سیاسی اش او را به همین دلیل تحسین می کردم.
اما ظاهرا قرار نیست آدم ها همیشه یک جور باشند و شهرام خان هم دچار دگردیسی شده است. نمی دانم، یا شاید ناامیدی از تغییر، راهش را به سمت و سوی دیگری کشانده است.

نه برایان هوک ایرانی است نه کاخ سفید چلوکبابی. این که چرا انسان اصول گرایی چون همایون حاضر می شود با کسی هم سخن شود که از عاملان تحریم ایران است جای حرف دارد. شاید بتوان گفت او از اصولش کوتاه آمده. چون سرشت تغییر را در هم قطارانش نمی بیند.

به نظرم حالا دیگر او با بقیه گروههای اپوزیسیون فرقی ندارد. تنها تفاوتش مشرب سیاسی اوست؛ اما در این که همه برای براندازی حکومت دینی در ایران به دامان آمریکائی ها چنگ می زنند دیگر نمی شود میان آنها تفاوتی قائل شد.

اما حرفش هنوز هم درست است. این مردم ایران هستند که باید بین تغییر و تثبیت یکی را انتخاب کنند. هر چند دیگر بوی کباب ایرانی از دهان همایون بر مشام نمی رسد؛ ولی مردم منتظر همایون هم نمی مانند و تغییر از درون جامعه ایران آغاز خواهد شد.

 

رها جنیدی

1398/01/26

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)