بیشترِ حکومت هایِ دیکتاتوریِ تاریخ، دیکتاتوریِ مردان بوده و اگر هم  گاهی درجایی از دنیا دیکتاتوریِ زنانه ای وجود داشته، استثنایی و نه به اندازه ی دیکتاتوریِ مردان پُرآوازه بوده است و گاهی یک دیکتاتورِ زن  حتّا با عنوانِ پادشاهی، فقط سایه ای پُررنگ در برابر نقشِ اصلیِ وزیری مستبد بوده است. حتّا اگر در کشوری زنی در بالایِ حکومت با دیکتاتوری حُکم رانده است، ویژگیِ سُلطه جویی در آدمی، در کُل ویژگی ای مردانه است و نقشِ زنان در بیشترِ دیکتاتوری هایِ دنیا، نقشی در سایه بوده است. امّا در همه ی تاریخ  در هیچ حکومتِ دیکتاتوری همچون دیکتاتوریِ آخوندیِ
جمهوری اسلامی، زن، تحتِ استثمار، تحقیر و بیشتر از  حتّا مردانِ ایران تحتِ ستم، قرار نگرفته است. چون آخوندهایی که در ایران حاکم هستند،بَر مبنایِ آموخته هایشان، زد و بندهایِ پول و قدرت و نیرنگ و  پِندارِشان هیچ ارزشِ خاصّی برای زن، قائل نیستند، با وجودِ واقعیّتی به این روشنی  که نیمی از تمامِ بشریّت زن است.                                   رهبران و گردانندگان و آخوندهایِ جمهوری اسلامی با  تنظیمِ  ستمکارانه ترین  قانون هایِ دنیا و قانون هایِ نانوشته ی در حالِ اِجرا درباره یِ زن ها، مانند کمتر بودنِ دیه ی زن در برابر دیه مرد، نداشتنِ حقّ ِطلاق، محدودیِت انتخابِ پوشش، محدودیت هایِ ورزشی و آموزشی و محدودیت در رسیدن به پست هایِ مدیریتیِ بالایِ همین حکومتِ خرابِ جمهوری اسلامی، با هر ترفندی که توانسته اند زنانِ ایران را حتّا بیش از مردانِ ایران در کنترل و ستم داشته اند و هر اندازه حضورِ اجتماعیِ زنانِ ایران را  فقط به جبرِ زمان و با به خطر افتادنِ حکومتِ خود با جوِّ زمانه، پذیرفته اند. چون، اَوّلَن، چند صد سال است که آخوندها تا توانسته اند سدِّ راهِ پیشرفتِ حرکت و ارزش هایِ وجودیِ زنان شده اند و حتّا این آخوندهایِ فاسد و بدردنخور با ابداعِ قانون هایِ پلیدی مانندِ صیغه، در برده داریِ نوینی در سکوت، هرآنکس را که از زنان توانسته اند در ظاهر کوچک شُمارده اند و در حقیقت آخوندها خودشان را خوارتر کرده اند و نیمی از مردمِ ایران را با بی شرمانه ترین رساله ها و قانون ها، از نیمِ دیگر بیشتر، از زندگی ای آسوده تر و اندیشه ای آزادتر و پیشرفت  باز داشته اند.

دیگر اینکه، وقتی آخوندهایِ بدردنخورِ دیکتاتوریِ جمهوری اسلامی، ابَدَن به فکرِ پیشرفتِ ایران نیستند، با پولِ نفتِ  ایرانِ  مردمِ ایران سلطنت می کنند و فقط  بخشی از مردمِ ایران را در لباسِ اداری  یا نظامی یا اینچنین در خدمتِ خود می خواهند و آنچنان بی ارزش به مردمِ ایران نظر دارند که حاضر نیستند  حتّا مردهایِ ناآخوندِ ایران جایگاهی نزدیکِ یا بالاتر از آخوندها داشته باشند و به ویژه ، به هیچ عنوان حاضر نیستند با رشدِ اجتماعی و آزادیِ معنوی و وجودیِ زنانِ ایران، کار باز هم برایِ رهبران و گردانندگان و آخوندهایِ جمهوری اسلامی، دشوارتر شود و رقیب یا  براَندازهایِ بیشتری در قدرت، برایِ آنها، پدید بیاید. وَ با اینهمه ستمِ  جِنس نه آخوندپرستانه ی رهبران و گردانندِگان و آخوندهایِ دزد و فاسدِ نظامِ  دیکتاتوریِ جمهوری اسلامی در این چهل سال، آنچه زنانِ ایران در باطِن و خلوت و آشکارشان  از سر سرگذرانده اند، آنهمه غمگـُساری، نگرانی و پایداری در سال هایِ جنگ و کاریابیِ پدر و فرزند و برادر و کمبودها و دِلشوره هایِ نابسامانی هایِ پس از جنگ که امروز بسیار بیشتر شده است و بیشترِ زنانِ ایران در این چهل سال اگر بیشتر نه  بی تردید نه کمتر با مردانِ ایران بارِ زندگیِ سختِ این سال هایِ ایران را بر دوش و دِل و سَر داشته اند و زندگیِ اجتماعیِ شایسته ی زن و وجودِ حقیقیِ زن از بزرگترین ترس هایِ آخوندها و رهبران و گردانندگانِ بی ارزشِ نظامِ جمهوری اسلامی بوده که میلیون ها زن و دخترِ ایران را با تحقیر و ستم و در حالی که سرگرمِ تاراجِ پول هایِ نفتِ ایران هستند از شکوفاییِ اِستعدادهایشان محروم کرده اند و زن ها و دخترانِ خودشان را بیرون از قوانین و سنّت هایِ خرابِ جمهوری اسلامی در ناز و نعمت، سَرخوش داشته اند.                                                                    امّا آنچنان که در اینهمه کوششِ زنانِ ایران برایِ حفظِ خانواده و ارزشهایِ زندگی و دگرگونی هایِ اجتماعی در ایران، می توان به روشنی مشاهده کرد، هرچه زمان پیشتر می رود آخوندهایی که اینهمه زنان را کوچک شمارده اند در برابرِ اندازه و ارزش ها و هوشمندی و پایداریِ زنانِ ایران، کوچکتر و کوچکتر می شوند و اگر آینده ی زمان به سویِ آزادی و معنا و عشق و شادمانی است که هست، زن اگر نه بیش از مرد، برابر با مرد، هر اندازه بی ستم خوشبختِ آینده ای آزاد و بی ستم و کاملن برابر خواهد بود، بدونِ آخوندها و جاندارانی اینچنین.  

  – امیر سارم     https://t.me/amirsarempoemsکانالِ تلگرام

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)