سیل ویرانگر با همه شدت و حدت ترسناکی که دارد، سرانجام فروکش خواهد کرد. این بررسی آنچه که از سیل به جا خواهد ماند است که نشان می دهد که در روزهای نخست این سال جدید چه فاجعه ای در ایران رویداده است. خسارتهای وارده بر مردم سیل زده در بیش از ۲۰ استان از ۳۲ استان ایران، حتی با خسارتهای مادی ناشی از ویرانگرترین زلزله های چند دهه اخیر ایران قابل مقایسه نیست. ابعاد خسارتهای و ویرانیهای سیل اخیر و پیامدهای مادی و روانی درازمدت آن بر زندگی مردم بسیار فراتر از ابعاد خسارتهای جانی ناشی از زلزله های جهار دهه اخیر ایران است. وقتی مردم بر سر خانه های ویران شده، مزارع گل و لای گرفته، دامهای تلف شده، زیرساختهای از بین رفته شهر و روستای خود بر میگردند، آنگاه ابعاد فاجعه را با تمام وجود لمس خواهند کرد.

آمارهای اولیه می گویند نزدیک به ۳۰ هزار واحد مسکونی ویران شده و یا تماما غیر قابل سکونت شده اند و ۶۲ هزار واحد مسکونی بدون تعمیرات جدی قابل سکونت نیستند. تصفیه خانه ها، فاضل آبها، سیستمهای آبرسانی، برق، مخابرات، ارتباطات، جاده ها، پلها، در بیش از چهارصد شهر و روستا بطور کامل از بین رفته اند. این یعنی از همین فردای پایان سیل، آب آشامیدنی سالم در این مناطق در دسترس نخواهد بود. یعنی سطح بهداشت که قبل از سیل نیز تعریفی نداشت، اکنون به صفر خواهد رسید. یعنی خطر انتشار بیماریهای مسری مردم را به شدت تهدید خواهد کرد. یعنی خانه های پر شده از گل و لای به مرکز جانوران مختلف تبدیل خواهند شد. یعنی باغها و مزارع گل گرفته با شبکه های آبرسانی ویران شده، برای کشت بهاره و تابستان امسال آماده نخواهند شد. یعنی دامداریها مرغداریها،کارگاهها و مراکز تولیدی محدودی هم که کار میکردند، تعطیل خواهند شد و بیکاری به صد درصد خواهد رسید.

در چنین شرایطی خانه های ویران شده را چه کسی بازسازی خواهد کرد؟ نان و آب این مردم بلازده را چه کسی تامین خواهد کرد؟ ۲۲۰۰ جاده شهری و روستائی ویران شده اند. صدها پل از بین رفته اند. شبکه های برق رسانی تخریب شده اند. منابع مالی برای ترمیم همه اینها از کجا تامین خواهد شد؟ با کمکهای مردمی چند روزی می توان سرکرد، احساس همبستگی ناشی از این کمکها می تواند انسانها را به هم نزدیک کند، اما جای خالی کمبودهای مادی را با احساس نمی توان پر کرد. گذشته از آن مردمی که خود به نان شب محتاج هستند، چگونه می توانند تداوم این کمک ها را تضمین کنند؟ تامین آب و برق و بهداشت و سرپناه در توان کمکهای مردمی نیست.

سوال این است که آیا جمهوری اسلامی برای ترمیم این خرابیها دست به کار خواهد شد؟ لابد دولتیان خواهند گفت که در شرایط محاصره اقتصادی کار زیادی نمی توانند بکنند. گویا توان تکنیکی روبروشدن سریع با این هم مشکلات را ندارند. اگر به فرض چنین است چرا دست از پروژهای نظامی توخالی اما پر هزینه بر نمیدارند؟ چرا دست از دخالتگری های منطقه ای که موجب این محاصره اقتصادی شده است و نه تنها هیچ نفعی برای مردم تهیدست و محروم این کشور ندارد، بلکه بار گرانی است بر دوش آنها، بر نمی دارند؟

با وجود این بگذارید ابتدا راجع به تامین منابع مالی برای بازسازی ویرانی ها بپردازیم. اگر چه برآورد نسبتا دقیقی از میزان خرابی ها و نیاز مادی برای ترمیم آنها هنوز کار آسانی نیست. اما تحمین های اولیه ای که میتواند به حقیقت نزدیک باشد، وجود دارد. حداکثر رقمی که در این مورد در مطبوعات و رسانه های داخلی ذکر میشود حدود ۲۰ هزار میلیارد تومان است. اما این رقم کمتر از یک سوم بودجه اعلام شده رسمی سپاه پاسداران، ارتش و مراکز امنیتی رژیم است. تلویزیون بی بی سی در گزارش پنجم دیماه ۱۳۹۷ خود به نقل از منابع معتبر در ایران می گوید: “کل بودجه تخصیص یافته به نهادهای اصلی نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی به حدود ۶۲ هزار میلیادر تومان می‌رسد و این در حالی است که به دلیل محاصره اقتصادی و کاهش فروش نفت این رقم ۱۶ درصد نسبت به سال گذشته کاهش یافته است.” البته این اعلام رسمی است و چه کسی است نداند که این ارقام تنها بخشی از واقعیت هستند.

در مورد توان فنی و تکنیکی برای جبران هر چه سریع تر خرابیها هم به مردم دروغ میگویند. آنها نمی خواهند همه توان خود را در این زمینه به کار بیاندازند. سپاه پاسداران و ارتش بزرگترین شرکتهای ساخت و ساز خاورمیانه را در اختیار دارند. دهها پروژه بزرگ را در آسیای مرکزی اجرا کرده اند. تقریبا همه شبکه های سد سازی ایران، جاده ها و اتوبان ها، شبکه های انتقال انرژی تسطیح مزارع کشت و صنعت، بعلاوه تاسیس پادگانهای بزرگ ایجاد پناهگاههای وسیع در اعماق زمین برای مصارف نظامی و غیره. همه این پروژه ها را در فواصل زمانی کوتاهی به اجرا در آورده اند.

اما واقعیت این است که آنها نه داوطلبانه یک سوم بودجه رسمی خود را به جبران خسارتهای مردم اختصاص می دهند و نه همه توان فنی خود را به نفع مردم آسیب دیده به کار خواهند انداخت. این تنها فشار مبارزات مردم است که یا آنها را از قدرت به پائین می کشد و با کنترل همه منابع مادی این کشور به جنگ ویرانی ها خواهد رفت و یا ناچارشان خواهد کرد، بخش از آنچه را که از ثروت این مردم و از حاصل رنج و کار طبقه کارگر به یغما برده اند، در خدمت جبران خرابیها به مصرف برسانند. موثرترین کمک به آسیب دیدگان در روزها و ماههای آینده، مشخص کردن مطالبات در این زمینه و تشدید مبارزه، برای تحمیل آنها به رژیم است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)