برکسی پوشیده نیست  ،، که آنچه به اسم سوسیالیسم و کمونیسم در بلوک شرق به اجرا درآمد ،، جدا از وجوه مثبت آن ،، سیستمی ،، مبتنی بر سلب حقوق فردی ،، و منافی با آزادیهای فردی وحقوق اجتماعی افراد بود ،،بعبارتی در بخشهای عظیمی با قوانین حقوق بشر مغایر بود ،، اما شادمانی ، از فروپاشی آن وسلطه سیستم ویرانگر نو لیبرالیسم که خانشی با حقوق بشر ندارد ،، ودست آوردی بجز فقر وفلاکت  در جوامع بشری بوجود نیاورده است ،, خوش آیند  نیست ،، نیولیبرالیسم ،، مرحله پیش‌رفته  نظام استثمار وتبعیض در جامعه بشریست که پس از جنگ جهانی دوم ودر دهه‌های هفتاد ببعد با ظهور مارگارت تاچر، در انگلیس وریگان در آمریکا پا به عرصه وجود نهاد و سپس در تمامی گستره کره خاکی از اروپا ونقاط دیگر جهان سیطره خود را گستراند،، در طول این چند ده ثروت عظیمی  نصیب ،، بخش بسیار کوچکی از مردم جهان ،، طبق گزارش موسسه اکس فام ،، نصف ثروت جهان متمرکز در دست چهل و دو نفر در جهان ،، ودر مجموع بیش از هشتاد درصد ثروت جهان متمرکز در دست یک درصد ساکنان این کره خاکیست ،، یک در صدی که تمرکز ثروتشان ،، با تخریب محیط زیست و  به فقر وفلاکت کشیدن باقی مردمان این کره خاکی پدید آمده ،، تنها در فاصله یکسال ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۸ ،، طبق آمار موسسه اکس فام ،، هیجده درصد به ثروت این یک درصد افزوده شده است ،، این در حالیست که در همین کشور صنعتی و ثروتمند اروپا یعنی آلمان رقم کودکانی که زیر خط فقر زیست میکنند بالغ بر پنج میلیون است،، میتوان حدث زد با احتساب والدین این  کودکان ،، چیزی قریب به پانزده میلیون از جمعیت هشتاد میلیونی این کشور زیر خط فقر زندگی می‌کنند ،، با این ترتیب میتوان تصور کرد  که در کشورهای اروپایی شرقی بازمانده از بلوک شرق سابق میزان فقر وفلاکت به چه میزان است ،، تصور فاجعه ناشی از فقر وفلاکتی که بقیه جهان یعنی بخشهای از آمریکای لاتین و آفریقا و آسیا را در بر می‌گیرد روح آدمی را به لرزه در می آورد،، این بهایست که مردمان این کره خاکی در ازای ثروت اندوزی ،، این یک درصد داده و میدهند ،، در تمامی کشورهای به اصطلاح آزاد و دمکراتیک ،، سیاست موجود همگام وهمراستای این ثروت اندوزی شده است ،، میزان فروش سلاح به کشورهای پیرامونی هر ساله افزایش میابد ،، در این میان آنچه برای کشورهای تولید کننده سلاح بی اهمیت است ،، نغز حقوق بشر توسط حاکمان خریدار اسلحه ،، وجنایتهای جنگی توسط آنان است ،، چنانچه رییس جمهور فرانسه در مقابل خواسته نیروهای دگر اندیش برای جلوگیری از صدور اسلحه به عربستان سعودی ایستاد و به پشتیبانی از صنایع نظامی ،، اجازه ادامه صدور اسلحه را صادر کرد ،، و جلوگیری از آن را ، ، بی خردانه خواند ،، وتسلیم خواست  مالکان  صنایع نظامی شد  ،،این روند در اکثر کشورهای تولید کننده سلاح جاریست ،، در کشور گل و بلبل ژاپن از هر پنج بازنشسته یکنفر  بدلیل فقر و ناتوانی در ادامه زیست ،، مرتکب جرمهای چون دزدی از فروشگاها  میشوند که بتوانند چند سالی در حبس دقدقه تامین غذا ومایحتاج زیست خود را نداشته باشند ،، در دودهه پیش این رقم از هر بیست نفر یک نفر بود که اکنون این رقم به نسبت یک به پنج رسیده است ،،   در کشوری که بزرگترین انقلاب تاریخ در آن رخ داد ،، اکنون پاسخ خواسته های بحق عدالت خواهان جلیقه زرد پوش ،، از دولت نیولیبرالیسم مدعی دموکراسی ،، وحقوق بشر ،، گلولهای پلاستیکیست ،،
دو بازوی نیرومند سیستم سرمایه داری نیولیبرالیسم ،، یعنی صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی ،، با وادار کردن نظام های تحت سلطه کشورهای پیرامونی ،، به پیروی از این سیستم ،، وتوصیه به  خصوصی سازی ،، وبا مقروض نمودم و به فلاکت کشانده توده های عظیم این کشورها ،،‌ وناتوانی آنان در پرداخت بهره وسود این قروض ،، باعث گسترش ،،فقر وفلاکتی بیشتر در این جوامع میشوند،،
نظام های به اصطلاح دمکرات  غرب در تلاش اند که جلو خیزش عظیم ، نسل جوان دانش آموز را که  در تظاهراتی میلیونی در اعتراض به تخریب محیط زیست است،، و جمعه ها خیابان ها را جولانگاه مبارزه خویش میکنند  ،، ممنوع کنند ،، آنهم به اسم اینکه شاگردان اگر هر جمعه بخواهند درسشان را تعطیل کنند برای سال تحصیلیشان زیان آور است ،،  
چه کلاس و آموزشی میتواند آموزش دهنده تر از مبارزه جهت حفظ محیط این کره خاکی برای بازماندگان باشد ،، این دولت ها نگران آن اند که  آموزش و فراگیری نسل جوان ،، در راستای این مبارزه ،،راه را برای دیگر مبارزات  سیاسی اجتماعی ،،مبارزه با فقر وگرسنگی وبی عدالتی  در جهان باز کند ،، چیزی که خواسته سیستم نیولیبرالیسم ودولتهای پشتیبان  نیست ،، 
جهان در حال حاضر بر بستر بسیار پیچیده وبغرنجی قرار دارد ،، از یکسو سیطره بلا منازع سیستم نیولیبرالیسم ،، که نشانه های از ناتوانی ادامه سیطره ،، بعلت شکاف عمیق غنی و فقیر وبهره وری طاقت فرسا از نیروهای انسانی
 
تا جایی که آدمی ابزاری برای سود جویی ست ،، وحیات طبیعی وشخصیش با این سودجوی معاوضه شده است،،
تهدید ونگرانی دایمی از بیکاری مقاومتش را در برابر سودجویانش از بین برده است ،، تشکل‌ها واتحادیه های  صنفی پشتیبانش کانونهای قدرتی شده اند که در چانه زنی برای فروش نیروی کارش  در تعامل با صاحبان ابزار تولید اند   ،،تا جایگاه مادام‌العمری قدرتشان محفوظ بماند ،، وعبارت سندیکاهای زرد لایقشان باشد  ،،  
سقوط بلوکی که خود را پرچمدار سوسیالیسم و کمونیسم می‌دانست نظامی که بی شباهت به کاست طبقاتی بیش نبود ،،در بستر این نظام ،، فرد حزبی از  مزایای فراوان تری بر دیگر افراد جامعه برخوردار بود ،، و طبیعتاً افراد در سطوح بالای حزبی فرمانروای بلا منازع  وانتقاد ناپذیر ،، این نوع سوسیالیسم بر چهار چوب واسکلت احزاب سرمایه‌داری باتفاوت تک حزبی بودنش بنیاد نهاده شده بود و طبیعتاً اعضایش از همان امتیاز احزاب سرمایه‌داری بر خوردار بودند ،، متأسفانه ،، این بلوک بعلت بسته بودنش ،، خیل عظیمی از نیروهای انسانی خواهان عدالت اجتماعی ومبارز خارج از این بلوک در جهان را امیدوار کرده بود وگاها کعبه آمال وانمود میشد ،، 
بدین ترتیب سقوطش ضربه بزرگی به این نیروها در سطح جهان زد وبا آشکار شدن مفاسدش ،، بخش عظیمی از جنبش چپ جهانی دوچار افسردگی که بازتابش هنوز ادامه دارد شد ،، بر بستر سقوط این بلوک،، نظام نیولیبرالیسم ،، که دیگر حیاتش را جاودانه می‌انگارد بی مهابا کمر به حذف رفاه اجتماعی در جامعه نمود و کماکان در این چرخه مستمر است ،، 
چیزی که از دیده نمیتوان پنهانش دانست رشد بی‌نظیر نیروی جوان در این دودهه بر بستر وسایل ارتباط جمعیست ،، رشدی شتابان که میتوان آنرا با رشد بیش ازهشت دهه قیاس نمود ،، این رشد نیروی خلاقه ای بهمراه دارد ،، که آینده ساز جهان ماست ،، نمودارهای آنرا در تظاهرات میلیونی این نیروی جوان در صد کشور جهان برای حفظ محیط حیاتشان  میتوان دید ،،
اکنون مبارزه در راستای عدالت اجتماعی و اقتصادی بینهایت بغرنج وپیچده شده است ،،این مبارزه بسترهای بینهایت فراوان دارد ،، فل مثل مبارزه در راستای محیط زیست یعنی مبارزه با سیستم حاکم که هیچگونه دقدقه ای در این راستا ندارد ،، مبارزه در راستای فقر وگرسنگی ،، یعنی تقسیم عادلانه ثروت جهان برای همه ساکنان این کره خاکی یعنی جلوگیری از جنگ در جهان یعنی بستن صنایع نظامی ،، 
مبارزه برای تحصیل رایگان بمعنی جلوگیری از خصوصی سازی یعنی شنا کردن در جهت خلاف مسیر سیستم نیولیبرالیسم وبانک جهانی ،،
مبارزه برای دست رسی آزاد به حقایق رویدادها در جهان   ،، یعنی مبارزه برای حذف سیطره امپراتوری های مالی و رسانه‌ای وشکست باشگاه های آنان که یک قرن است بیشتر رویدادها وحقایق آنرا جهت منافع سیستم ونظام سرمایه تحریف میکنند وبه شستشوی  ذهن مردم کره خاکی مشغول اند ،،کشف
  اختلاصها وزد و بندهای سیستم نیولیبرالیسم در سطح جهان
مبارزه جهت برابری زن و مرد یعنی سقوط سیطره مرد وحاکمیت  پدرسالانه ای  که نسل‌های جوان در آن راه نداشته اند ،،وهزاره ها مستمر است ،، 
تجارب انقلابات ومبارزات اجتماعی سیاسی  در طول تاریخ بشری جدای از دست آوردهای آموزنده ومفیدش ،، از آنجا که تمرکز قدرت در دست طبقه ای حزبی ،، گروهی ،،ویا فردی متمرکز شده ،، این مبارزات در نهایت به بیراه رفته وگاها آسیب فراوانی به مبارزات عدالت خواهانه جوامع بشری زده است ،، 
قدرت باعث تخریب آدمی می‌شود
این تجارب به ما نشان می‌دهد که مبارزه اجتماعی آنگاه میتواند مسمر ثمر باشد ،، که از تمرکز قدرت جلوگیری شود ،، واین قدرت در بطن جامعه تقسیم شود
راهکار این امر میتواند در جوامع پیرامونی امکان پذیرتر باشد ،، 
یعنی بجای تشکل احزاب ودستجات سیاسی ،، که تشکلی منبعث از چهار چوبهای نظام سرمایه داریست ،، کمر به ایجاد مجالس وپارلمان های محلی اعم از روستا و شهر وایالت  وانتخاب نمایندگانی که پنجاه در صد آنان زنان باشند ،، ودوره نمایندگی آنان بیش از یک دوره نباشد ،، تا از هرگونه تمرکز قدرت جلوگیری شود ،، 
این مجالس وپارلمانهای محلی  اعضایش باید متشکل از تمام اطیاف،، حرف و مشاغل باشند وامر پیشبرد وسازماندهی سیاسی اجتماعی فرهنگی اقتصادی  در حیطه انتخابیه در دست آنان باشد  و مرکز فاقد  هیچگونه دخالت در امور این پارلمانها باشد ،، نظارت بر امر پیشبرد این پارلمان های محلی به عهده وسایل ارتباط جمعی آزاد که امروزه بجهت پیشرفت تکنولوژی امریست آسان تا از هرگونه خطایی جلوگیری شود،،
از درون این پارلمان ها میتوان افرادی را برگزید که در پارلمان کشوری جهت سازماندهی اداره امور کشور در تمامی ضمینه ها مشارکت داشته باشند در درون پارلمان کشوری هم نسبت پنجاه در صدی زنان به اجرا در آید ،، وشرط یک دوره انتخاب بر آنان نیز منطبق شود ،،
بدین ترتیب از تمرکز قدرت در دست گروه فرد ودسته ای جلوگیری خواهد شد وقدرت در بطن جامعه تقسیم میگردد،،
 
بدین ترتیب بنیان دموکراسی واقعی در جامعه ایجاد خواهد شد وریشه های استثمار انسان از انسان  آرام آرام رخت بر خواهد بست ،، راه تغییر در فرهنگها و سنتهای عقب مانده در درون این جوامع از درون آموزش و پرورش میگذرد ،، واین مهم باید به آنان محول شود بدین منظور باید مجرب‌ترین وبا دانش ترین نیرویی که عالیترین مدارج تحصیلی پرورشی و آموزشی مدرن را فراگرفته است واز یک چتر سنجشی روانشناسی گذرانده شده اند به این کار گمارده شوند و دغدغه معیشتی نداشته باشند،، 
باید بیشترین بودجه را به این نیرو اختصاص داد ،،
چنین راهکارهای شاید در شرایط فعلی جهان تخیل گرایانه بنظر آید  
سوال این است که آیا باید همه راههای تکراری گذشته را برای رسیدن به جهانی عادلانه وعاری از استثمار انسان از انسان که بشر پیموده است،، برای خلاصی از این سیستم ونظام مخرب سرمایه‌داری ونولیبرالسم ،، که به نتیجه نرسیده اند تکرار کرد،، 
بدور از تعقل است که پنداشته شود اگر در کشوری بخواهد تحول ذکر شده بالا صورت گیرد سیستم نیولیبرالیسم وامپریالسم جهانی  این اجازه را بدهد ودر تخریبش قدم بر ندارد واز دسیسه های سرنگونی نیروی محرکه این حرکت غافل بماند ،، 
باید بدین اندیشد که راهکار مبارزه در این راه جهانیست ،، 
زمانی میتوان در مقابل امپریالیسم  وسیستم نیولیبرالیسم و نیروهای سرکوبش موفق شد که کارزار جهانی صورت گیرد ،، مستلزم همیاری ،، هم فکری ،، و پشتیبانی هر نیروی مترقی در هر نقطه این کره خاکی،، که خواهان گسستن نظم موجود است می‌باشد  ،، این مبارزه عرصه های بینهایت گوناگون ومتغیر دارد ،، فل مثل پشتیبانی از حرکت جهانی دانش آموزان در دفاع از محیط زیست ،، میتواند ضربه‌ای بر بیشمار صنایع مخرب محیط زیست از جمله صنایع نظامی باشد ،، 
تظاهرات جهانی برای تغییر و دگرگونی قوانین درون سازمان ملل      از جمله حذف حق وتو ،، 
پشتیبانی از هرنیروی که در هر گوشه این کره خاکی برای دمکراسی وحقوق خود قیام کرده یا میکنند و همکاری ومشاورت بقیه نیروهای ترقی خواه در گوشه و کنار این جهان ،، 
فل مثل پشتیبانی از خواست جلیقه زرد ها در کشور فرانسه و پشتیبانی آنان،، 
تظاهرات علیه جنگ ، وخواست انحلال سازمان نظامی ناتو ،،که مخارج سالیانه آن میتواند کل قاره آفریقا را از فقر وگرسنگی برهاند،، سازمان دهی چنین مبارزاتی جز از راه پیوستن و پشتیبانی همه نیروهای مترقی جهان بهم امکان پذیر نیست ،، با چنین اتحاد و همبستگی جهانیست که میتوان نظم موجود را شکست وراه را برای پیشرفت جوامع بشری هموار کرد،،
وجدان نیروهای آگاه ومبارز جهان نمی‌تواند نظاره‌گر ادامه وضع موجود در جهان فعلی با تخریبی که در تمام عرصه‌های انسانی محیط زیست،، فقر،، گرسنگی ،،‌وشکاف فقیر و غنی  ونابودی این کره خاکی ست باشد 
این امر این نیروها را موظف میکند که برای نجات بشر از چنگالی که در آن گرفتار آمده است دست در دست هم برای رهایی بدهند،،
اینها سرفصلهای موضوعاتی بود که بدان اشاره شد ،، این نوشته گنجایش پرداختن مفصل به هریک از این سر فصل هارا ندارد ،، ومن دانش پرداختن به تک‌تک این موضوعات را ندارم پرداختن بر هر کدام از این سر فصلها نیروهای انسانی متخصص در عرصه های سیاسی، اجتماعی، روانشناسی اجتماعی ،، فلسفی ،، تکنولوژی  متخصصین ،،اقتصادی ،، و علوم فرهنگی را میطلبد که کاریست جمعی واز عهده یک مجموعه کوچکی بر نخواهد آمد،،  
 
نقدتان به این نگارش باعث شکوفایی این حقیر وراهی برای تبادل نظر خواهد شد ، که امیدوارم بی نصیبم نگذارید
سپاسگزارم  
لطفاً در باز پخش این نوشتار کوتاهی نکنید متشکرم 
 
نوروزتان نوروز 
 اول فروردین ۱۳۹۸
 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)