هر وقت یک حکوتِ دیکتاتوری نمی تواند واقعیّتی را که برایَش زیانبار است نابود کند، آن را تفسیر می کند. یعنی اینکه آن واقعیّت را به صورتِ آنچه که امکان دارد باشد و به سودِ آن دیکتاتوری است یا خطری را از آن دور می کند، بیان می کند و بر باوراندَنِ آن پافشاری می کند. و ازآنجا که هیچ مرگ و زندگی یا هیچ نابودی و پیدایشی و به همین ترتیب پیداییِ هیچ کتابِ دینی در زندگیِ بشر، بیرون از خواستِ زمان نیست، نخستین تفسیرهایِ قرآن در سرزمین هایِ اسلامی، به پیروی از روشِ یهودیان و مسیحیان که پیش از آنها تفسیرهایِ بسیاری بر تورات و اِنجیل، نوشته بودند و برخی از مسلمانان آرزو داشتند که چنین تفسیرهایی درباره ی قرآن هم، نوشته شود، به وجود آمد. امّا تفاوت هایِ زمانیِ پیداییِ تورات و اِنجیل و قرآن، تفاوت هایِ شکلی و ساختاری نیز برایِ این کتاب ها، پدید آورده بود. مثَلَن میانِ  بخش هایی از تورات با بخش های دیگرِ این کتاب، هزار سال فاصله بود و یا مَثَلن، تفاوت هایِ ساختاریِ انجیلِ به روایتِ یوحنّا با اِنجیل به روایتِ مَتّا، هم در موردِ تورات و هم در موردِ انجیل، بسترِ تفسیر را برایِ هر دو کتاب، فراهم آورد بود و در موردِ ویژگیِ هایِ ساختاری و زمانیِ گردآوریِ قرآن، شَرط ها اینگونه نبود و قرآن به دلیل هایِ کاملن دستوری و فَنّی، هیچ نیازی به تفسیر نداشت و امروزه نیز ندارد. فقط در هر دوره ای، ممکن است به سببِ نیاز به توضیحِ مثلن برخی آدم ها یا رویدادهایِ تاریخیِ نا آشنا، نیاز به توضیح ،یعنی  بیانِ آنچه که بوده یا هست و نه آنگونه که در تفسیر، روش بر اساسِ بیانِ آنچه که شاید آنگونه یا اینگونه بوده یا می توانسته باشد، است. بنابر این همه ی تفسیرهایِ قرآن را مگر آنها که ارزشِ ادبی یا تاریخی دارند، می توان کنار گذاشت و هرکس می تواند قرآن را بخواند و در مورد درستی یا انتخابِ آن تصمیم بگیرد و اگر کسی یا ماجرایی را نشناخت در موردش امروزه به آسانی، جستجو کند. آخوندهایِ نظامِ دیکتاتوریِ جمهوری اسلامی و آخوندهایِ پیش از آنان هم، چون نمی توانستند بخش هایی از قرآن را مثلن آنجا که آمده:“در دین، اجباری نیست” حذف کنند یا چیزها و کسانی را که می خواهند واردِ  قرآن کنند، هر افسانه و دروغ و نیرنگ و اشتباه و دلیل هایِ جعلی برایِ زورگویی و جنایت و انواعی از بی ارزش ترین خیالپردازی ها را، به نام و با روشِ تفسیر با ریایِ تمام، به قرآن آلاییدند و بر اساسِ آن برایِ سُلطه بر فکرِ آدم ها و ویران کردنِ زندگیِ مردم ایران و سرزمین هایی دیگر، حرکت کردند. این روش، روشِ پایه ای آخوندها و رهبران و گردانندگانِ جمهوریِ اسلامی در برابرِ هر واقعیّت و حقیقت و هر گونه آگاهی و خبر است. مثلن در پخشِ اخبار از تلویزیونِ جمهوری اسلامی ، هر خبری را که بتوانند حذف می کنند، هر خبری را که بتوانند تحریف می کنند و اگر خبری را نتوانند، نه حذف و نه تحریف کنند، خبر را آنگونه که می خواهند، تفسیر می کنند چون دزدهایِ حاکم بر ایران از هر خبر و حقیقت و  واقعیّت و از هر آگاهیِ مردم در هراس اند.

         –  امیر سارم    https://t.me/amirsarempoemsکانالِ تلگرام

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)