بنا به گزارش خبرگزاری حکومتی ایلنا در روزهای دو شنبه و سه شنبه ۲۰ و ۲۱ اسفند ماه، به دلیل نبود امکانات ایمنی لازم در محیط کار، دستکم ۴ کارگر جان خود را از دست دادند و ۵ تن از کارگران نیز مصدوم شدند. بنا به این گزارش، روز سه شنبه در جریان وقوع آتش‌ سوزی در یک کارگاه مبل سازی در جنوب تهران، یک کارگر۲۷ ساله جان خود را از دست داد و کارگر دیگر مصدوم شد.

طبق گزارش دیگری بعد از ظهر روز دوشنبه ۲۰ اسفند یکی از کارگران شرکت دانه بندی واقع در شهرستان شازند هنگام کار در حلزونی ماسه شوری گیر کرد و در دم جان خود را از دست داد. همچنین روز دوشنبه، در سایه فقدان ایمنی محیط کار، ۵ کارگر بر اثر آتش سوزی یک شرکت تولید کننده چسب واقع در شهر صنعتی البرز در استان قزوین دچار حادثه شدند. در این حادثه نیز ۴ تن از کارگران مصدوم و یکی دیگر از کارگران جان خود را از دست داد. بنا به خبری دیگر در همین روز یک کارگر درحین کار دریک ساختمان درحال احداث واقع در کوچه مسجد حاجی ویسی بانه براثرسقوط از ارتفاع، جانش را ازدست داد.

این خبرهای دلخراش فقط گوشه ای از سوانح ناشی از نبود وسایل ایمنی در محیط های کار در گوشه و کنار ایران را منعکس می کنند. موارد زیادی از اخبار مربوط به حوادث محیط کار هرگز گزارش نمی شوند یا به ستون اخبار روزنامه ها راه نمی یابند. بر اساس پژوهش های انجام گرفته در سالهای اخیر به دلیل تشدید استثمار کارگران و افزایش مشکلات معیشتی و فقدان وسائل ایمنی، حوادث محیط کار افزایش پیدا کرده و بطور میانگین روزانه شش کارگر جان خود را از دست می دهند.

بنا به گزارش اداره کل روابط عمومی سازمان پزشکی قانونی کشور ظرف ده سال یعنی از ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۶ خورشیدی، ۱۵ هزار و ۹۹۷ نفر در حوادث ناشی از کار جان خود را از دست داده اند. از سوی دیگر بنا به گفته مدیرکل پزشکی قانونی استان تهران امسال طی هشت ماه، ۲۹۱ مورد فوت ناشی از حوادث کار به مراکز پزشکی قانونی این استان ارجاع شده است که این میزان در مقایسه با مدت مشابه سال ۹۶ که تعداد فوت ناشی از حوادث کار ۲۶۱ نفر اعلام شده بود، ۱۱ درصد افزایش یافته است. همچنین بر اساس اعلام مدیرکل پزشکی قانونی استان اصفهان، آمار مصدومان ناشی از حوادث کار تا پایان مهر ماه سال جاری نسبت به مدت مشابه سال قبل، ۸ درصد افزایش داشته است.

در همانحال بازرس کانون کارگران ساختمانی سراسر کشور در ارتباط با سوانح محل های کار گفته است: “پنجاه درصدِ حوادث منجر به فوت در بخش ” ساختمان ” است.” این سخنان بیانگر آن است که کارگران ساختمانی بیش از سایر بخش های طبقه کارگر در معرض خطر و آسیب دیدگی قرار دارند. طبق آمار انتشار یافته، در بخش ساختمان سازی سالانه حدود پانزده هزار حادثه بوقوع می پیوندد. آمارهای “سازمان تأمین اجتماعی، و مرکز آمار ایران ” حاکی از آن هستند که، از هر سه کارگر ساختمانی، تنها یک نفرِ آنان به سن بازنشستگی میرسد و دو نفر دیگر، اگر شانس بیاورند و از مرگ رهایی یابند، معلول و از کار افتاده می شوند.

لازم به ذکر است، اعتراضات کارگرانِ این رشته جهت پرداخت حق بیمه، و یا تهیه ی ابزار و تجهیزات ایمنی، به دلائلی از جمله پراکنده بودن، ممانعت از متشکل شدن در تشکل های مستقل و طبقاتی، و همچنین خارج بودن آنها از شمول قانونِ کار ضد کارگری رژیمِ اسلامی، تا کنون دستاورد چندانی در پی نداشته است.

آنچه روشن است، نه تنها در بخش کار ساختمانی بلکه در اکثر محیط های کار و تولیدِ کشور سطح استانداردهای ایمنی بسیار نازل است و همواره خطر مرگ، مصدومیت و نقص عضو، و یا ابتلاء به انواع بیماری های مهلک و کشنده، جان و حیات کارگران را تهدید می کند. با این وجود مدیران و مسئولینِ دوائر ذیربط هر حادثه ای در کارگاهها، کارخانه ها و دیگر مراکز کار را به سهل انگاری و بی احتیاطی کارگران ربط می دهند، و نه به فقدان اسباب و ادوات ایمنی و یا غیر استاندارد بودن محل های کار و فشارهای مضاعف کار که به خستگی و بهم ریختن حواس و تعادل فکری کارگران می انجامد.

اما یک ارزیابی کارشناسانه و بی غرض از رویدادها، این حقیقت را اثبات می نماید که همه این قربانی ها ناشی از سودجویی، حرص و طمع کارفرمایان و دولت حامی آنان می باشد. کارفرمایان حاضر نیستند که بخشی از سودی را که از خون کارگران می مکند را هزینه تأمین ایمنی محیط کار کنند و رژیم جمهوری اسلامی هم تداوم استثمار کارگران در این شرایط بردگی آور را برای آنان تضمین کرده است. بنابراین کارگران باید کارفرما و دولت را مسبب اصلی وقوع حادثه محیط کار بدانند. هر تک مورد از حوادث ناشی از ناامنی محیط کار، باید در ردیف یک جرم جنایی تلقی شود و کارفرمایان و ارگان های دولتی ذیربط باید موأخذه شوند.

واقعیت این است که کارفرمایان از سر سودپرستی و حرص و آزی که دارند، نه تمایلی به بهبود امنیت محیط کار دارند و نه نگران از دست دادن کارگران در نتیجه رویدادهای محیط ناامن کار می باشند. اینها حتی این نگرانی را هم ندارند، که کارگرانی از بیم جان شغلشان را رها کنند. چون می دانند هر آن که اراده کنند می توانند از میان خیل میلیونی ارتش ذخیره کار، کارگران دیگری را به کار گمارند و در همان محل و محیط غیر استاندارد و ناامن کار، هر کار شاقی را به آنان تحمیل کنند.

بنابراین تا زمانی که خروش انقلاب کارگران و مردم زحمتکش بساط رژیم جمهوری اسلامی و نطام سرمایه داری را درهم نپیچیده است، این خود کارگران هستند که باید به فکر خویش باشند و با اتکاء به مبارزات متشکل و نقشه مند خود کارفرمایان و دولت را وادار به تأمین امنیت محیط کار خود بنمایند.

تأمین ایمنی محیط کار هم مثل هر مطالبه دیگری تنها به ضرب مبارزه و همبستگی طبقاتی کارگران به سرمایه داران و دولت حامی آنان تحمیل می شود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)