گزارشهای تکان دهنده ای از مناطق زلزله زده استان کرمانشاه می رسد. از آبانماه سال ۱۳۹۶ تا آذرماه سال ۱۳۹۷ سه بار زلزله شدید استان کرمانشاه را لرزاند و ویرانی بسیار و تلفات انسانی جانکاهی بر جای نهاد. تازه ترین گزارش های میدانی رسیده از مناطق زلزله زده حاکی است که با وجود گذشت ۱۶ ماه از وقوع نخستین زلزله ،مردم آسیب دیده هنوز در شرایط بسیار دشواری زندگی می کنند. تنها در شهرستان در سرپل ذهاب بیش از ۵۰۰۰ واحد مسکونی بر اثر زلزله آسیب دیده‌اند. نه تنها کار بازسازی ویرانیها در این منطقه پیشرفت چندانی نکرده است، بلکه حتی کانکس کافی هم در اختیار زلزله زدگان قرار نگرفته است، بطوریکه تنها ۷۰۰ کانکس در این منطقه نصب شده ‌است و هزاران خانواده همچنان در چادر زندگی می کنند. در منطقه ایی که کانکسها نصب شده اند، برای هر ۴۰ کانکس یک توالت عمومی وجود دارد و ساکنان به آب گرم دسترسی ندارند.

بیشتر آنها در داخل توالتها حمام می کنند. دولت ادعا می کند که ملزومات باز سازی منازل ویران شده زلزله زدگان را فراهم کرده است. اما این ادعا واقعیت ندارد. جمهوری اسلامی تنها اعلام کرده است که به مردم زلزله زده برای بازسازی خانه هایشان وام خواهد داد.

اما اولا، هر کس با بروکراسی پیچیده و عریض و طویل جمهوری اسلامی آشنا باشد، می داند که جریان گرفتن وام از چه مسیر پر دردسری می گذرد.

اما، ثانیا و مهمتر از آن، مردم کارگر و زحمتکشی که پس از سالها، با درآمدی ناچیز و با زدن از نان شب شان، سرپناهی ساخته اند، اکنون در حالیکه همه چیز خود را نیز از دست داده اند، چگونه قادر به بازپرداخت اقساط چنین وامی خواهند شد؟

ثالثا، بناهای زیادی از هر طرف دیده می شوند که به ناچار نیمه کاره رها شده اند. وام های ۳۰ تا ۴۰ ملیون تومانی که رژیم در اختیار زلزله زدگان قرار می دهد با توجه به پائین آمدن ارزش پول ایران، حتی برای پی ریزی پایه های ساختمان نیز کافی نیست. خانه های سست بنیادی که در چهارچوب پروژه مسکن مهر ساخته شده بودند، در این زلزله ها امتحان خود را پس دادند به خرابه هائی تبدیل شده اند.اما دولت حتی هزینه بازسازی این خانه ها را هم بر عهده زلزله زدگان گذاشته است. 

حجم کم سابقه ایی از کمکهای مردمی که از سرتاسر ایران به سوی این منطقه روان شد، بدون شک می توانست در تخفیف دردها و خساراتی که بر مردم این منطقه وارد شده بود، بسیار موثر باشد. اما در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی با وقوع هر حادثه ای از این نوع از سویی مردم بسیاری یا جانشان را از دست می دهند و یا از هستی ساقط می شوند و از سوی دیگر بساط غارت و چپاول و فساد در دستگاه حکومتی پهن می گردد و دزدان و غارتگران در اوج بی رحمی فرصت طلبانه کمک های مردمی را به غارت می برند. واقعیت این است تا زمانی که این رژیم فاسد، جنایتکار بر سر کار باشد، هر بلای طبیعی می تواند به فاجعه ای دوچندان پر تلفات تبدیل شود. 

عوارض ناشی از زلزله با همه ویرانگریش تا حدود زیادی قابل کنترل است. اگر بودجه ای که صرف پروژه های نظامی رژیم و گسترش نیروهای سرکوبگر مردم می شود، برای مقاوم سازی شهر و ساختمان ها به کار رود، اگر با صرف بودجه لازم و کافی امور شهرسازی و ساختمان سازی با بهره گیری از نتایج تحقیقات علمی در حوزه زمین شناسی اجرا گردد، اگر دست دزدهای حکومتی کوتاه شود، اگر مردم تهیدست به جای اینکه در خانه های فقیرانه و رو به ویران زندگی کنند، از مسکن مناسب برخوردار باشند و سرانجام اگر یک سیستم امداد رسانی با امکانات کافی وجود داشته باشد تا در هنگام رویداد طبیعی به سرعت و با توانایی لازم وارد عمل شود؛ با بودجه و امکانات بسیار کمتر از هزینه های گزاف امداد رسانی و جبران خسارت های مادی، می توان تلفات و خسارات را به حداقل ممکن رساند. 

با همه اینها امروز رژیم جمهوری اسلامی موظف است که همه خسارتهای ناشی از زلزله در استان کرمانشاه را برای مردم زحمتکش و تهیدست این منطقه جبران کند. وام دادن به مردمی که همه چیز خود را از دست داده اند بی معنی است. این حق طبیعی این مردم است که از سرپناه مناسب و آنچنان ایمنی برخوردار باشند که بتوانند شبها بدون دلهره سر بر بالین نهند. دولت خود باید راسا کار بازسازی خانه های ویران شده را به سرعت به پایان برساند. دولت باید تمام امکاناتی را که در این فاصله آنها را در مقابل سرما و باد و باران محافظت می کند و سلامتی و بهداشتشان را تضمین می کند، در اختیارشان بگذارد.

آیا برآوردن چنین خواسته های اولیه ای در توان جمهوری اسلامی نیست؟ بدون شک این رژیم امکاناتی بسیار بیش از این را نیز در اختیار دارد. رژیمی که با درآمدی که از رنج و کار این مردم بدست می آورد و با تصاحب ثروتهای طبیعی این سرزمین، در اعماق زمین پادگان نظامی و مراکز ذخیره موشکهای دور برد برپا میدارد، رژیمی که سالانه ۷ ملیارد دلار تنها صرف حضورش در سوریه می کند، رژیمی که پادگانهای ارتش و سپاه و بسیج اش، در گوشه و کنار این کشور مانند قارچ به سرعت از زمین می رویند، چگونه می تواند از مسئولیت ساختن سرپناه برای مردم زلزله زده سر باز بزند و طرح مسخره وام مسکن را به مردمی که همه هستی خود را از دست داده اند، پیشنهاد کند.

همبستگی گسترده سراسری، در روزهای نخست وقوع زلزله، که نقش ارزنده ای در تخفیف آلام مردم داشت، اکنون باید متوجه تحمیل این حق طبیعی به رژیم، برای مردم مناطق زلزله زده بشود. 

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)