نمایشنامۀ آموزشی برتولت برشت، ۲۰۱۴ آوسبورگ فستیوال 

گاهنامۀ هنر و مبارزه

پدافند فرهنگی پرولتاریای ایران در جنگ طبقاتی

 

ترجمۀ حمید محوی

انتشار دوم : پاریس/ مارس ۲۰۱۹

انتشار اول : پاریس/ژانویه ۲۰۱۲

با اعلام نافرمانی مدنی از قوانین و موازین کپی رایت برای ترجمۀ آثار به زبان فارسی

 و انتشار آزاد و رایگان در اینترنت

Reiner Steinweg

La pièce didactique :

un modèle pour le théâtre socialiste

L’autre scène N°8-9 « Brecht » 1975

 

نظریۀ برتولت برشت دربارۀ تآتر آموزشی[1]

برتولت برشت چند ساعت پیش از این که دارفانی را وداع گوید، طی گفتگوئی نمایشنامۀ «تصمیم» (چهارمین نمایشنامۀ آموزشی) را به عنوان الگوئی برای تآتر آینده معرفی کرد. این موضوع که به تازگی کشف شده، خلاف تمام دعاوی جاری و ساری نزد مقامات ادبی بورژوا را نشان می دهد، که گوئی برشت به این علت که حدس می  زده که مبادا از این نمایشنامه برداشت هائی اراده کنند که به فاجعه بیانجامد، آن را کنار گذاشته بوده است.   درنتیجه می بینیم که خلاف این ادعا بوده است. علت این که برشت نمایش نمایشنامۀ آموزشی «تصمیم» را ممنوع اعلام کرده بود، یعنی  موضوعی که منتقدان ادبی نیز به آن تکیه کرده اند، به روشنی مطرح نشده است. بیم برتولت برشت به این علت بود که این نمایشنامه ضمیمۀ ایدئولوژی بورژوا شود و نمایشنامۀ آموزشی به خدمت تراژدی بورژوا گرفته شود.

ولی برشت جایگاه بارز این نمایشنامه را  که از بحث برانگیز ترین نمایشنامه های او می باشد،  به دلیل محتوای آن انتخاب نکرده است. اگر نمایشنامۀ آموزشی «تصمیم» برای تآتر آینده  به عنوان نمایشنامۀ آموزشی ارزش الگوئی دارد بی گمان به این علت است که خیلی موفقیت آمیز بوده.

بر این اساس، در مقابل نظریه ای که در عین حال پذیرش عام نیز پیدا کرده و نمایشنامه های آموزشی را به عنوان مرحله ای گذرا و عنصری غیر دائمی در نظریات برتولت برشت و گواهی بر مارکسیسم بدوی نزد او معرفی می کند، در این جا با نظریۀ دیگری روبرو می شویم که عبارت است از : نمایشنامه های حماسی نیستند(نمایشنامه برای نمایش در صحنه در مقابل تماشاگران)[2] بلکه نمایشنامه های آموزشی[3] هستند که به عنوان الگو برای تآتر سوسیالیستی در جامعۀ سوسیالیستی مطرح بوده، و تمام نمایشنامه هائی که برتولت برشت بین سال های 1929 و 1936 نوشته است به پیکرۀ نمایشنامه های آموزشی تعلق ندارد، بلکه تنها برخی از آنها، به طور مشخص و به هدف کاملاً تعیین شده ای در این گروه از نمایشنامه ها جای می گیرد.

تفاوت کاملاً مشخصی که برتولت برشت بین نمایشنامۀ حماسی و نمایشنامۀ آموزشی قائل شده بود تا کنون – به جز یک مورد استثنائی – هرگز به جد گرفته نشد.

در سال 1932، والتر بنیامین به روشنی به تفکیک این موضوع می پردازد، ولی با وجود این «مادر» (1931) را نیز جزء نمایشنامه های آموزشی به شمار می آورد[4] (یادآوری های برشت دربارۀ «مادر» که دیرتر منتشر شد، نشان می دهد که این نمایشنامه تنها از دیدگاه سبک شناسی تشابهاتی با نمایشنامه های آموزشی دارد ولی در مجموع به این نوع از نمایشنامه ها تعلق ندارد.)

در رابطه با توضیحات نظریه پردازانۀ برتولت برشت دربارۀ این نوع تازه از کار تآتری، شاید به این علت که شناخته شده نبوده است، تمام آن چه را که دربارۀ این موضوع گفته اند، تنها می توانیم به عنوان سوء تعبیر ارزیابی کنیم. در نتیجه تا کنون نمایشنامۀ آموزشی به عنوان نوع تآتری و کارآیند تآتری و آموزش انقلابی از دیدها پنهان مانده بوده است.

ولی برتولت برشت از «نمایشنامۀ آموزشی» چه برداشتی داشته ؟ و چگونه آن را از تآتر حماسی تفکیک کرده است؟

پاسخ به این پرسش تنها می تواند از قطعات خیلی پراکنده در نوشته های خود او استخراج شود، تا کنون 90 قطعه در رابطه با تآتر آموزشی توسط بیست و پنج نفر که با من همکاری داشته اند شناسائی شده است. «نظریۀ آموزشی»، که در سال 1930 اعلام شد، تنها به شکل جزئی و اجمالی مطرح می شود. با وجود این برشت به جز طی دوران جنگ دوم جهانی، همیشه به این نظریه فکر کرده است. کاملترین تأملات او دربارۀ نظریۀ نمایشنامۀ آموزشی پس از سال 1937 نوشته شده است.

در صفحات بعدی نظریۀ نمایشنامۀ آموزشی پیرامون چهار موضوع اصلی مورد بررسی قرار گرفته است.

این مقاله را با فرمت پی دی اف و به طور کامل در لینک زیر دریافت کنید:

 


1) نوع آموزشی ایجاب می کند که دریافت نمایشنامه به شکل فعال صورت پذیرد، به این معنا که این نوع فعالیت هنری به تولید کننده ها و شرکت کنندگان اختصاص دارد ( و حتا در تهیه و تنظیم متن). درنتیجه نمایشنامۀ آموزشی برای مصرف کننده هائی که در حالت انفعال باقی  بمانند برازنده نیست.

2) نوع آموزشی به شکل دراز مدت خودآگاه شرکت کنندگان را متأثر و متحول ساخته و تجربۀ اجتماعی و قابلیت انتقادی آنها را افزایش داده و به این ترتیب است که در آموزش پرولتاریا شرکت می کند.

3) در عین حال، و با امکانات خاصی که فراهم می سازد، علم و فن را به آگاهی توده ها می رسانده و ابزارسازی ها را برای توده های پرولتاریا تسریع می بخشد.

4) همان گونه که والتر بنیامین می گوید، نمایشنامۀ آموزشی در کنار جایگاهی که به عنوان «اثر هنری» دارد، در وهلۀ نخست  دارای «کارکرد سازمان دهنده»[5] در بطن مبارزۀ طبقاتی می باشد.

[1] این نوشته نقطۀ آغازی است از نتایج بررسی های جدید راینر اشتاینوگ

Reiner Steinweg. Das Lehrstück, Brecht Theorie einer politischästhetischen Erziehung, stutgart, Metzler, 1972.

 

[2] epische Schaustück نمایشنامه برای نمایش روی صحنه

[3]  Lehrstück نمایشنامۀ آموزشی

[4] Walter Be,jamin, « Was ist das epische Theatre ?, in Lesezeichen, Leipzig, 1970 (Gehaard Seidel éd) P.281 :

«نمایشنامۀ آموزشی به عنوان نوعی خاص از نمایشنامۀ حماسی قابل تفکیک است. به طور مشخص از رابطۀ بین بازیگر و تماشاگر و تفاوتی که در تآتر نمایشی این دو گروه وجود دارد، قطع نظر می کند. تماشاگر نیز می تواند به بازیگر تبدیل شود.

 

[5] W. Bebjamin, « Der Autor als Produzent » in éd. Seidel, p.366.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)