یک حکومت دیکتاتوری، می کوشد با کنترلِ جزء جزءِ زندگیِ آدم هایِ جامعه تا جایی که می تواند، فکرِ مردم یا دستِ کم زندگیِ مردم را در اختیار بگیرد تا هر زمان که خواست، اراده ی مردم را، در مسیرِ دلخواه جاری کند.
نظامِ دیکتاتوریِ جمهوریِ اسلامی هم افزون بر اینکه می خواهد به طورِ کامل زندگیِ مردمِ ایران را در دست داشته باشد، به سببِ خرابی ها و دزدی ها و فساد هایش با بودجه هایی که از زندگیِ مردم کاسته و صرفِ امنیتِ چنین نظامی می شود، با هدر دادنِ ثانیه ها، دقیقه ها، ساعت ها، روزها و شب ها، ماه ها و سال هایِ زندگی مردم ایران، با انواعِ گرفتاری هایِ اِداری، سختی های بسیار خدماتِ درمانی، سانسور و مجبور داشتنِ مردم برایِ شکستنِ سانسور، فقر و گونه های بسیار متنوّعِ اعتیاد و گرفتاری هایِ سخت – پایان، برایِ نابودیِ میلیاردها ساعت از زندگیِ مردم، برنامه می چیند تا مردمِ ایران مجالی برایِ اندیشیدن به روزگارشان و ستم و خرابی و دزدی هایِ رهبران و گردانندگانِ حکومتِ جمهوریِ اسلامی، پیدا نکنند.
دیکتاتوریِ جمهوریِ اسلامی با استفاده از درآمدهایِ نفتیِ ایران ،در حالی که نیازی به پیشرفتِ این کشور نمی بیند، با سازماندهی بَرباد دادنِ لحظه لحظه ی زندگیِ مردمِ ایران، دنیایی از سردرگمی ها را برایِ انسان هایِ جامعه ی ایران به بار آورده و امروزه روز هم در اسفند ماهِ ۱۳۹۷ با کم شدن درآمدهای نفتی اش، نه می خواهد و نه می تواند، ساختارِ نظامِ ویرانگرِ خود را با رهبران و گردانندگان خرابکار و دزدش، دگرگون کند یا از دزدی ها و غارت هایش بِکاهد، پس باز هم از زندگیِ مردم می کاهد و در کنارِ اینهمه ساعت و سالی که از زندگیِ مردم در نظامِ خرابِ اداریِ جمهوریِ اسلامی از بین می رود، بیشترِ مردم ایران به زندگی با فقرِ بیشتر و گرفتاری هایِ بیشتر دچار می شوند و زندگی در ایران بازهم سخت تر و سخت تر می شود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)