از دیرباز، گفته بودند و نوشته بودند که  روزگاری خواهد آمد که دجّالی سوار بر خری، پدیدار خواهد شد و آدمیانی را می فریبد وآدمیانِ دیگری را از بین می برد و خرابی هایِ بسیاری  به بار می آورد.


اینطور به نظر می رسد که  “خر” تمثیلی از حکومت است و انگار همینجا، همین
حکومتِ جمهوریِ اسلامی همان خری است که در تمثیل دجّال بر آن سوار است و زندگی ها را بر باد می دهد و تا نهایتِ توان دروغ می بافد. انگار آنچنان که در یونانِ قدیم، در داستانِ تروآ، سربازانی که به تروآ راه نمی یافتند، اسبی بزرگ ساختند و در آن پنهان شدند و مردم تروآ به گمان اینکه آنها رفته اند، اسبِ چوبی را خودشان وارد شهر کردند و سپس سربازان از اسب بیرون آمدند و تروآ را با هدفِ دستیابی به هلن، فتح کردند. اینبار نه در افسانه، در نمایشی روحوضی امّا پُر از جنایت و ستم و قتل و دزدی، در واقعیّتی خونبار و ویرانگر که چهل سال است در همه جایِ ایران اجرا شده و هنوز در 29بهمن-1397 درحالِ اجرا است، دیکتاتوریِ آخوندیِ جمهوریِ اسلامی  با دروغ و نیرنگ و با میزانی از اِدّعایِ خدایی و معنویّتی که حتّا هیچ پیامبری ادّعا نکرده، با نهایت توان سرگرم دزدی و جنایت است و  باور و زندگیِ مردم ایران را یعنی همان هلنِ یونانِ باستان را و زمین و جاندار و آثار تاریخی و فرهنگ و دریا و دین و آزادی و هنر و آسایش مردمِ ایران را تا آنجا که توانسته ، رُبوده و می رُباید. خدایانِ دروغینِ جمهوریِ اسلامی یعنی خدایانِ بی ارزش ترین دیکتاتوریِ تاریخ، خری که حکومتِ آنها ست به هر رنگی آراسته اند و در گِردابِ نیرنگ ها و وجودِ بی ارزشِ مردنیِ شان، قدرتِ بی شکستِ زمان را، از یاد  برده اند و هنوز می کُشند ومی دزدند.

که ورایِ هر انگاره و تمثیل و استعاره و کنایه و هرچه از این دست، زمان، در همه جا حاضر است و این آدمک هایِ هنوز جاندار را می نگرد و در هنگامی سخت بی تردید و حتمی چیزی از آنها و دروغ ها و دزدی ها و قَتل ها و ستم ها و فِسادشان، باقی نخواهد گذاشت. که این خیال نیست، سخنی ست برآمده از یک دنیا نشانه ای که زمان  در سکوت، به آنها اشاره می کند و زمانی دیگر و انسانِ دیگری و زمینی پاک را  نوید  می دهد.

                امیر سارم   https://t.me/amirsarempoemsکانالِ تلگرام :

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)