اجلاس لهستان به پایان رسید.در این میان مهمتر از محتوای اجلاس، عکس یادگاری اجلاس بود. بنیامین ناتانیاهو نخست وزیر اسرائیل در میان سران و نمایندگان کشورهای عرب و مسلمان عکس یادگاری گرفته است. عکسی بی سابقه که نماد تحولی عظیم در خاورمیانه است. طی چند دهه اخیر روابط اسرائیل و همسایگانش فراز و نشیب های بسیاری داشته است. در مواردی که حتی سران کشورهای مسلمان علاقمند به ایجاد رابطه بودند، فشار افکار عمومی آنان را وادار به استتار روابط می کرد. با شروع جنگ سوریه و تحولات اخیر خاورمیانه، به نظر می رسید ورق در حال برگشتن است. ناتانیاهو با تیزهوشی از این فرصت بادآورده استفاده کرد. در حالی که افکار عمومی در خاورمیانه ایران را به دلیل حمایت از بشار اسد محکوم می کرد، سران جمهوری اسلامی به شکلی ناآگاهانه بیش از همیشه به کمک اسرائیل شتافتند. اسرائیل در صف اول مبارزه با جمهوری اسلامی، روز به روز به سیاست های منطقه ای کشورهای عرب نزدیک شد. پوشش رسانه ای رفتار ارتش اسد و حامیان ایرانی اش، افکار عمومی را متقاعد کرد که ایران دشمن اصلی جهان عرب است و قصد شیعه سازی خاورمیانه را دارد. با ورود روسیه به کارزار سوریه، ایران را به حاشیه برد. ایران که خود زمانی عامل ورود روسیه به این تنش منطقه ای تلقی می شد، امروز خود را بازنده ماجرا می داند. حمایت تلویحی روسیه از اسرائیل در حملات نظامی به پایگاههای ایران در سوریه، هشداری جدی به ایران بود. توافقات آمریکا،روسیه،اعراب و اسرائیل فضای خاورمیانه را تغییر داد. آمریکا با خروج از سوریه مسئولیت مهار ایران را به روسیه سپرد.

اما بی شک برنده تمام این ماجرا اسرائیل است. اسرائیل با حمله به مواضع ایران در سوریه ،پاسخی عملی به لفاظی های تهران داده است. نه تنها افکار عمومی خاورمیانه، بلکه افکار عمومی داخل نیز دیگر اعتمادی به قدرت نظامی ایران ندارند و آن را با دیده تردید نگاه می کنند. با تثبیت اسرائیل به عنوان قدرت برتر نظامی، دعوت سلطان قابوس از بنیامین ناتانیاهو ،احتزاز پرچم اسرائیل در مسابقات ورزشی در امارات متحده عربی و  دعوت از دولتمردان اسرائیلی به کشورهای حاشیه خلیج فارس، گامهای بلندی در تثبیت مشروعیت اسرائیل برداشته شده است. اجلاس لهستان عملا اسرائیل را به بازیگری پررنگ در خاورمیانه تبدیل کرده است. بازیگری که تا پیش از این نیاز به حمایت آمریکا داشت، این بار خود به عنوان رهبر مبارزه علیه ایران به ماجرا ورود می کند. نیروهای سیاسی را بسیج می کند و افکار عمومی را به حمایت از خود و مقابله با ایران گسیل می کند. اینها بزرگترین پیروزی اسرائیل طی چند ساله اخیر است که امضای تایید آن را در اجلاس لهستان می بینیم. از امروز دیگر اسرائیل کشوری کوچک و حاشیه ای در خاورمیانه نیست. اسرائیل کشوری است کنش گر که از فاز دفاعی خارج شده است. سیاست های تهاجمی آمریکا و اسرائیل علیه ایران در کنار جاه طلبی های بن سلمان ایران را در ضعیف ترین موضع خود طی 4 دهه گذشته قرار داده است. شرایط سیاسی و اقتصادی در ایران به نحوی است که افکار عمومی از هر گونه فشار خارجی بر حکومت استقبال می کند. حاکمیت ایران امروز بیش از همیشه فاقد مشروعیت سیاسی است. جمهوری اسلامی در شطرنج فعلی آچمز است. اسرائیل نیز از همین استقبال می کند. در حالی که عربستان علاقمند است شاه رقیب را مات کند، اسرائیل از حفظ شرایط فعلی استقبال می کند.

اگرچه افکار عمومی در داخل ایران بیش از همیشه در پی تغییر رژیم سیاسی ایران هستند، اما به نظر می رسد ایران ضعیف شده با شرایط فعلی برای اسرائیل بیشتر مورد توجه است. تغییر رژیم در ایران ممکن است منتج به جاه طلب های ناسیونالیستی شود و خاورمیانه را مجددا دچار تنش کند.اما اسرائیل تا زمان گشایش سفارت خانه های خود در کشورهای عربی و تثبیت در افکار عمومی صبر خواهد کرد. ساده انگارانه است که آمریکا یا اسرائیل را مشتاق تغییر رژیم در ایران بدانیم . اگرچه منافع آمریکا و اسرائیل در قبال ایران در پاره ای از مسائل استراتژیکی متفاوت است اما تاکتیک هر دو در برابر ایران یکسان است. به عبارت دیگر اسرائیل ترجیح می دهد ایران در شرایط فعلی باقی بماند اما آمریکا علاقمند به تغییر رفتار ایران و پیوستن آن به کشورهای دیگر خاورمیانه است. منافع عربستان سعودی و اسرائیل در مقابله با ایران متفاوت است. هردو هم از ابزار آمریکا برای مقابله با ایران استفاده می کنند اما اهداف این دو کشور در دراز مدت و میان مدت کاملا متفاوت است.

اجلاس ورشو میخ نهایی بر تابوت سیاست خارجی منطقه ای ایران است. روسیه و چین در برابر این اجلاس هیچ موضع جدی نگرفتند. به نظر می رسد توافقات صورت گرفته قبلی آنها را به پرهیز از رویارویی با سیاست های آمریکا در برابر ایران هدایت می کند. عدم دعوت ایران در جلسه مشترک روسیه و ترکیه،برخلاف دفعات قبل که ایران نقش ضلع سوم را بازی می کرد، نشان از حذف ایران با شیبی ملایم از مناسبات کلان منطقه ای است. از سوی دیگر فشار اقتصادی ناشی از تحریم، امکان حمایت های مادی ایران از بازوهای منطقه ای خود مثل حزب الله،اسد و حماس را کاهش داده است.

نشست لهستان علیرغم مخالفت های آشکار و پنهان ایران، نتایجی را که کشورهای حاضر در جلسه دنبال می کردد را تامین کرده است. باید منتظر باشیم تا گام بعدی اسرائیل را در شطرنجی که آغاز کرده است ببینیم.شطرنجی که به عقب نشینی تدریجی ایران و پیورزی اسرائیل در افکار عمومی منطقه ای منجر شده است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)