به مناسبت چهلمین سال پیروزی انقلاب در کنار شادی و نشاطی که حکومت برای گرامی داشت آن بپا میدارد باید به این نکته دقت نمود که دستاورد این انقلاب که به بهای جان فشانی جوانان این کشور ودر خون غلطیدن صدها تن از آنان به دست آمده است و هزینه های سنگین و جبران ناپذیری که برای حفظ و بقای آن از قبیل جنگ و تحریم ها ی چهل ساله بر مردم و کشور ما تحمیل گردیده است چه بوده است اگر به سال پنجاه و هفت برگردیم و در کوی و برزن و خیابانها از مردمی که یکصدا شعار مرگ بر طاغوت، مرگ بر شاه و هزاران شعار آزادیخواهانه دیگر سر داده بودند سوال شود که چه میخواهند و اگر این حکومت برود میخواهند چه وضعیتی جانشین آن گردد ؟آیا پاسخ آن این خواهد بود که ما خواستار دشمنی شدید و عمیق با آمریکا و اسراییل و لابی صهیونیستی و تمام توابع آن و دوستی عمیق و کمک به هر نحو از انحا به حماس و حزب الله و حوثی های یمن وسوریه و تاسیس حوزه علمیه در ژاپن و کشورهای دورافتاده افریقایی و اتلاف منابع ایران هستیم ایا شعار زندانی سیاسی آزاد باید گردد پس از چهل سال هنوز بر زبان ما جاری نیست ؟ آیا تضاد طبقاتی و شکاف فزاینده اقتصادی ما بین طبقه فقیر و ثروتمندتر ریشه کن گردید ؟مردم پس از چهل سال در مقابل این حجم از سرمایه هایی که از دست داده اند آیا به اهداف آزادی خواهانه وحاکمیت قانون و آزادی اندیشه آزادی بیان ودموکراسی دست یافته اند ؟آیا زندانهای ما از زندانی سیاسی خالی شد؟ آیا اقشار کم درآمد صاحب خانه شدند؟ از جوانان در راستای تحصیل و تشکیل خانواده حمایت گردید؟ آیا کودکان کار کم شدند و حقوقشان تامین گردید؟ حقوق زنان رعایت گردید؟ اینان تنها چند نمونه از سوالات بسیار جدیست که باید از انقلاب و دستاوردهای آن پرسید امروزه آنچه بیشتر از تمام آنهایی که برشمرده شدبه چشم می آید اسلامیت نظام و آمریکا ستیزی آن است. ایا چنانچه به انقلابیون سال پنجاه وهفت برگردیم و بپرسیم آیا کمبود حج و روزه و نماز و جهاد دارند ؟ یا کمبود دموکراسی آزادی بیان و آزادی احزاب چه پاسخی خواهند داد؟ چنانچه از آنان سوال شود که آیا آمریکا ستیزی و دشمنی ریشه دار با اسراییل جزو مطالبات آنان می باشد به نحوی که بخواهند هزاران شهید و جانباز در راه آن فدا نموده و تحریم های چهل ساله بر آنان تحمیل گردد چه پاسخی خواهند داد ؟ به نظر می رسد جمهوری اسلامی در طول این چهل سال هر روز از اهداف انقلابی خود به دور افتاده و بجای ظلم ستیزی و ریشه کردن فقر و نابرابری و توسعه سیاسی و آزادی های مدنی که جزو اهداف اصلی و اولیه آن بوده است توسط عده ای که فقط خواهان تقابل هر چه شدیدتر با آمریکا هستند و منافع مردم ذره ای برایشان اهمیت ندارد مصادره گردیده و این اقلیت منافع عده زیادی از مردم را بواسطه خواسته خود فدا نموده و تمامی اهداف و خواسته های دیگر که هنوز پس از چهل ساله محقق نگردیده و به نظر می رسد که به طور کلی به حاشیه رانده شده ویا محقق شده تلقی میگردد، این کشمکش ها و تقابل با آمریکا و اسراییل فارغ از تمام انگیزه های ساختگی و غیر منطبق بر واقعیت که برای آن وجود دارد نشانگر عدم مشروعیت و عدم توانایی حاکمیت برای ریشه کن کردن مشکلات اساسی گریبانگیر مردم و سرگرم نمودن آنان به سوژه های کم اهمیت و ساختگی می باشد که متاسفانه موجب تحمیل هزینه های زیادی به آنان میگردد آیا به راستی برای مردمی که در تامین قوت لایموت و نیازهای اساسی و اولیه زندگی خود درمانده اند تکرار مکررات و اینکه آمریکا چنین و چنان و اسراییل را نابود میکنیم ودر کاخ سفید افطاری میدهیم و شب قدر برگزار میکنیم واقعا بیشتر شبیه واگویه کردن خوابهای آشفته نیست که حضرات در اثر پرخوری شبانه میبینند؟ و این سوال به نظر میرسد که آیا مسولان نظام و در صدر آنان رهبر این انقلاب شاهد مشکلات فزاینده مردم فقر بی عدالتی نابرابری و عقب ماندگی کشور نیستند؟ گاهی مواقع این تصور ایجاد میشود که این مسولان یا از کره ای دیگری آمده اند ویا در ارتباط با کشور دیگری سخن میگویند ویا آنقدر در بطن زندگی مردم قرار نگرفته اند که بجای شناسایی و ریشه کنی مشکلات مردم از موضوعات و مسایل انتزاعی سخن می گویند از قبیل اینکه قدرت آمریکا روبه افول است ،ما در کشور زندانی سیاسی نداریم ،کشور ما داری یکی از پاکترین دولتها می باشد و قس علی هذا به نظر می رسد جمهوری اسلامی تنها وتنها در طول چهل سال از عمر با برکت خود در زمینه آمریکا ستیزی و تقابل با غرب کوشش های مجدانه ای انجام داده است که حتی به نظر اینجانب یک پنجم این تلاش ها و سخنرانی ها در جهت رفع سایر مشکلات کشور میگردید بی شک قسمت اعظم آنان حل میگردید،

و اینکه آیا این تلاش ها دستاوردی هم داشته یا خیر ؟ در این مقال نمیگنجد ولی به هر حال آنچه بیشتر از همه این موارد به چشم می آید آن است که به راستی خمیر آمریکا ستیزی حضرات تا چه میزان برای ما آب برداشته و قیاس منافع و مضرات این تقابل بسیار بیهوده است چرا که پر واضح است که ما در طول این چهل سال در برابر تمام منافع مادی و معنوی که در راه این رویارویی بی جهت و نابرابرهزینه نموده ایم هیچ به دست نیاورده و هیچ طرفی برنبسته ایم جز تحریم ،فقر و تنگ شدن هر چه بیشتر عرصه بر مردم ایران ،و بدتر از تمام اینها مشکل عدم پذیرش وجود مشکل و عدم مسولیت پذیری در این زمینه است چرا که گام اول در راه حل مشکلات کشور شناسایی و پذیرش و تعیین نهاد مسول برای حل مشکل وپاسخ گویی است از تمام اینها که بگذریم نتیجه این تقابل و ستیز بیشتر از تمام مشکلاتی که تا به امروز بوده است ممکن است کشور را درگیر یک جنگ با آمریکا و قدرتهای جهانی نماید جنگی که نتیجه ای جز ویرانی و از بین رفتن سرمایه های انسانی و مادی کشور نخواهد داشت ،در پایان باید گفت متاسفانه جمهوری اسلامی امروزه ازتمامی شعارهای آزادی خواهانه آحاد مردم در اوایل انقلاب که در راه پیروزی آن از هیچ تلاشی مضایقه ننموده اند دور شده و تنها به یک شعار مرگ آمریکا مرگ بر اسراییل با تمام وجود پایبند است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)