در واقع انقلاب٥٧ انفجار نور نبود،سقوط آزاد به اعماق تاريكي بود!
شروع دوره ي اختناق بود،يگانگي با ارتجاع و ابتذال بود،
به بياني ديگر با استفاده از عبارت “انفجار نور” سعي كردند معناي “نور” را به گند بكشند،
بي گمان منظورشان همين بوده و بس!
اگر بخواهيم عملكرد رژيم حاكم بر ايران را به صورت خلاصه توصيف كنيم،گمان ميكنم #چهل_سال_شكست برازنده ترين تعريف باشد؛
اگر اين برهه ي متعفن در تاريخ ايران را موشكافي كنيم چيزي جز تنزل،پليدي و هبوط نميبينيم،
٤٠سال تبعيض،٤٠سال دروغ،٤٠سال سانسور،٤٠سال عقبگرد،٤٠سال نزول،٤٠سال فساد سيستماتيك،٤٠سال قتل و اعدام،٤٠سال سركوب منتقدان و مخالفان،٤٠سال رنج و عذاب و سختي،٤٠سال اسلاميزه سازي باورها،٤٠سال خفقان و ترس و سركوب،٤٠سال دشمني و كينه و جنگ،٤٠سال فقيرتر شدن فقير و غني تر شدن غني،٤٠سال بدون آزادي،بدون حق انتخاب،بدون اميد،بدون بهانه اي براي شادي،
همنشين شديم با حزن و اندوه، و سكوت كرديم..
حالا شايد وقت انتخاب باشد!نبايد در گذشته زيست،هر چه كه بود،هر چه كه شد،در گذشته بود!ما اكنون در “حال”بايد تغييري ايجاد كنيم،
با افسانه سازي از دوران طلايي ايران قبل از به روي كار آمدن آخوندها مشكل حال و آينده ي ما برطرف نميشود؛
بايد اقدامي عملي صورت گيرد،بايد تفكرات و تئوري ها از عالم خيال به عالم واقعيت بيايند،
بايد كف خيابانها فرياد زد تا صدايمان براي تحولخواهي و حتي براندازي شنيده شود،
براي تغيير بايد تلاش كرد،بايد تاوان داد،
در صورت پافشاري صاحبان سيستم بر مواضع خود و عدم عقب نشيني،هيچ راه حل مسالمت آميزي براي تغييرهاي بنيادين وجود ندارد،
شايد ترسناك باشد ولي متاسفانه حقيقت دارد،
البته با يقين نميتوان سخن گفت اما تفاوت هاي عقيدتي جامعه و سيستم در هنجارها و باورها سرانجام باعث درگيري بين طرفين ميشود،
خصوصا در حكومت هاي مذهبي عمدتا سردمداران از مواضع خود عقب نشيني نميكنند چرا كه شكست خود را شكست خدا ميدانند،براي همين،منطقي كه بدان استدلال ميكنند مورد پذيرش اكثريت جامعه نيست و شايد حتي منطق حكومت براي مردم،غيرمنطق تلقي شود!
بايد اذعان كرد وظيفه ي يك حكومت به بهشت بردن مردم نيست!مردم گرسنه،مردمي كه زير فشارهاي اقتصادي كمرشان خم شده بهشت نميخواهند!آنها زندگي كردن ميخواهند نه صرفا زنده ماندن!آنها شرايط معيشتي مناسب ميخواهند نه روضه خواني و سينه زني!
با دعا شكم سير نميشود و با نيايش تشنه سيراب نميشود!
ولي خب به هر حال آخوندها اين موضوعات را درك نميكنند چرا كه ادراك امور عقلاني در حيطه ي كاري اكثر آنها نيست!
به هر صورت چهل سال از عمر حكومت تشيع گذشته است،خيلي از كودكان بزرگ شدند و به جواني رسيدند،خيلي از جوان ها هم پير شدند و شايد حتي به مرگ رسيدند،
اما سوال اينجاست،
چه زمان از زير يوغ امپراطوري تشيع خارج ميشويم؟
چه وقت تصميم ميگيريم اين رژيم منحوس را به زباله دان تاريخ بسپاريم؟
قابل پيش بيني نيست ولي هميشه از خشم تهي دستان گفته ام و باز هم ميگويم،
آن زمان كه فرودستان،با آن دست هاي پينه بسته و صورت هاي رنجور به پاخيزند هيچ قدرتي در عالم توان رويارويي با آنها را ندارد،
نميدانم كِي ولي مطمئنم انفجار خشم فرزندان فقر تمام كاخ ها را تخريب ميكند،زماني كه آنها بلند شوند پايه هاي ظلم به لرزه مي افتد و حكومت به ظاهر فناناپذير تشيع فرو ميريزد.
اين يك بازي ست!
هيچگاه ديكتاتور پيروز نبوده،تاريخ بهترين شاهد است،
از ديكتاتورهاي شرق تا ديكتاتورهاي غرب،همه در خاك افتاده اند،آن هم توسط خشم عمومي مردمانشان،چه به صورت مستقيم و چه غيرمستقيم،
پس مطمئنا زمان به هيچ خودكامه اي رحم نميكند،سركوب و سانسور فناناپذيري را تضمين نميكند!
هر چه قدر هم كه مخالفان را بكشند يا زنداني كنند باز هم بذرهاي دفن شده اي هستند تا به پاخيزند و راه را ادامه دهند،هر چه قدر هم كه رسانه ها را كنترل كنند و دروغ ببافند باز هم نميتوانند حريف حقيقت شوند؛
اعضاي جامعه خود شرايط جامعه شان را بهتر از هر كس ميدانند،چرا كه هر روز در حال كلنجار رفتن با حقايق تلخ و دردناك آنند پس به راحتي فريب نميخورند و زماني كه آن اكثريت رنج ديده قيام كند تمام قواعد بازي را بر هم ميزند چرا كه قدرت راستين نزد آنهاست
آري توده ي مردم هميشه خواص فاسد را خار كرده،هيچ سدي نميتواند مانع اين نيرو شود فقط كافيست زمانش برسد،آنوقت همه چيز اثبات ميشود؛
حالا مدام ما را بگيريد،بُكشيد،زنداني كنيد،شكنجه كنيد،سانسور كنيد،تهديد كنيد،عاقبت ما پيروزيم!
با رسانه هاي دروغگويتان لاف بزنيد،تا ميتوانيد همه چيز را وارونه جلوه دهيد،چشم هايتان را ببنديد،خود را به نشنيدن بزنيد ولي عاقبت ما آن نيروي غالبيم!
ما، همين صداهاي خفه شده،همين سركوب شدگان و محبوس شدگان،موتور اين سيستم فاشيسم و ديكتاتور را خاموش ميكنيم،
ما عليه جبر ميجنگيم،ما تقدس پوشالي تان را تخريب ميكنيم،ما نخواهيم نشست،
حالا مكررا براي دوام خود هنجارهاي دروغين بسازيد،باورهاي منسوخ را رواج دهيد،تحجر و عقب ماندگي را تبليغ كنيد،باورهاي پوچ بسازيد،عليه انسان و انسانيت و تمدن گام برداريد،اصلا با تمام قوايتان بياييد،همه چيز را ببنديد،همه چيز را خراب كنيد،در لباس قديسان پنهان شويد،همه را مفسد و خود را پاك بدانيد ولي باز هم ما آن قواي پيروزيم!
مايي كه در اوج سكوت طوفان به پا ميكنيم تا دگرگون سازيم،تا رستاخيزي عظيم بيافرينيم..

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)