اجازه ندهیم که نبردجامعه و کارگران و معلمان به نبردرژیم و فعالان و پیشروان تبدیل شود!
وقتی برای سردمداران نظام روشن شد، خطرواقعی از جای دیگری است، از داخل و از جنبش های کارگران و معلمان و دانشجویان و زنان … و او تاکنون در الویت بندی تهدیددشمنان خود دستخوش خطا و توهم بوده است و این که آن ها نباید خطای شاه را تکرارکنند؛ بفکرتجدیدنظرکردن در آن افتادند. از همین رو در اتاق های فکر و تصمیم گیری خود برنامه های گسترده ای را برای باصطلاح کنترل خطر و در راس آن امنیتی کردن بیشترجامعه و دستگیری های گسترده فعالان و پیشروان آن تدارک دیده و می بینند… با این همه رژیم بدلیل مواجهه همزمان با چندین بحران همزمان فاقدثبات لازم و چشم اندازتثبیت است. از همین رو ایراداین نوع فشارها و بگیروبندها می تواند به تضادسیستم و این جنبش ها و بدنه های کارگری و معلمان و دانشجویان بیش از پیش خصلت مطالباتی سیاسی داده و این جنبش ها را قادر به بسط دامنه ای توده ای و سراسری کردن خود سازد. اما می تواند یک واژه مشروط است و چنین نتیجه ای یک داده نیست بلکه باید ایجاد شود و مستلزم بکارگیری درست راهبردکلی پیشبردمبارزه و در نظرگرفتن توازن واقعی قواست. در حقیقت شاخص اصلی آن است که این جنبش ها و فعالین تا چه حد در بسط این مقاومت ها و توده ای کردن آن ها موفق شوند. نباید جنگ رژیم و کارگران و زحمتکشان تبدیل به جنگ فعالان و پیشروان و حتی بخش هائی از کارگران گردد. این یک خطر و اشتباه بزرگ است. نبردهای کنونی باید درخدمت برآمدنبردهای بزرگترباشند و لازم نیست در هرزمان و مکانی که رژیم خواست تحمیل کند تن به آن داد و جنگ سرنوشت و پرهزینه برای جنبش صورت گیرد. هدفی که رژیم با گسترش سرکوبش و آماج قراردادن فعالان و پیشروان برآمده از یک دوره بزرگ آن را تعقیب می کند. دامن زدن به چنین دوگانه ای افتادن به دام رژیم خواهدبود. بخصوص که می دانیم بحران های رژیم عمیق تراز آن است که بتواند اوضاع را کنترل کند و گدشت زمان در بستریک مبارزه سنجیده و متوازن به زیان او و تغییرموازنه بسودجنبش خواهدبود. اما این ضعف رژیم و توان جنبش یک گزاره اخباری نیست بلکه یگ گزاره مشروط و بیشتربیانگروجودظرفیت ها است که فعلیت یافتن آن ها مستلزم هوشیاری و جهت گیری درست است و هنراصلی در گستراندن دامنه اعتراضات یعنی تبدیل کردن نبردهای کمابیش موضعی به نبردهای سراسری در چنین بستری است. انتشارمتوازن نبردها در امتدازمان و نه به شکل ضربتی است که می تواند رژیم را از پای بیندازد و جنبش ها را نیرومندترسازد. پس نه فرورفتن در یک نبرد«سرنوشت» ساز بلکه استراتژی گسترش دادن عرصه نبردها، تکثیر نبردهای متعدد در نقاط مختلف وگسترش آن در طول زمان کارگشاست. به عنوان مثال عدم تمرکزمطلق حتی تبلیغی تنها بر یک نبردمشخص و غفلت از نبردهای گوناگونی که در نقاط دیگر هم صورت می گیرد نیز بخشی از همان غفلت و دامی خواهد بود که رژیم می گسترد. علاوه بر این در چنین مقاطعی افزایش فعالیت های خارج از کشور در محکوم کردن مستمرسرکوب و تبدیل شدن به صدای کارگران و فعالان داخلی و زندانی ها و شکنجه شده ها با استفاده از همه ظرفیت های موجود . بکارگیری ابتکارات خلاق در خارج کشور اهمیت زیادی در عبور از این مقطع حساس و سرنوشت سازی که رژیم با مشت آهنین واردشده دارد. در گستراندن هفت تپه ها بکوشیم. جنگ های موضعی را تکثیرکنیم. اجازه ندهیم که نبردجامعه و کارگران و معلمان به نبردرژیم و فعالان و پیشروان آن تبدیل شود….

گسترش دستگیری ها و سرکوب و شکنجه و فشاره به خانواده ها:
منبع:
https://iranwire.com/fa/features/29569

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)