من نینا حسینی و خواهر دوقولویم هدیه حسینی به تمام مردم ایران می گوییم که پدر ما غالب حسینی فعال کارگری هیچ جرمی نکرده است. و با حمله ی نیروهای اطلاعاتی دستگیر شده و زندانی شده است. همان روزی که پدرمان دستگیر شد قرار بود ما را برای خرید نوروزی به خیابان ببرد و لباس های تازه ی عید را برای ما بخرد تا با آنها سال تازه را جشن بگیریم و در کنار هم سال خوشی را شروع کنیم. اما الان هیچ لباسی نخریده ایم. اما اگر لباس تازه هم داشتیم نمی توانستیم به تنمان کنیم و سال تازه را جشن بگیریم چون پدر عزیزمان در زندان است و بدون او ما هیج شوقی نداریم.

 

ما هر دو نفر آرزو می کنیم هر چه زودتر پدر عزیزمان آزاد شود و همه ی زندانی­های سیاسی و فعال های کارگری آزاد شوند تا در کنار فرزندانشان عید را جشن بگیرند.

 

نینا حسینی و هدیه حسینی کلاس سوم ابتدایی3/1/1392

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)