فوتبال ایران باز هم مثل همیشه درست درجایی که باید پیروز میشد شکست خورد. اما این شکست معلول عوامل ظاهری و سطحی مثل سرمربی نیست. فوتبال سیاسی ترین ورزش دنیاست. پیروزی در زمین فوتبال آنهم در عرصه بین المللی نیازمند فراهم بودن یک سری عوامل توسعه ای است و در واقع تنها کشورهای توسعه یافته می توانند در عرصه فوتبال موفق شوند. تنها کشورهای توسعه یافته که تکنولوژی های پیشرفته معماری، کامپیوتری و مجموعه ای از توانایی های بسیار پیشرفته را در اختیار دارند، می توانند یک استادیوم بسیار مجهز بسازند. که البته باید در نظر گرفت برای رشد فوتبال در هر شهری وجود چند استادیوم و زمین تمرین ضروری است. ترتیب دادن بازی های تدارکاتی نیازمند بهره مندی از یک تیم دیپلماتیک سیاسی و ورزشی قوی است همچنین باید شما به بازارهای جهانی ورزش برای بهره مندی از بروز ترین محصولات ورزشی برای بازیکنانتان وصل باشید. و مهم تر از اینها فوتبال یک ورزش استراتژیک است. آموزش بلندمدت و مداوم جز لاینفک بازی فوتبال است.

ما بدون آموزش دادن یک فوتبالیست از سنین کودکی نخواهید توانست در سطح جهانی یا قاره ای مقامی را کسب کنید. و نکته مهم همینجاست که آموزش اصولی و فراگیر گمشده کشورهای درحال توسعه ای مثل ایران هم هست. نبود آکادمی های فوتبال و تربیت نکردن فوتبالیست ها از سنین کودکی آنها را با استراتژی فوتبال بیگانه خواهد ساخت و نتیجه آن همین باخت هایی است که برای تیم ملی ما اتفاق می افتد.
گذشته از تمام اینها عنصر روانشناختی در بازی فوتبال از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. بارها دیده ایم که تیم های بسیار مطرح دو یا حتی سه گل از تیم حریف عقب بوده اند اما براحتی روحیه خود را بازسازی کرده اند و شکست را با پیروزی تعویض نموده اند چیزی که به وضح دیدیم تیم ملی ما نداشت. ما بعد از دریافت یک گل دیگر بازی را رها میکنیم و اصلا باور بردن نداریم. بچه های ما بردن را باور ندارند باور ندارند که میتوانند تیم های قوی را شکست دهند و این بزرگترین نقطه ضعف تیم ملی ماست. جدای از نبود بازی تدارکاتی که باعث ضعف اعتماد به نفس آنها شده است، می توان روحیه شکست پذیری را در تمام مردم ایران دید. ما نسلی داریم که قهرمان ندارد. قبل از انقلاب قهرمان های دینی به وفور در باور و ذهن مردم یافت می شدند و نتیجه اش جسارت مردم و وقوع انقلاب بود اما امروز ما نسلی داریم که قهرمان ندارد. ما برای روزهای شکست و ناامیدی قهرمانی نداریم. ما مفلوج القای عذاب وجدان مذهب تشیع هستیم. مذهبی که امام صادقش توصیه میکرد به جوانان که در نماز هزار بار بگویید لا اله الا انت انی کنت من الظالمین! یعنی خدایی جز خدای یگانه نیست و همانا من از ظالمین هستم. این القای عذاب وجدان نتیجه اش نسلی جز ما نبود. ملتی که قهرمانش حسین و علی اکبر بود و الان توسط حکومت ستمگر تمام این قهرمان ها مصادره شده است و نه تنها مصادره شده است که نسل امروز دیگر قهرمانان دیروز را باور ندارد و در عین حال برای خود قهرمانی هم ندارد. ساده است شکست دادن آدم هایی که قهرمانی برای مقاومت ندارند و روحیه مقاومت را یاد نگرفته اند. فوتبال ما به نسل ما می آید. فوتبال ما برآیند وضعیت امروز ماست برآیند نسلی گرفتار در متن تاریخ که هنوز نتوانسته افکار خود را برای رهایی از ستم یک حکومت دینی سامان دهد. نسل ما نحوه استدلال و تفکر منطقی را آموزش ندیده است. نسل ما تماما در جست و جوی راه حل در ترجمه متون بوده است. بدون اینکه بیازماید فکر کند که کدام راه برای او مناسب است که البته نمیتوان ملامتشان کرد که فرصت استدلال و تفکر به این نسل داده نشد. ایدوئولوژی اسلامی مملو از تابوهای مختلف است تابوهایی که اجازه تفکر بدون مرز بدون ترسیدن را به انسان نمی دهد. همینطور فرهنگ ما پر از لودگی و تمسخر است پر از بیخیال مملکت بودن و خودت را بچسب است. راه حل نجات این نسل گرفتار در متن تاریخ در دواژه است: تفکر و گفتگو. باید این نسل تفکرِ بدون ترجمه را یاد بگیرد. باید تفکر بدون ترس را بیاموزد. باید گفتگوی بدون توهین و با احترام را بیاموزد که اگر آموخت آن وقت دیگر رها شدن از زیر استبداد جمهوری اسلامی لحظه ای به طول نخواهد انجامید.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)