در بین جامعه مسلمانان و اسلام‎گرایان پرخاشگری، مناقشات، بنیادگرایی و جنگ و ترور در مقیاس‏های منطقه‎ای، فرامنطقه‎ای و جهانی دیده می‌شود. وجود خشونت و رفتارهای خشونت‎آمیز، (بسیار بیشتر از دیگر جوامع و پیروان ادیان دیگر) در بین جامعه مسلمانان امری انکار ناپذیر است. دینی که شعارش رافت اسلامی است، چیزی که در عمل در بین پیروانش دیده می‎شود رافت و برابری نیست.
وجود اینهمه جنگ و خشونت، سوالهای بسیاری را برای انسان مطرح می‎کند. سوالهایی از قبیلِ «چرا گروههای تروریستی همه مسلمانند؟ چرا در دین اسلام اینهمه جنگ و لشگرکشی وجود داشته و هنوز هم به شیوه های جدید وجود دارد؟ مقیاس و میزان برای اثبات اسلام واقعی کدام است؟ قرآن یا زندگی محمد پیامبر اسلام؟ و یا هر دوی آنها؟»
همانطور که میدانیم در بسیاری از آموزه های دینی اسلام، جنگ و یا خشونت دیده می‌شود. در اسلام نوعی جنگ داریم به نام جنگ مشروع، جهاد مقدس، یا در واقع همان «جنگ مقدس». جنگ مشروع نام دیگری دارد به نام جنگ در راه خدا. این جنگ یعنی جنگی که با انگیزه های خداپسندانه صورت بگیرد.

اسلام واقعی کجاست؟
در قرآن، کتاب مقدس مسلمانان به جنگ اشاره شده است و حتی در برخی از آیه های قرآن، به مسلمانان اجازه داده می‎شود تا هم در زمان محمد و هم پس از محمد، علیه ناباوران و آنان که حاضر به پذیرش اسلام نیستند، حمله نظامی انجام دهند. در سوره توبه، آیه 123 «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قاتِلُوا الَّذینَ یَلُونَکُمْ مِنَ الْکُفَّارِ وَ لْیَجِدُوا فیکُمْ غِلْظَهً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقینَ»، ترجمه آیت الله مکارم شیرازی، آمده است که: «ای کسانی که ایمان آورده اید، با کافرانی که به شما نزدیک‌ترند پیکار کنید. آنها باید در شما شدّت و خشونت ( و قدرت ) احساس کنند و بدانید خداوند با پرهیزگاران است!»
همچنین در آیه 244 سوره بقره می‎گوید: «وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ» «و در راه خدا، پیکار کنید! و بدانید خداوند، شنوا و داناست».
آیه 216 همین آیه می‎گوید: «جهاد در راه خدا، برای شما مقرر شده در حالی که برایتان ناخوشایند است. چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آنکه خیر شما در آن است. و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شر شما در آن است و خدا می‌داند، و شما نمی‎دانید.»
همچنین آیه 56 سوره آل عمران پیرامون مجازات خارج شدگان از دین اسلام می‌گوید: «اما آنها که کافر شدند، (پس از شناختن حق، آن را انکار کردند) در دنیا و آخرت، آنان را مجازات دردناکی خواهم کرد، و برای آنها، یاورانی نیست.
در سوره نساء آیه 74 آمده است: «آنها که زندگی دنیا را به آخرت فروختهاند باید در راه خدا پیکار کنند، و آن کس که در راه خدا پیکار کند و کشته شود یا پیروز گردد پاداش ‍ بزرگی به او خواهیم داد.»
سوره نساء آیه 89 می‎گوید: «آنان (منافقین) دوست دارند که شما هم مانند آنها کافر شوید و مساوی یکدیگر گردید، بنابراین از آنها دوستانی انتخاب نکنید مگر اینکه (توبه کنند و) مهاجرت در راه خدا نمایند، اما آنها که از کار سرباز زنند (و به اقدامات بر ضد شما ادامه دهند) آنها را هر کجا بیابید اسیر کنید و (یا در صورت لزوم) به قتل برسانید و از میان آنها دوست و یار و یاوری اختیار نکنید.»
در همین سوره، آیه 95 آمده است: «افراد با ایمانی که بدون بیماری و ناراحتی از جهاد باز نشستند یا مجاهدانی که در راه خدا با مال و جان خود جهاد کردند یکسان نیستند، خداوند مجاهدانی را که با مال و جان خود جهاد نمودند بر قاعدان برتری بخشیده و به هر یک از این دو دسته (به نسبت اعمال نیکشان) خداوند وعده پاداش نیک داده و مجاهدان را بر قاعدان برتری و پاداش ‍ عظیمی بخشیده است.»
آیه های بسیار دیگری نیز در قرآن هستند که به جنگ، جهاد و خشونت امر، توصیه و یا تشویق می کنند.
از دیدگاه مسلمانان و بنا به توصیه پیامبر و کتاب مقدس مسلمین، جهاد اسلامی نوعی ارزش و یک عمل مقدس محسوب می‎شود. از منظر اسلام و قرآن، جهاد اسلامی با اهدافی از قبیل براندازی شرک و کفر، پاسداری از نظام اسلامی، و مبارزه با تبهکاران و گمراهان، یک عمل مقدس است. در ایدئولوژی اسلامی اینگونه جنگها، مقدس و از ارزش معنوی بالایی برخوردار است. در این نگرش به جهاد گران وعده بهشت برین و حوریان زیباروی بهشتی داده شده است.
محمد بن عبدالله، پیامبر مسلمانان، شخصا در بیشتر جنگ­های صدر اسلام شرکت می­کرد و تنها در چندین جنگ­ شرکت نکرده بود. محمد، پیامبر اسلام، شخصا در حدود 70 جنگ حضور داشت و فرماندهی اغلب جنگ­ها را شخصا بر عهده داشت. در بیشتر این جنگها شروع حمله و آغازگر جنگ، سپاهیان اسلام بودند. اغلب این جنگها به نوعی برای توسعه و گسترش اسلام بود که از نگاه مسلمین، جهاد اسلامی محسوب می‌شد.
اسلام در بیشتر کشورها با زور شمشیر وارد شد. افرادی که حاضر به پذیرش اسلام نمی‌شدند ناچار به پرداخت جزیه به مسلمین بودند. یقینا جنگ سراسر خشونت است و «آغازگرِ جنگ» نمیتواند «پیام ‏آور صلح» باشد.
برخی نواندیشان دینی سعی در تمایز نهادن میان اسلام و اسلام‌گرایی دارند و بر این باورند که «اسلام‌گرایی تأویلی سیاسی از دین است که می‌کوشد در گستره‌ سیاست، اسلام را به شیوه‌ای ایدئولوژیک به کار گیرد».
اما واقعیت این است که اسلام از همان ابتدا رابطه تنگاتنگی با سیاست داشت. از زمانی که پیامبر مسلمانان در مدینه «حکومت اسلامی» تشکیل داد، اسلام با سیاست همراه شده بود. پس از آن نیز کشور گشاییهای مسلمین که از آن با نام «فتوحات مسلمین» یاد می‌شود، و سپس تشکیل امپراتوری اسلامی صورت گرفت.
به واقع تصرفات مسلمین از شبه جزیره عرب شروع شد. تا ماوراءالنهر و شمال دریای مکران و همه ایران (بجز سواحل شمال آنسوی دیواره‌های البرز) و سرزمین عراق، شام، مصر و باریکه سواحل لیبی، دریاچه آرال و کناره‌های دریای خزر تا دریای سیاه (شرق آسیای صغیر و جنوب قفقاز)، جنوب آسوان و قسمت اعظم سواحل لیبی، شمال غرب آفریقا تا مغرب، اندلس ادامه داشت و تمامی این سرزمین‎ها تصرف شد.
سعی در جدا نشان دادن دین اسلام از سیاست و اسلام سیاسی و اسلام‌گراها نمی‎تواند واقعگرایانه و بیان تمام حقایق اسلام باشد.
اگر سرچشمه‌ی هویت یک مسلمان «اسلام» است، چگونه می‌توان مسلمان بودن را بدون قبولِ قانون اسلام ممکن دانست؟ چگونه می‎توان مسلمان بودن را از قرآن جدا کرد؟ چگونه می‎توان مسلمان بودن را از سیره و زندگی پیامبر اسلام جدا دانست؟
کارهای اسلام‌گرایان امروزی را می‌شود از منابع اسلامی و سیره پیامبر مسلمین ریشه‌ یابی کرد و دید. البته این نظریه مخالفان بسیاری نیز دارد. مخالفان این نظریه معتقدند که اسلام واقعی رفتاری نیست که از اسلام‎گرایان میبینیم. بیشتر مسلمانان، بویژه در ایران، می‌گویند داعش، طالبان، و … چهره اسلام واقعی نیست. اما واقعیت این است که جمهوری اسلامی هم همان کارهایی را کرد که داعش انجام داد. حتی در برخی موارد شدیدتر از داعش برخورد کرد.
مسلمانان می‌گویند اسلام واقعی این نیست. و این روح و خصلت اسلام نیست. اما سوال اینجاست که اسلام واقعی کجاست؟ اسلام ناب محمدی کدام است؟ اگر اسلام واقعی در رفتار پیامبر اسلام و در آیه های قرآن نیست پس کجاست؟ اگر این روح و خصلت اسلام نیست، پس روح و خصلت اسلام کجاست و در کجا نمود پیدا کرده است؟ مگر نه این است که اسلام واقعی را باید از زندگی پیامبر آن و «قرآن» کتاب مقدس مسلمانان جستجو کرد؟ در چه برهه‌ زمانی از تاریخ، اسلام غیر از این اسلامی که میبینیم بوده است؟ در عربستانِ در طول تاریخ؟ در ایرانِ شیعه از صفوی تا به‌ امروز؟ در کجا و چه زمانی اسلام واقعی وجود داشته است؟ اسلام با جنگ و شمشیر گسترش پیدا کرد و امروزه هم داعش، القاعده، طالبان، جمهوری اسلامی، و … با زور بازداشت، زندان، شکنجه و اعدام در حال گسترش اسلام و تفکر اسلامی هستند.
این یک حقیقت مشترک و انکارناپذیر است که هم اسلام‌گرایان سنی مذهب (طالبان، داعش، بوکو حرام و…)، و هم جمهوری اسلامی گرایان شیعه مذهب، افکار و اعمال توتالیترخواهانه و خشونت بارشان را با استناد به احکام قرآن، شریعت و قوانین اسلام انجام می‌دهند.
گذشته از این، هر دینی یک نمود ظاهری دارد. یعنی در اصطلاح عامیانه یک ظاهر، خصلت، روح و خویی دارد. با نگاهی به تاریخ اسلام میبینیم که آنچه در این ۱۴۰۰ سال، از اسلام و اسلامیون، دیده شده کمابیش همین جنگها و خشونت‎ها بوده است.
اغلب مسلمانان ادعا می‎کنند اسلام دین آزادی و اختیار است، اما در اسلام خروج از دین مجاز نیست و یک مسلمان نمیتواند از اسلام خارج شود و به دین دیگری درآید. پس در این مساله که از بنیادی‏ترین مسایل است اختیار و حق انتخابی وجود ندارد. حتی انتقاد از اسلام مجاز نیست و هر سوال یا انتقادی می‎تواند «توهین به مقدسات» یا «سب النبی» تعبیر شود و مجازات مرگ را برای شخص منتقد یا پرسشگر در پی داشته باشد.
از سوی دیگر، متاسفانه، حتی صحبت کردن از کارهای اسلامگرایان، می تواند به اسلام‌ هراسی منجر شود. چرا که حقیقتا اقدامات آنها، طرز فکر و ایدئولوژی آنها ترسناک و هراس انگیز است.
به عنوان فردی که تقریبا تمام زندگی اش را در جوامع اسلامی زندگی کرده است، یقین دارم که اسلام و اسلام‎گراها واقعا هراس انگیزند. هر قداستی که نتوان پیرامونش سوال پرسید، بحث کرد، و نقدش کرد هراس انگیز است.
اگر خواهان جهان و جامعه ای آرام و صلح جهانی هستیم، باید پیرامون این ابهامات صحبت کرد، نقد کرد و به چالش کشید. باید اسلام و اسلام‎گراها را به جای میدان جنگ، به چالش کشید و به تفکر، بحث و پاسخ واداشت. همانگونه که به آسانی پیرامون مسیح و مسیحیت بحث می‎شود، نقد می‎شود و یا به چالش کشیده می‎شود بدون اینکه کسی کشته شود و جنگی در گیرد. شاید بتواند برای ما تمرین آزادی و دموکراسی باشد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)