سیاسی:

⭕️با اعتراف وشوی تلوزیونی جوانان را ناامید نکنید،
مگر سر گلسرخی زیر تیغ نبود؟ مگر جزنی و حنیف نمیتوانستند با توبه خودرا نجات دهند

ابتدا سپاس بیکران خودرا ازیارانی ابراز می دارم که در این شرایط سخت پیام مرا به افکار عمومی منتقل کردند ؛ هموطنان ؛ جوانان آرمانخواه ومبارز
جمهوری جهل وجنون انتقام مقاومتم را از من می گیرد من به عنوان کوچکترین سرباز برای مقاومت وشهادت به ایران آمده ام واز قول من به جوانان مبارز بگویید زمان انفعال بسر آمده وصیت میکنم زمان مقاومت تا بی نهایت است من ودیگران حق نداریم بر سر جانمان چانه بزنیم وحق نداریم مصاحبه نمایشی کنیم وتوجیه کنیم برای نجات جانمان زیر تیغ بودیم زمان آنست با خون ومقاومت خود تاریخمان را تطهیر کرده ومعنویت را به مبارزه ملی اعاده کنیم اینرا به عنوان وصیت من به همگان برسانید شاید دیگر فرصت پیام رسانی نداشته باشم رمز پیروزی ما در تزریق معنویت به مبارزه ومقاومت است ایران را زنده وآزاد میخواهیم ما حق نداریم به بهانه نجات جان خودمان اخلاق ومعنویت مبارزاتی را نادیده بگیریم؛ حق نداریم بی اعتنا به خونهای بیگناهان منظره دوربین ستمگران شویم حق نداریم به امید اینکه بهانه مارا آیندگان خواهند پذیرفت روی صندلی داغ نشسته ؛ تلوزیون دشمن را تزیین دهیم ؛ یکبار برای همیشه به چاپلوسان میگویم اینکه میگویید سرمان زیر تیغ بود و مجبور به اعتراف و شوی تلوزیونی علیه دیگران بودیم؛ پذیرفته نیست؛ بیاد داشته باشید با اینکار به صف ستم پیوسته ودستتان بخون آغشته خواهد بود ؛ مگر سر گلسرخی زیر تیغ نبود؟ مگر جزنی و حنیف نمیتوانستند با توبه خودرا نجات دهند مگر… چگونه بخود حق می دهیم با این بهانه مضحک بنیان معنوی وتاریخی مبارزات یک ملت را فدای سر خود کنیم وپاسخگوی آیندگان باشیم: پس شرف ومقاومتی که عمری از آن دم زدیم ؛ چه میشود؛ جوانان این سرزمین چگونه مارا الگوی خود کنند که با احساس وآرمانشان بازی کنیم؟ به کدام رفتار ما افتخار کنند؛ وقتی برای نجات جان خویش به جانیان سلام وصلوات می فرستیم؟ حاشا که من یکی چنان نخواهم کرد وبا پایبندی به آرمان ومقاومت تا بینهایت سر خودرا فدای آزادی واحساس این جوانان که نظاره گر تاریخند خواهم کرد وصیت مرا به جوانانمان برسانید

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)