بانویی جوان با پوستی سفید و چشمانی روشن باصدایی خوش، که طرفدار دین اسلام است ولی به افراد اجازه می دهد هربرداشتی که می خواهند از دین اسلام داشته باشند.«ارمیا» را پدیده‌ای خطرناک برای جمهوری اسلامی است که می‌تواند توضیحی برای «منافق» خواندن ارمیان از سوی اعضای شبکه‌های مجازی با دیدگاه حاکم برجمهوری اسلامی باشد. بیش از صد ها هزار کامنت در شبکه های اجتماعی در این باره نوشته شد.دیدگاه‌های مختلفی در فضای مجازی درباره برتری دیگر خوانندگان نسبت به ارمیا و یا توانایی متفاوت ارمیا در آوازخوانی و حتی نگاه‌های متفاوت در باره پارادوکس حجاب و «غنا» مورد بحث و بررسی قرار گرفته است .

 

سن: ۳۱ سال
متولد: خمین – ایران
در آلمان زندگی‌ میکنه. از بچگی‌ دوستدار موسیقی‌ بوده ولی‌ موسیقی سنتی رو بیشتر از همه سبک‌های دیگردوست داره. ارمیا فوق لیسانس فلسفه رو از دانشگاه تهران گرفته. همیشه در حال خوندن بوده ولی‌ نه به صورت حرفه ای و هیچ وقت فکر نمی‌کرده که بتونه این شجاعت رو داشته باشه که یک روزی بیاد و در این برنامه شرکت کنه.
ارمیا میگه که همسرم همیشه به من میگه: با روسری هم میشه خوند!
او میگوید ‘که تناقضی بین خوانندگی و حجاب وجود ندارد. روز آکادمی فقط با یک کوله پشتی اومدم اینجا و حالا قبول شدم.

 

 

فیلم کوتاه لحظه برنده شدن ارمیا

آکادمی موسیقی گوگوش یک برنامه استعداد یابی خوانندگان ایرانی است که در تاریخ ۲۷ دی سال ۱۳۹۱ ، از شبکه من و تو ۱پخش شد. گوگوش، هومن خلعتبری و بابک سعیدی جزء داوران این فصل بودند.داوطلبان شرکت در این مسابقه پس از ثبت‌ نام اینترنتی در سایت این شبکه تلویزیونی، بایستی ویدئوهای تولید شده توسط خودشان را برای تلویزیون “من و تو ۱” ارسال کنند. تمامی ویدئوها توسط هیأت داوری دیده و درنهایت تعدادی از داوطلبان پذیرفته به لندن فراخوانده می‌شوند. فضای کار در این فصل نسبت به فصل های گذشته بزرگ تر و بهتر بود و ابتدا از میان داوطلبان پذیرفته شده ثبت نام اینترنتی ، آزمون صدا گرفته شد و سپس تعدادی انتخاب شده و از بین آن ها ۱۴ نفر زن و مرد منتخب انتخاب شد.

ارمیا، ارمیا، ارمیا…فیسبوک امروز پرشده از عکس‌ها و تحلیل‌ها در باره برنده محجبه آکادمی گوگوش. مادری مسلمان که برخلاف زن‌های دیگر محجبه آواز می‌خواند. اسلام، غنا، حجاب، روایت متفاوت از سین، همه و همه در طول هفته‌های اخیر در شبکه‌های اجتماعی مورد بحث بوده است. بسیاری از اعضای شبکه‌ها با اهانت به ارمیا، به نحوی باعث محبوبیت ویژه این هنرجوی «مظلوم» هم شده‌اند، اما هر چه باشد، شاید تلویزیون «من و تو» مهم‌ترین برنده مسابقه ۲۵ هزار دلاری باشد. جایزه‌ای که میلیون‌ها دلار ارزش داشته است.

 

بنابر نوشته خودنویس :علی اصغر شفیعیان، روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب در فیسبوک خود به این مساله از زاویه‌ای ویژه می‌نگرد: «آکادمی گوگوش با زیرکی و به صورت هدایت شده دست به انتخاب «ارمیا» زده است؛ با هدف اول اینکه بگوید: خانم های باحجاب هم می توانند بخوانند؛ در حالی که در داخل در این سالها به جای اینکه برای بروز توانایی های زنان کاری بشود فقط زحمت خانه نشینی و تبلیغ بچه داری آنها را کرده ایم. دوم اینکه شبکه ی «من و تو» می خواهد بگوید: شبکه ی من و تو بر خلاف صداوسیما، برایش باحجاب و بی حجاب فرقی ندارد؛ و واقعا با برنده اعلام کردن ارمیا واقعا این معنی به درستی جا خواهد افتاد و اگر فکری برای انعکاس تفاوت واقعی پوشش ایرانیان در صداوسیما نشود، شبکه‌های آن سوی آب به خوبی از این نقطه ضعف استفاده خواهند کرد. // هر دوی این موارد می‌تواند در بالا بردن مخاطب‌های چنین شبکه‌هایی و کاستن از تعداد بیننده‌های شبکه های صداوسیما موثر باشد.»

نیما راشدان، تحلیل‌گر سیاسی و امنیت آنلاین نگاهی دیگر دارد و «ارمیا» را پدیده‌ای خطرناک برای جمهوری اسلامی می‌خواند که می‌تواند توضیحی برای «منافق» خواندن ارمیان از سوی اعضای شبکه‌های مجازی با دیدگاه حاکم برجمهوری اسلامی باشد: «من روی این داستان آکادمی در هفته های گذشته کمی کار کردم. چیزی حدود ۸۰ هزار کامنت save کردم از جاهای مختلف و …رای پایانی اساسا از چند هفته پیش قبل از اینکه VPN ها بسته بشه مشخص بود. ارمیا فرد likable ای بود از اساس و کلیک روی ویدئوها، اعضاء صفحه، کامنت و لایکش حتی در جامعه مجازی که توقع کمتری از رای تلفنی می‌رفت بیشتر بود. اما اگر هر کدام از اینها هم نبود.

کسانی که قدری با رفتار رای دادن مردم آشنا هستند خوب می‌دانند: مادر بودن به تنهایی جواز بردن هر نوع رای گیری در رقابت با غیر مادرها است. فقط در ایران هم نیست. شهروندان در انتخاب بین مجردها و خانواده ها: خصوصا مادری که دو بچه دارد. به فرد اخیر رای می‌دهند بی توجه به چیزهای دیگه. یکی از کلیدی‌ترین بخشهای کمپین به نمایش گذاشتن رابطه محافظه کارانه و سنتی کاندیدا با همسر و فرزندانش هست. گریه هم که نیاز به توضیح ندارد. انتخاب شعر ایران و گریه و … که کلاسیک است. ما در ایران یک شکاف بسیار بزرگ، تهران – بقیه ایران داریم. تهرانی بودن و تهرانی نبودن با ارقام غیرقابل باوری ترجمه انتخاباتی میشه.

نه تنها افراد کاندیدای همشهری خود را حمایت می کنند که عادی است، بلکه جمعیتی که از شهرستانها می آیند یکپارچه کاندیدایی را که حس کنند غیرتهرانی تر است حمایت می کنند. حجاب را قبلا نوشته بودم مخاطبان ظاهرا شخصیت، وقار و نجابت ترجمه کردند، منتهی کلیدی ترین نکته این بود که حجاب را به دلیل فرم امروزی، آواز خواندن و خصوصا رفتارهای جمعی کاندیداها که ارمیا در مرکز بدون مشکل حضور داشت تهدید ندیدند.

گروهی که اساسا حجاب را تهدید دیدند کمتر از ۳% کامنتها هستند. این ۳% اتفاقا با حمله کمک کردند به ایجاد حس ترحم و سمپاتی.یک شوک susan boyle هم بود برای همه، منتهی دقیقا نمی دونم این چقدر تاثیر داشته. از همه اینها مهمتر ارمیا فرد بسیار باهوش، دارای هوش احساسی EI فوق العاده بالا بود و تونست خیلی راحت مخاطب بسیاری را به این سمت ببره که خود را با او همزاد پنداری کنند. من نسبتا دقیق بازه سنی، جنس و توزیع جغرافیایی این بخش آخر را در ایران در آوردم. این بحث آکادمی را با اولین نوشته ام راجع به ارمیا پایان می دهم: پدیده ارمیا، تهدید جدی امنیتی برای جمهوری اسلامی ایران است.»

از سوی دیگر، چند روز پیش، فیسبوک «نیمه سایبری» ارمیا را «کاشته شده» توسط سازمان مجاهدین خلق با هماهنگی تلویزیون «من و تو» خوانده بود و برخی رسانه‌های آنلاین جمهوری اسلامی مبلغ همین ایده بوده‌اند: «مدتیه که شبکه « من و تو » اقدام به برگزاری برنامه ای تحت عنوان « آکادمی گوگوش » کرده و در اون افراد مختلف مسابقه خوانندگی برگزار میکنند. یکی از چهره هایی که در این مسابقات با حجاب به ظاهر اسلامی حضور پیدا کرده و تبدیل به یکی از چهره های شناخته شده این برنامه گردیده زنی به اسم « ارمیا » است. تا اینجای کار مشکل خاصی نیست حضور شخصی که ظاهرا به حجاب اسلامی مقیده در همچین مراسمی تعجب برانگیزه . این شک وقتی بیشتر میشه که صحبت از روابط پشت پرده این شبکه با گروهک منافقین به میون بیاد و شباهت جالب چهره و ظاهر این خواننده با سرکرده گروهک تروریستی مذکور یعنی مریم رجوی ملعون! اما بررسی هایی که درباره گذشته این زن صورت گرفته نشون داده در واقع این فرد یکی از اعضای سازمان منافقین به اسم «اُرینب مشایخی» است که از طرف سازمان و با هماهنگی با مسئولان شبکه من و تو مامور شده تا وجهه سازمان مجاهدین رو بهبود ببخشه.

این دقیقا همان دیدگاهی بود که در سایت مشابه کلمه که از سوی جمهوری اسلامی ساخته شده تبلیغ شده است. سایت http://kalame.co/ نوشت: «یکی از افرادی که در بعنوان خواننده در برنامه ای تحت عنوان آکادمی موسیقی در شبکه من و تو حضور پیدار کرده از اعضای گروهک تروریستی منافقین است. بنا بر این گزارش فردی به نام ارمیا که با حجاب!!! در این برنامه در حال خوانندگی است عضو گروهک مجاهدین است و برای افرادی که ذره ای با این سازمان تروریستی آشنا هستند این حرف قطعی و حتمی است. به دلیل اینکه مجاهدین رفتار شناسی خاص خود را دارند و افرادی که به دنبال مدرک هستند، افرادی هستند که تابه حال هیچ گونه مطالعه ای در رابطه با جنایات این سازمان مخوف نداشته اند! سازمان مخوفی که برپایه دروغ بنا شده است! حال حاضر شاهد هستیم که یکی از اعضای مجاهدین در یک شبکه طرفدار سلطنت حاضر شده و به نوعی ائتلاف پنهان را شکل داده است.» سایت مورد نظر، کپی‌سازی جمهوری اسلامی بر اساس سایت «کلمه»، نزدیک به میرحسین موسوی است.


دیدگاه‌های مختلفی در فضای مجازی درباره برتری دیگر خوانندگان نسبت به ارمیا و یا توانایی متفاوت ارمیا در آوازخوانی و حتی نگاه‌های متفاوت در باره پارادوکس حجاب و «غنا» مورد بحث و بررسی قرار گرفته، اما هر چه هست، به نظر می‌رسد تلویزیون من و تو با برنامه آکادمی موسیقی گوگوش و برنده شدن یک بانوی محجبه، باعث نگرانی ویژه جمهوری اسلامی شده است. جمهوری اسلامی حتی از نظر به دست آوردن مخاطبان جدید در رقابت با تلویزیون من و تو که ارمیای «محجبه» شخصیت بحث‌برانگیزش می‌شود بازنده محسوب می‌شود.

یک روزنامه‌نگار ایرانی در فیسبوک خود می‌نویسد: « موضوع مهم، صرفنظر از برنده، شکل رای گیری و شیوه معیوب انتخاب هنرجو، موفقیت برنامه آکادمی گوگوش از حیث جذب بیننده است. ببینید در روزهایی که صداوسیما با تمام سازوبرگ به دنبال جذب مخاطب است در فروم‌ها و کلنی‌های مجازی ایرانی حرف از کدام برنامه است و از کی….برنامه‌ای با حضور تنها یک ستاره (که البته محور نیست) و با نقش افرینی مجری‌ها و کارشناسانی که به مرور تبدیل به چهره های مهمی شده‌اند و مخاطب را با خود همراه می‌کنند. تازه جالب این است که در دور تازه شرکت کننده‌ها به مراتب بی استعدادتر و نچسب تر از همیشه بودند … درحالی که مطبوعات و تلویزیون ایران به شدت درگیر بحران مخاطب‌اند، پیام این موفقیت چیزی جز این نیست که چشم ایرانی جماعت (به هزارهزار دلیل ) همچنان از تماشای آن طرف سیر نیست. همان طورکه شهرام شب پره می گوید، ازچلاندن این ۳-۴۰ سال، تهش ماییم که می‌مانیم.»

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)