کفن پوشان پدیده ای جدید در ایران نیستند هر چند که در این چند دهه اخیر نقش آنها پررنگ تر شده است. کفن پوشان به گروهی گفته می شود که وقتی امری مقدس خدشه دار می شود  کفن می پوشند  و به خیابان می ریزند تا به صورت شعارگونه و نمادین نشان دهند که برای دفاع از مقدساتشان  حاضرند حتی جانشان را هم ببازند. این که چه امری مقدس است  و چه وقتی برای به خیابان ریختن مناسب است را ایدئولوژی حاکم بر فضای گروه کفن پوشان تعیین می کند. کفن پوشان در ابتدای پیوستن به گروهشان آدم های عوامی هستند که تحت تاثیر ایدئولوژی حاکم بر گروهشان واقعا به مقدسات گروهشان اعتقاد دارند اما خیلی زود آنها نیز تبدیل به یکی می شوند مثل بقیه لمپن های گروهشان. چندی که می گذرد خودشان و گروهشان تبدیل به یکی از اهرم های فشاری می شوند که در معادلات و نامعادلات فضای سیاسی ایران به بازی گرفته می شوند. با گذشت زمان، مقدساتی که بر اساس ایدئولوژی حاکم بر گروه تعیین می کرد که چه زمانی برای کفن پوشیدن  مناسب است جای خود را به منافع سیاسی و اقتصادی  گروههایی می دهد که گروه کفن پوشان را بازیچه می خواهند. در این شرایط کفن پوشیدن که نشانه آمادگی برای جان باختن است به سر حد یک شعار تقلیل پیدا می کند چرا که آن ایمان اولیه جای خودش را به لمپنیسم داده است. کار به جایی می رسد که کفن پوشان حتی نمی دانند برای چه به خیابان ریخته اند، از چه چیزی ناراحتند و به چه چیزی اعتراض دارند و از چه چیزی دفاع می کنند! فقط می دانند باید شعار بدهند، به هم بریزند و بشکنند و بسوزانند. حتی گاهی وقتی موضوعی برای کفن پوشیدن  و به خیابان ریختن وجود ندارد خودشان یک موضوع ساختگی ایجاد می کنند یا سوار بر امواج یک شایعه می شوند و آن را پر و بال می دهند تا بهانه ای برای به خیابان ریختن پیدا کنند. مثلا چند سال پیش در پی انتشار یک مقاله غیر توهین آمیز درباره امام دوازدهم شیعیان در یک مجله دانشجویی با تیراژ محدود، این موضوع به همت کفن پوشان به بحرانی سراسری تبدیل شد و به بهانه توهین به مقدسات تا چندین هفته فضای سیاسی کشور را آشفته کردند و کار به آنجا رسید که قرار شد با بلدوزر آن دانشگاه را خراب کنند هر چند که همه می دانستند چنین اقدامی از سطح شعار فراتر نخواهد رفت.

 کفن پوشان البته فقط به نوع مذهبی محدود نمی شوند و انواع غیرمذهبی نیز دارند.  مثلا در مراسم نوروز امسال، آرامگاه کورش پذیرای جمع نسبتا قابل توجهی از گردشگران بود و امسال با توجه به توالی چهارشنبه سوری و نوروز دامنه آتش بازی و ترقه بازی به مراسم نوروز نیز  کشیده شده و در نتیجه یکی از بازدید کنندگان که قاعدتا از فقر فرهنگی رنج می برده است نارنجکی به سمت آرامگاه کورش پرتاب می کند که باعث آسیب جزیی به این اثر باستانی می شود و مردم نیز با شعار «بی فرهنگ، بی فرهنگ» به این امر اعتراض می کنند. اما روایت کفن پوشانه از این داستان با واقعیت امر تفاوت دارد.  در روایت کفن پوشانه چنین گفته شده است که جمعی از بسیجیان و گروههای وابسته به حکومت با شعارهای «مرگ بر آمریکا» و «الله اکبر» فضا را متشنج کرده و یکی از این افراد با نارنجک به آرامگاه حمله نموده است! ولی تصاویر و فیلم هایی که از این واقعه منتشر شده به هیچ وجه با چنین ادعایی مطابقت ندارد. در فیلم هایی که موجود است مردم بدون هر گونه مزاحمتی مشغول بازدید از این مکان باستانی بوده اند و بعد از این اتفاق نیز هیچ واکنش و اعتراضی که نشان دهد مردم حاضر در صحنه به عوامل حکومتی معترض  باشند دیده نمی شود و این حادثه را صرفا منتسب به فقر فرهنگی فرد خاطی نمودند.  این در حالی است که اگر کوچکترین مزاحمتی از سوی عوامل حکومت ایجاد شده بود آن جمعیت قابلیت تبدیل به یک تجمع اعتراضی با شعارهای ضد حکومتی را داشت ولی  به هیچ عنوان فضای حاکم بر آن گردهمایی از چنین  اوضاعی خبر نمی دهد. این موضع نشان می دهد که کفن پوشان به داستان واقعی کار ندارند و به دنبال واقعیت نیستند. آنها حتی به فیلمی که هیچ شعاری در آن داده نمی شود اشاره می کنند و می گویند خوب گوش کنید شعارهای  الله اکبر و مرگ بر آمریکا را می شنوید! وسپس  این حادثه را به حمله عوامل اسلام گرا و حکومتی منتسب نموده و برای تلافی این اتفاق  خواستار تخریب امکان مذهبی مسلمانان با بولدوزر می شوند. پیداست که این  بهره برداری تبلیغاتی و این روایت واژگونه بیشتر برای تحت تاثیر قرار دادن فضای سیاسی و کسب هویت تقابل جویانه برای جریان های ناسیونالیستی انجام می شود. اما مشکل این است که به جز یک بهره برداری تبلیغاتی کوتاه مدت،  کسب هویت بر پایه داستان سرایی هایی از این دست و به مدد کفن پوشان اینترنتی  سرمایه مناسبی برای این گروهها محسوب نمی شود.  کاش این کفن پوشان مجازی حداقل دغدغه حفظ آثار باستانی را داشتند و به جای آنکه این موضوعات را دستاویز بازی های سیاسی قرار دهند اجازه می دادند که ریشه های این حادثه به درستی و در فضایی آرام شناسایی شوند و برای فقر فرهنگی که منجر به این حادثه شده است چاره ای اندیشیده شود.  رفتار بولدوزری با موضوعات فرهنگی و ایجاد تقابل بین  نمادهای ملی و مذهبی  در حوزه آثار باستانی صرفا باعث آسیب رسیدن به این آثار می شود.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)